هماهنگی والدین در تربیت فرزند و مدیریت اختلاف نظرها

هماهنگی والدین در تربیت فرزند و مدیریت اختلاف نظرها

هماهنگی والدین در تربیت فرزند و مدیریت اختلاف نظرها

هماهنگی والدین در تربیت و چگونگی مدیریت اختلاف ها همیشه یکی از بحث های داغ سمینارها و کارگاههای من است.به همین دلیل در مقاله این هفته تصمیم گرفتم درباره این موضوع پراهمیت بنویسم.

خیلی خوب به یاد دارم که اولین بحث جدی من و همسرم سه سال و نیم بعد از ازدواجمان و تنها چند روز بعد از تولد فرزندم بروز پیدا کرد. من که تا آن زمان حتی فکر نمیکردم بتوانم با همسرم که بسیار رابطه خوبی با هم داشتیم و داریم بحث کنم، به خاطر احساس  مسئولیتی که در قبال فرزندم داشتم با همسرم وارد بحث شدم. خیلی خوب به یاد دارم که چقدر از این موضوع ناراحت و نگران بودم و البته حق به جانب …. مطمئن بودم که حق با من است اما یک جای کار می لنگید….چرا حرف هایم همسرم را عصبانی یا ناراحت میکرد؟

کمی تامل…

من به کل فراموش کرده بودم که قرار نیست یکی از ما در بحث برنده شویم که اگر این شود، در اصل باخته ایم. یادم رفته بود که من و همسرم یک ما هستیم با یک نقظه مشترک خیلی بزرگ به نام فرزند…. خیلی وقتها بحث ها بر سر رفتار صحیح با کودک نو پایمان، ما را فرسوده میکرد و بر ارتباط ما با هم تاثیر می گذاشت . و من خیلی زود فهمیدم که  لازم است یک خط قرمز بزرگ برای خودم تعیین کنم آن هم قاطعانه !

اجازه دخالت در ارتباط همسرم با فرزندمان را  ندارم! به جای آن لازم است با هم درباره موارد مهمی صحبت کنیم.

منتها این صحبت های مهم باید به چه شکل صورت بگیرد؟ در ظاهر به نظر خوب می آمد ولی باید اعتراف کنم در عمل اصلا ساده نبود. ما محصول دو تربیت متفاوت بودیم و ناخواسته این موضوع در ارتباط ما با فرزندمان به شدت بروز میکرد و باعث ایجاد تنش هایی در ارتباط ما با عضو جدید و دوست داشتنی مان میشد. در شروع گفتگو های دونفره مان در ارتباط با فرزندمان بحث به متهم کردن ختم میشد و استناد به مقاله ها  و کتب علمی…. و اوضاع را خراب میکرد.

این خیلی طبیعی است که شما و همسرتان در تربیت فرزندتان دچار اختلاف نظر شوید. منتها شیوه صحیح برخورد شما با این اختلاف نظرهاست که میتواند این موضوع را به مشکلی حاد تبدیل کند یا آنرا به فرصتی برای رشد هر دویتان.

در این نوشته به آنچه خود با تحقیق و تجربه به آن رسیدم میپردازم. ما با رعایت این نکات و اضافه کردن کمی چاشنی عشق،حوصله، آموزش و البته نگاه بلند مدت موفق به مدیریت اختلاف نظرهایمان شدیم. امیدوارم  شما هم با به کار گیری آنها فضای خانه خود را به جای امن تر و شادتری تبدیل کنید.

 

اولین قدم در هماهنگی والدین در تربیت:

به نظر من اولین قدم در هماهنگی والدین در تربیت، این است که والدین بخواهند به این هماهنگی در تربیت برسند. گاهی والدین، ناراحتی ها، عصبانیت ها و دلخوری هایی بر سر موضوعات دیگر دارند و این مسائل اجازه نمیدهد با هماهنگی کامل و به عنوان اعضای یک تیم مشترک، پدری و مادری کنند. ‌بنابراین،‌ اول باید خشمی را که از موضوعات دیگر باقی مانده و متعاقب آن، رقابت‌جویی خودمان را از تربیت فرزند جدا کنیم. در ادامه مقاله به این موضوع خواهیم پرداخت که اگر یکی از والدین همکاری لازم را نداشت، یا اصلا حاضر به گفتگو در این باره نبود بهترین تصمیم چیست…

از قبل با هم تصمیم بگیرید چه اصول و خط قرمزهایی دارید.

هر چقدر هم که اختلاف نظر داشته باشیم بالاخره مسائلی وجود دارند که بر سر آنها توافق داشته باشیم . مثلا ممکن است هر دوی شما برای احترام به بزرگترها یا رعایت ادب در مهمانی ها یا به زبان نیاوردن حرف های زشت خیلی ارزش قائل باشید….پس لازم است در شروع ، به دنبال نظرات مشترک و هر چند ساده باشیم و سعی کنیم از همان ها به عنوان نقطه شروع برای ایجاد تفاهم بیشتر استفاده کنیم.

 

در شروع ، به دنبال اشتراک نظر های ساده باشیم و سعی کنیم از همان ها به عنوان نقطه شروع برای ایجاد تفاهمات بیشتر استفاده کنیم.

حتما و حتما، با هم تصمیم بگیرید که در صورت بروز مسائلی خلاف ارزش های مشترکتان، بهتر است چه برخوردی با فرزندتان داشته باشید.

مثلا ممکن است که با هم توافق کنید که اگر فرزندتان حرف زشتی به زبان آورد، از او بخواهید که سه بار دهانش را آب بکشد و تا دهانش را آب نکشیده با او صحبت نکنید. وقتی هر دوی شما رفتار از پیش تعیین شده و هماهنگی در تربیت فرزندتان در پیش بگیرید نه تنها از ارتباط و هماهنگی با یکدیگر بیشتر لذت میبرید، بلکه  فرزندتان احساس امنیت بیشتری خواهد کرد و رفتارهای بهتر و باثبات تری از خود بروز خواهد داد. هر گاه از فرزند خود شنیدید که : دوتاتون مثل همید… میتوانید خوشحال باشید و به خودتان تبریک بگویید.

 

اگر بطور مداوم با طرز برخورد همسرتان در برابر اشتباهات و بدرفتاری‌های فرزندتان مشکل دارید….

۱٫ اختلاف نظر های خود را با توجه به اهمیت آنها ، اولویت بندی کنید.

مطمئنا نمی توانید در مورد همه تصمیمات تربیتی فرزندتان جلسه تشکیل دهید. والدینی آسوده تر هستند که زمان بیشتری به یکدیگر میدهند، با حوصله مسائل را اولویت بندی میکنند و گاهی با نادیده گرفتن مسائل کم اهمیت تر ، انرژی خو د را برا ی رسیدگی به مسائل مهتر ذخیره میکنند. تنها در این صورت است که استرس و فشار کمتری متوجه شما، همسر و فرزندتان خواهد بود و در نتیجه  راحت تر می توانید  به دلیل و منشا اشتباهات و بدرفتاری‌های فرزندتان فکر کنید و تصمیمات تربیتی مناسب را با آرامش و اطمینان بیشتری بگیرید.

اگر می بینید که در بحث با همسرتان مغلوب می شوید، یادتان باشد که همیشه وقت برای بحث مجدد و رسیدن به نتیجه ای که هر دو نفر از آن راضی باشند وجود دارد. اما از بین بردن اثر کلمات زشت و بد و بیراه‌هایی که از دهانتان خارج می شود، به این سادگی ها  نخواهد بود. گاهی بالغانه ترین تصمیم اینست که دست از اصرار بر حل موضوعی در همین حالا برداریم و به یکدیگر کمی زمان بدهیم.

گاهی ما فراموش میکنیم که هدف هر دوی ما تربیت هر چه بهتر فرزندمان است نه پیروز شدن در بحث و ثابت کردن این که من درست میگویم!

 ۲٫ اختلاف نظرها را با لحن مناسب با هم در میان بگذارید…

اگر موضوعات اولویت بندی شده را با لحن مناسب و دوستانه به اطلاع همسرتان برسانید، مطمئنا بیشتر مورد توجه او قرار خواهد گرفت و کمتر درمورد رفتار خود حالت دفاعی خواهد گرفت. برای شروع صحبت لازم است خودتان را به جای او بگذارید و از زاویه دید او به مسئله نگاه کنید و اینگونه صحبت را شروع کنید:

  • میدونم که وقتی از سر کار میای خیلی خسته ای و دوست داری آرامش داشته باشی….
  • حق داری واقعا ، گاهی دعواهای ستایش و امیرحسین من رو هم کلافه میکنه….
  • وقتی آبتین اون حرف زشت رو به زبون آورد واقعا نمیدونستم باید چیکار کنم هردومون عصبانی شدیم…. تو راه حلی به ذهنت میرسه تا جلوی این عصبانیت ها رو بگیریم و یه کار درست و اساسی بکنیم…

بد نیست به جای گذاشتن کلاه قضاوت یا وکیل مدافعی (برای دفاع از حقوق فرزندتان) بر سرتان، کمی تامل کنید و ببینید که کدام روش بیشتر به تغییر رفتار همسرتان و زیبا تر شدن جمع خانواده تان کمک میکند.

مقصر دانستن و متهم کردن همسرتان یعنی قدم گذاشتن در یک جدال بی پایان 

درک و همدلی با او و در نتیجه کمی صبر یعنی همدل شدن همسرتان با شما و فرزندتان .

اتنخاب شما کدام است؟

آشنایی با دو سم کشنده در هماهنگی والدین در تربیت: 

۱٫سرزنش:

وقتی در صحبت کردن از واژه هایی که بوی اتهام و سرزنش میدهد، استفاده میکنیم ناخودآگاه طرف مقابل را به دفاع کردن از خود وادار میکنیم. و این یعنی شکست بحث و از دست دادن یک فرصت برای رسیدن به هدفمان یعنی امن تر کردن فضای تربیتی خانه. میدانم ترک عادت سخت است و به این راحتی ها امکان پذیر نیست اما شدنی است. اگر دوست دارید بدانید چرا با وجود انگیزه زیادی که در ترک عادت هایمان داریم ، ترک عادت این همه سخت است روی جمله زیر کلیک کنید.

 

۲٫تعمیم دادن:

تو همیشه قول میدی ولی ….

هیچ وقت به حرفای من توجه نمیکنی….

حتی یک بار هم با خودت فکر نمیکنی…

قبول دارید حرفهایی با این حال و هوا ، بوی ناامیدی میدهد و ناخودآگاه انگیزه را هم از خودمان و هم از همسرمان میگیرد؟

با استفاده از عباراتی مثل عبارات بالا عملا به همسرمان القا میکنیم که صحبت کردن با تو فایده ای ندارد. ما با بمباران کردن همسرمان با برچسب هایی که انگار قرار است برای همیشه جزیی از وجود او باشند، عملا گفتگو را بی تاثیر یا حتی بد تاثیر میکنیم. شخصی که تلاش های هر چند کوچکش دیده نمیشود، هیچ دلیلی برای تلاش برای بهبود شرایط، نخواهد کرد.

پس بهتر است کمی دندان روی جگر بگذارید و قبل از شروع به صحبت با همسرتان، تنها ده دقیقه وقت بگذارید و با خود تمرین کنید که چگونه صحبت را شروع کنید. یا حتی نکات مهم مقاله را به صورت تیتروار روی یخچال یا جایی در معرض دیدتان بچسبانید. کافیست تنها چند بار به این روش برخورد کنید. به شما قول میدهم، شیرینی نتیجه را خیلی زود، حتما خواهید چشید. به مرور زمان از نتایج آن شگفت زده خواهید شد و میبینید که به راحتی و بدون ذره ای فکر یا حتی نیاز به مرور کاغذ رویخچالی، به روش سازنده ای در حال گفتگو با همسرتان هستید.

 

۳٫ برای تقویت هماهنگی در تربیت، از کوچکترین تلاش همسرمان قدردانی کنیم.

  • با اینکه خسته بودی وقتی آوا گفت سواری میخوام ، باهاش بازی کردی. ممنونم ازت…
  • دیشب که نیما اومد تو اتاق و گفت مامان بیا پیشم اصلا دلم نمی خواست از رختخواب جدا بشم. نمیدونی چه لطفی کردی که رفتی پیشش. واقعا ازت ممنونم …

اگر تند تند در حال خواندن مقاله هستید خواهش میکنم به جای خواندن بقیه مقاله لحظه ای صبر کنید و با خود تصور کنید که  شنیدن این جملات چه احساسی در همسرتان به وجود خواهد آورد؟ پس چرا معطلید…. از همین حالا شروع کنید. اگر همسرتان در کنارتان است که چه بهتر، در غیر این صورت تلفن را برداشته و با یک پیام یا تماس کوتاه از او تشکر کنید. حواستان باشد که مانند مثال ، دقیقا و به طور شفاف بگویید که در حال تشکر  از کدام اقدامش هستید.

 

۴٫ در حالیکه همسرمان می شنود، درباره خوبی هایش، به فرزندمان بگوییم.

من: تو حاضری صبح زود از خواب بیدار بشی و بری سر کار ، اونم تا ساعت چهار بعد از ظهر. و وقتی سر ماه حقوق میگیری همه رو برای من و بابا خرج کنی؟

فرزندم(با خنده و تعجب): معلومه که نه…

من: منم حاضر نیستم، اما بابا داره این کار رو میکنه….

فرزندم: واقعا؟!

فرزندم از آن روز  و البته با بیان ها ی متفاوت و البته به جای من، به وضوح احترام بیشتری برای پدرش قائل است. یک روز با آمدن پدرش به خانه به آغوش پدر دوید و گفت بابا تو تا حالا به خاطر من ومامان سر کار بودی؟ لبخند رضایت همسرم در آن لحظه از هر چیزی بیشتر داشت.

لازم است گاهی به فرزندمان نشان دهیم چقدر برای همسرمان ارزش قائلیم. وقتی فرزندمان بداند پدر و مادرش در یک تیم هستند و در تربیت او توافقات یکسو و هم جهتی دارند، خیلی راحت تر قوانین را می پذیرد و با محدودیت ها کنارمی آید.

 

 

۵٫ اختلاف نظرهای خود را درمقابل فرزندانمان بروز ندهیم.

در میان تمام راهکارهای موجود، این مورد از همه مهمتر است. برای خود یک خط قرمز بسیار مهم و اساسی تعیین کنید و آن هم اینکه :

به هیچ عنوان فرزندتان نباید متوجه اختلاف نظر شما و همسرتان بشود.

یادتان باشد که خیلی وقتها به هوش و ذکاوت فرزند خود بالیده اید و مباهات کرده اید. همین فرزند باهوش، خیلی زودتر از آنچه فکر میکنید متوجه اختلاف نظرهای  شما خواهد شد. در این شرایط کودکان خیلی زود یاد می‌گیرند که اگر می‌خواهند چیزی به دست بیاورند، بهتر است والدین در یک جبهه نباشند.‌ آن‌وقت طرف کسی را می‌گیرند که خواسته‌شان را برآورده کند.فرزند ما اصلا به طور اختیاری این کار را نمیکند . این روشی است که ما با عملکردمان به او آموخته ایم. در انتها درباره عواقب ناهماهنگی والدین و پی بردن کودک به این موضوع صحبت خواهیم کرد.

۶٫گاهی به فرزندمان بگوییم من و پدرت ( یا من و مادرت) …

گاهی به عمد به فرزندتان بگویید ما در این باره هنوز به توافق نرسیده ایم و بعد از صحبت با پدرت ( یا مادرت) تصمیمون رو بهت میگیم. مطمئنا خیلی خوب است که گاهی این جملات اثربخش را در حضور همسرتان به فرزندتان بگویید و به او نشان دهید که چقدر به نظرات او اهمیت میدهید. خیلی زود اثر این شیوه برخورد را در زندگی تان خواهید دید.

عواقب نا هماهنگی والدین در تربیت فرزندان: 

از عواقب دیگر ناهماهنگی بین والدین این است که قدرت تان در کنترل فرزند، به شدت کم می‌شود. وقتی مادر می‌گوید این کار بد است، ‌اما به نظر پدر بد نیست، فرزند ما با خود فکر میکند : پس شاید واقعاً بد نیست و من  می‌توانم آن را انجام بدهم. وقتی پدر و مادر با هم درباره مسئله ای بحث میکنند و هر یک میخواهند حرف خود را به کرسی بنشاند، چه پیامی را ناخواسته به فرزند خود منتقل میکنند؟

وقتی مادر اشتباه میکند و حتی بابا هم حرفش را قبول ندارد، من چرا باید حرف او را قبول کنم؟!

خصوصا زمانی که یکی از والدین بخواهد فرزندش را تنبیه کند و دیگری مخالف این کار باشد و از کودک دفاع کند. همه‌ این موارد مجوزهایی است برای این‌که فرزندان زیر بار قوانینی که والدین وضع می‌کنند نروند. آن‌ها یاد می‌گیرند که این خانه قانون مشخصی ندارد و اصلاً دلیلی ندارد که مطابق قوانینی رفتار کرد که یک نفر در خانه وضع کرده است.

موضوع این نیست که کدام ‌یک از والدین درست می‌گویند،‌ چه قانونی باید باشد و چه قانونی نباید باشد،‌ یا این‌که هر رفتاری‌ چه پیامدی باید داشته باشد. موضوع فقط و فقط تاثیر این ناهماهنگی روی فرزندان و در واقع لزوم هماهنگی بین والدین در تربیت فرزندان است.

اگر همسرتان هیچ همکاری در ایجاد هماهنگی در تربیت فرزندتان نمیکند…

اگر همه تلاشتان را برای ترغیب همسرتان به هماهنگی در تربیت به کار گیرید و بر این موضوع تنها یکی دو ماه تمرکز کافی داشته باشید و با خود قرار بگذارید که هرشب تنها ۱۵ دقیقه وقت بگذارید و یک مقاله رایگان در اینترنت بخوانید تقریبا به جز در موارد نادر ، به هدف خود خواهید رسید.

با این همه فرض کنیم با انجام همه مراحل گفته شده و تلاشهای خلاقانه خودتان موفق به ترغیب همسرتان برای ایجاد هماهنگی لازم در تربیت فرزندتان نشدید، در این صورت چه باید کرد؟

معرفی یک کتاب خوب:

در اینجا بد نیست اشاره ای به کتاب «چگونه فرزندان موفقی داشته باشیم » اثر «پائول توگ» داشته باشیم. پائول توگ در صفحه ۶۹  این کتاب از تحقیقات زیادی که در زمینه تاثیر استرس کودکان بر زندگی آنها در بزرگسالی انجام شده مینویسد و نتیجه گیری میکند:

اکنون میدانیم استرس ها و گرفتاری های دوران کودکی میتوانند مو به مو در زیر پوست کودکان جا خوش کنند و از همان جا آسیب هایی وارد کنند که همه عمر ماندگار باشند. اما در این تحقیقات خبرهای خوبی هم وجود دارد. پژوهش ها ثابت کرده اند که برای تاثیرات استرسهای دوران کودکی، پادزهر بسیار موثری وجود دارد که نه در دست شرکت های دارویی است و نه در اختیار معلمان اولیه کودک، بلکه در دست والدین است. والدین و دیگر مراقبانی که میتوانند رابطه نزدیک و پرورنده ای با کودک خود برقرار کنند،نیرویی ترمیم پذیر یا التیام بخش در آنها ایجاد خواهند کرد که در بسیاری از محیط های آسیب زا از آنها محافظت خواهد کرد.

میدانم، میدانم ….اگر هنوز به هماهنگی کافی در تربیت فرزندانتان با همسرتان نرسیده اید این جملات نه تنها امیدبخش نیست بلکه بیشتر نگرانتان خواهد کرد….اما صحبت های پائول توگ هنوز تمام نشده است… او در ادامه مینویسد:

برخی مطالعات شواهد محکم تری را آشکار ساختند. یکی از محققان دانشگاه NYU به نام کلانسی بلر آزمایش بزرگ مقیاسی انجام داد که در آن گروهی بیش از هزار و دویست نوزاد از بدو تولد مطالعه شدند. بلر از هفت ماهگی کودکان به بعد، هر یک سال یا کمی بیشتر ، سطح کورتیزول ( هورمون استرس) آنها را در واکنش به استرس اندازه گیری کرد ( روشی ساده برای بررسی شیوه ی واکنش کودک به موقعیت های استرس زا )

بلر  متوجه شد که شرایط محیطی  مثل آشفتگی و ناآرامی در خانواده تاثیر زیادی بر سطح کورتیزول ( هورمون استرس) کودکان دارد اما فقط در صورتی که مادران بی توجه و غیر مسئول باشند!

مادرانی که در اندازه گیری مسئولیت پذیری نمره ی بالایی به دست آوردند، تاثیر عوامل محیطی بر کودکشان تقریبا صفر بود.

نتیجه گیری شخصی:

با قرار دادن همه آنچه میدانم در کنار هم ، به این نتیجه رسیدم که:

فرزندپروری با کیفیت میتواند ضربه گیر قدرتمندی در برابر آسیب هایی باشد که کودک با آن مواجه میشود.

در شرایطی که والدین نتوانند به هماهنگی لازم در تربیت کودک برسند، میتوان به عمق ناآرامی در خانواده پی برد. در این شرایط اگر یگی از والدین آگاهانه پدری / مادری کند، میزان آسیب وارد شده به کودک بسیار ناچیز و حتی نزدیک به صفر خواهد بود.

و کلام آخر:

اگر با خود فکر کنیم که همسر ما به اندازه ما در تربیت فرزندمان حق دارد و نگران و دلسوز است، منتها به خاطر تجربه های متفاوت و حتی گاهی متناقض مان با هم که اغلب ریشه های بسیار عمیقی دارد، زاویه دیدمان با هم فرق دارد، خیلی بهتر میتوانیم تفاوت ها را بپذیریم و با افق دید وسیعتری به موضوع هماهنگی مان در تربیت فرزندمان نگاه می کنیم. و خیلی راحت تر از واکنش های غیر ارادی و ناآگاهانه می پرهیزیم. من بارها و بارها به این نتیجه رسیده ام که وقتی روی رابطه ام با همسرم تمرکز میکنم ، وقت میگذارم و با او همدل میشوم و از خوبیهای او برای فرزندم میگویم، خیلی زودتر از آنچه تصورش را میکنم به اهداف تربیتی خود میرسم .

راستی اگر هنوز دست به قلم نشدید کاغذی بردارید و آنچه از این مقاله را که برایتان مفید بوده است، به صورت تیتروار روی کاغذی نوشته و روی یخچال بچسبانید.

آیا شما برای هماهنگی با همسرتان تدبیری اندیشیده اید یا اقدامی کرده اید ؟

به نظر شما اگر همسرمان همکاری لازم را به خرج نداد چه کار میتوانیم بکنیم؟

خوشحال میشویم در قسمت دیدگاهها  که در انتهای همین صفحه قرار داده شده ، نظراتتان را با ما به اشتراک بگذارید.

راستی پسندیدن این مطلب توسط شما باعث میشود افراد برای خواندن مقاله بیشتر ترغیب شوند. پس با لمس کردن قلب پایین مقاله میتوانید در آگاهی دادن به مادران و پدران موثر باشید.

ممنون که تلاش میکنید آگاهانه مادری پدری کنید و دنیا را به جای امن تر و زیباتری برای زندگی خودمان و فرزندانمان تبدیل کنید.

هنوز هدیه خود را از سلام آگاهی دریافت نکردید؟ همین حالا اینجا کلیک کنید. 

 

 

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۹ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. نیایش بابایی
    ۲:۵۵ ۱۳۹۷/۱۱/۰۸

    ممنون از بررسی دقیقتون و در نظر گرفتن شرایط مختلف

    • درنا شریفی
      ۷:۳۰ ۱۳۹۷/۱۱/۰۹

      سلام نیایش عزیز و خوشحالم که مورد توجهتون قرار گرفته

  2. سمیه
    ۹:۵۷ ۱۳۹۷/۱۱/۲۰

    سلام، خیلی عالی و کاربردی بود. واقعااون چیزی بود که بهش احتیاج داشتم و شرح حال زندگی ما که تا قبل تولد فرزند اولم متن هرگز خشم و تندی همسرم رو ندیده بودم و با ورود عضو جدید کلا انگار با فرد جدیدی روبرو میشدم

  3. ناشناس
    ۸:۵۲ ۱۳۹۷/۱۲/۰۱

    سلام. بسیار آموزنده و مفید بود.ممنون از آگاهی دادنتون❤

  4. آناهیتا
    ۲:۳۶ ۱۳۹۷/۱۲/۰۲

    سلام خانوم شریفی عزیز
    ممنونم عالی بود.دوست دارم چندین بار بخونم و حتما اینکار رو میکنم.خیلی لذت بردم.
    در مورد دیدگاه من به این نتیجه رسیدم که جلوی بچه با همسرم سر موضوع همکاری نکردنش اصلا بحث نکنم نه تنها بی فایده ست بلکه اوضاع رو هم وخیم تر میکنه البته باید صبور شدن و زمان دادن به خودم و همسرم رو خیلی روش کار کنم.ممنونم

    • درنا شریفی
      ۳:۴۸ ۱۳۹۷/۱۲/۰۲

      ممنون آناهیتای عزیز که به این نتیجه رسیدی ….و ممنون تر که یک تصمیم خوب گرفتی…موفق باشید عزیزم

  5. ناشناس
    ۶:۵۵ ۱۳۹۸/۰۴/۲۰

    ممنون از مطلب خوب و شیوه نثر روانتون
    تا قبل از مطالعه یه جیغ بنفش تحقیر و شاید تنبیه بدنی
    الان تا جایی که بتونم سعی می کنم اون لحظه خودم به ندیدن بزنم کمی فکر کنم و خودم جای اون بزارم شاید شبیه این اتفاق واسه خودن هم بیفته و در آخر با کمک خودش چند تا راه برای اینکه دیگه از این اتفاق ها نیفته

    • درنا شریفی
      ۵:۵۵ ۱۳۹۸/۰۴/۲۷

      دوست عزیز ممنونیم که به بهتر کردن ارتباطتون با فرزندتون اهمیت میدید. موفق باشید