عملکرد مغز درایجاد عادات جدید

  • همگی میدانیم شروع هر کاری سخت ترین قسمت آن کار است،خصوصا اگر بخواهیم کاری را به عادت تبدیل کنیم یا عادت بدی را ترک کنیم،انگار میخواهیم شاخ غول را بشکنیم.حسابی خسته و ناامید می شویم وغالبا دست از کار میکشیم، به همین دلیل همیشه لیستی از کارهای ناتمام یا عقب افتاده داریم.از آنجا که برای تربیت فرزندانمان درگام اول، لازم است خودمان الگوی مناسبی باشیم آگاهی از نحوه شکل گیری عادات جدید یا نابودی عادات بد ضرورت دارد.وقتی متوجه عملکرد اشتباه خود در زمینه ای میشویم و تصمیم به تغییر می گیریم با موانع و سرعت گیرهای عجیبی در درون خود مواجه میشویم که به شدت انگیزه ما را کاهش داده و ما را ناامید میکنند… فرض کنید مادری متوجه عادت غلط مقایسه کردن در خود میشود و تصمیم به تغییر این عادت در خود می گیرد اما در عمل متوجه میشود در موقعیت های مختلف عبارت های کلامی مقایسه ای مانند رگبار از دهان او خارج میشوند و او هیچ کنترلی روی آنها ندارد، انگار مقایسه جزیی جداناپذیر از وجود او شده و یا حتی به طور مادرزادی با او متولد شده است.متاسفانه مادر باانگیزه ما درحالت خوشبینانه با یکی دو هفته تلاش  خسته شده ودست از تلاش برمیدارد.اشکال کار کجاست ؟کتابهای زیادی در زمینه ترک عادت و جایگزینی عادات خوب وجود دارد که از جمله آنها میتوان به کتاب اثرمرکب نوشته دارن هاردی اشاره کرد اما در این مقاله قصد من بررسی این موضوع از نظرگاه ساختار مغز و ارتباط آن با شکل گیری عادت ها  است .
  • برخلاف تصورما، هدف مغزآموزش ویادگیری نیست بلکه مغز ما سه هدف امنیت ،رفاه ،آرامش را دنبال میکند.ازآنجا که برای هرتغییر یا فعالیت جدیدی نیاز به خارج شدن از دایره امنمان داریم ،مغزعزیزما، نسبت به تغییر بسیار مشکوک است وبه چشم خطربه آن نگاه میکند، درنتیجه به شدت میترسد.از این رو دست از همگاری کشیده وبه گوشه ای خزیده و خود را پنهان کرده و همکاری نمیکند ،در این مقطع زمانی حساس فقط کافیست کمی صبر و حوصله به خرج دهیم چون با کمی تکراز مغز عزیز ما در حالیکه نظاره گر ماجراست و گاها سنگ اندازی نیز میکرده است متوجه میشود خطری در کار نیست و خود نیز وارد عمل شده وهمکاری را شروع میکند …در این زمان کارها خیلی خوب پیش میرود وبعد ازمدتی ثبات قدم و تداوم، رشد سریعی اتفاق می افتد و فعالیت مورد نظر به صورت عادت درآمده و ما آن را به صورت کاملا ناخودآگاه و بدو ن نیاز به فکرکردن  و به بهترین نحو انجام میدهیم .پس هرگاه دست به فعالیتی میزنیم یا تصمیم به  ایجاد یا نابودی عادتی میگیریم  کمی به مغز عزیزمان فکر کنیم که از گوشه ای نظاره گر ماست ومنتظر است تا با مساعد دیدن شرایط به همکاری بشتابد و آن موقع است که رشد به سرعت اتفاق می افتد. همچنین میتوانیم  به جای کلمه سخته از واژه جدیده استفاده کنیم. چون هم بار منفی کمتری دارد هم حس بهتری را به ما و مغز عزیز مان منتقل  میکند.

حالا بیایید مغز عزیزمان را ازلحاظ فیزیکی بررسی کنیم و ببینیم برای تبدیل یک فعالیت به عادت در مغز ،چه اتفاقاتی رخ میدهد.مغز ما ازصدمیلیارد نورون یا سلول عصبی تشکیل شده است.برای انجام هر فعالیتی نورون های مشخصی ازمغز دست به کار میشوند(فعال میشوند )و با هم ارتباط برقرار میکنند (به هم پالس الکتریکی و شیمیایی ارسال میکنند) که اصطلاحا به این ازتباط مسیر عصبی گفته میشود.

وقتی فعالیتی را برای اولین بارانجام میدهیم نورون ها از هم خییلی دور هستند و برقراری این ارتباط بسیار دشوار است اما با هر بار تکرار ،به هم نزدیک تر شده و راحت تر با   هم ارتباط برقرار میکنند . برای ساده تر شدن موضوع دو بازیکن فوتبال را درنظر بگیرید. وقتی دو بازیکن فاصله زیادی ازهم دارند پاس کاری آنها بسیار مشکل و باخطای زیاد همراه است ولی هرچه به هم نزدیک تر میشوند پاسکاری خیلی راحت تر،سریعتر،بهتروبدون نیاز به دقت زیاد صورت میگیرد. حال اگر دو بازیکن کنار هم بایستند حتی میتوانند با چشم بسته نیز به یکدیگر پاس بدهند.با تکرار اتفاق مشابهی درون مغز ما رخ میدهد .پس به جای  نمیتوانم میتوانیم از جمله ی  مسیر عصبیش شکل نگرفته استفاده کنیم  که به مراتب مثبت تر و به مزاج مغز ما خوشایندتر است ….

 

image_pdfدانلود نسخه pdf
0
با اشتراک این مطلب سفیر زندگی آگاهانه باشید
Share

با اشتیاق منتظر شنیدن دیدگاهتان هستیم :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.