مزایای دانشگاه رفتن برای نوجوانان چیست؟ وقتی در مورد مزیت یک تصمیم سوال داریم، در واقع میخواهیم بدانیم، فوایدش به هزینههاش میچربد یا نه؟! در شرایط و دنیایی زندگی میکنیم که عدم قطعیت افزایش یافته است و هر فردی برای پیدا کردن هویت شغلیاش با گزینهها و اضطراب بیشتری روبهرو میشود.
علاوه بر اینها، دوران نوجوانی، دورانِ ایجاد هویت مستقل است و تصمیمگیریها دشوارتر به نظر میرسند.
بر اساس گزارش مرکز پژوهشی پیو، ۸۹ درصد از جوانان دارای مدرک دانشگاهی، شاغل تمام وقت هستند؛ این رقم برای افراد دارای دیپلم دبیرستان ۸۲ درصد است(منبع).
در ادامه، بیشتر به این موضوع میپردازیم و بیان میکنیم که آیا تحصیلات دانشگاهی لزوماً به موفقیت شغلی و رفاه مالی منجر میشود؟ با ما همراه باشید.
مزایای دانشگاه رفتن برای نوجوانان
بیایید در ابتدای مقاله، به مزایای دانشگاه رفتن برای نوجوان بپردازیم و ببینیم آیا درس خواندن صرفاً گرفتن یک تکه کاغذ است؟! یا در این نگاه سطحی خلاصه نمیشود؟
1ـ تمرین واقعی برای پذیرش مسئولیتها
تحصیل در دانشگاه تیزری از زندگی بزرگسالی محسوب میشود! بر عهده گرفتن مسئولیتهای تحصیلی، اقتصادی و همچنین وظایف شخصی، مسئولیتپذیری در نوجوانان را افزایش میدهد. وقتی فرد نوجوان، خودش را با وظایف گوناگون تنها میبیند، تازه متوجه میشود کجای کارش میلنگد و چه مهارتهایی را بلد نیست.
یادگیری انضباط شخصی، مدیریت زمان، تعهد و استمرار، به تعویق انداختن سرگرمیها و تفریحات، مدیریت دخل و خرج و … از مزایای دانشگاه رفتن برای نوجوانان محسوب میشوند.
2ـ رشد تفکر انتقادی
در دنیایی زندگی میکنیم که اطلاعات مثل مور و ملخ ما را احاطه کردهاند! اینستاگرام پر شده از انواع و اقسام متخصصین در حوزههای مختلف که آمادهی فروش پکیجهای گرانبهای خود هستند! به این ترتیب، کمکم فراموش میکنیم که منبع اطلاعات و رزومهی افراد را بررسی کنیم یا هرچیزی را به راحتی نپذیریم.
دانشگاه با آموزش تفکر انتقادی، میتواند نوجوانان را در برابر این فضا تا حدی واکسینه کند. به دانشجویان آموزش داده میشود چگونه اطلاعات را تحلیل کنند، دادهها را از فیلترهای مشخصی عبور دهند، سوال بپرسند و علم را از شبه علم یا حرفهای انگیزشی تفکیک کنند.
3ـ مزایای اقتصادی
“And these better educated young adults are more likely to say they have the necessary education and training to advance in their careers.
در مطالعهی پیو، ۶۳ درصد از جوانان دارای تحصیلات دانشگاهی گفته بودند آموزش و مهارت لازم برای پیشرفت شغلی را دارند؛ این رقم در میان افراد بدون تجربهی دانشگاهی ۴۱ درصد بود. pewresearch
طبق اکثر آمارهای جهانی، رابطه مستقیمی بین سطح تحصیلات و سطح درآمد وجود دارد. مطالعات نشان دادهاند مدرک دانشگاهی، نرخ بیکاری پایینتر و درآمد مادامالعمر بالاتری دارد؛ ولی این رابطه به همین سادگیها هم نیست.
در بخش انتهایی مقاله به اما و اگرهای این مورد میپردازیم و بقیهی توضیحات را ضمیمه کردهایم.
4ـ شناختن خود
برای بسیاری از نوجوانان، دانشگاه یکی از اولین محیطها برای جدایی از خانواده و کشف هویت مستقلشان محسوب میشود. در نتیجه، حتی اگر تحصیلات و مدرک نهایی، برای مسیر آیندهشان مفید نباشد، شناختن خود، علائق و ارزشهای منحصر به فرد، میتواند به مسیر اصلی زندگیشان جهت بدهد.
5ـ شبکهسازی
ارتباطاتی که در دوران دانشجویی ایجاد میشود، میتواند بر زندگی شغلی و شخصی یک نوجوان اثر زیادی داشته باشد. گاهی شبکهی ارتباطی که در دانشگاه ساخته میشود، بعدها میتواند به دوستیهای مادامالعمر یا فرصتهای همکاری تبدیل شود. (البته دوستان ناباب نوجوانان هم میتوانند روی دیگر سکه باشند!)
6ـ دسترسی به منابع و افراد متخصص
گاهی استفاده از تجربیات و بینش افراد تحصیلکرده و با سطح سواد بالا میتواند مسیر زندگی یک فرد را تغییر دهد. رفتن به دانشگاه، نوجوان را در ارتباط با اساتید باتجربه، منابع اطلاعاتی، کتابخانه، مراکز تحقیقاتی و افراد متخصص در حوزههای مختلف قرار میدهد.
علاوه بر اینها، برخی از رشتهها دورهی کارآموزی دارند و یک فرصت طلایی برای یادگیری و کسب تجربه محسوب میشود.
7ـ پرورش عشق به یادگیری در دنیایی با تحول سریع!
لازم است به این نکته توجه داشته باشیم که درست یا غلط بودن یک انتخاب، فقط با نتیجهی بیرونی آن سنجیده نمیشود. گاهی وقتی سالها از تصمیماتمان میگذرد و به نتایجشان با فاصله نگاه میکنیم، در ظاهر بعضی از آنها به مسیر زندگیمان بیربط بودهاند اما عادتها یا ویژگیهای مثبتی را در وجود ما کاشتهاند.
در دنیایی که سرعت تغییرات بسیار زیاد شده است و شکل کسبو کارها به طور مداوم تغییر میکند، علاقه به یادگیری و کنجکاوی فکری، ویژگیهای مثبتی هستند که میتوانند نوجوانان را به شغل مناسب و موفقیت برسانند؛ ويژگیهایی که در دانشگاه پرورش داده میشوند.
8ـ گسترش جهانبینی
برقراری روابط اجتماعی با افراد مختلف از شهرها و رشتههای متفاوت و رویارویی با اساتید گوناگون میتواند ذهن نوجوان را گسترش دهد و او را با نظرات و عقاید مختلف آشنا کند.
آیا دانشگاه رفتن تضمینکننده درآمد بالا است؟
و اما برسیم به بخش جذاب ماجرا! در عصری زندگی میکنیم که شیوههای کسب درآمد تغییر کرده است و به نظر میآید بسیاری از شغلهایی که در شبکههای اجتماعی دیده میشوند، راحتتر و پر درآمدتر هستند. علاوه بر اینها، نمیتوانیم شرایط پیرامون یک تصمیم را نادیده بگیریم؛ وقتی ناامنی بالا میرود و اوضاع اقتصادی کشور ناسالم است، اولویتها تغییر میکنند و کسب درآمد کافی به مهمترین اصل تبدیل میشود.
همانطور که در بخش قبلی گفتیم، بین سطح درآمد و تحصیلات رابطهی مستقیمی وجود دارد؛ بر اساس دادههای جهانی مانند OECD و BLS، تحقیقات گسترده در اقتصاد کار نشان میدهد که:
- افراد دارای مدرک کارشناسی، به طور میانگین نسبت به کسانی که فقط دیپلم دارند، سالانه درآمد بیشتری کسب میکنند.
- بیکاری در بین افراد دارای تحصیلات عالی به طور مداوم پایینتر از افراد با سطح تحصیلات متوسط است و دانشگاه میتواند تا حدی امنیت شغلی ایجاد کند.
- درست است که امروزه میتوان بعضی از مهارتها را به صورت خودآموز یاد گرفت، اما ساختار علمی دانشگاه به شکلی است که مسیری منظم و تخصصی برای رسیدن به عمق یک رشتهی خاص فراهم میکند.
نکتهی مهم: تفاوت بین مدرک و مهارت!
اما یک نکتهی بسیار مهم وجود دارد؛ بین مدرک و مهارت فرسنگها فاصله است! در کنار مواردی که در قسمت قبل گفته شد، تحقیقاتی هم هستند که نشان میدهند صرفا رفتن به دانشگاه، ضمانتی برای پولدار شدن نیست. در اینجا توجه به دو مورد اهمیت دارد:
- رشته تحصیلی: طبیعتاً رشتههای مختلف پتانسیل متفاوتی برای کسب درآمد دارند؛ طبق مطلب منتشر شده در سایت national university، رشتههای مربوط به امور پزشکی و درمانی، زیست شناسی، مدیریت بازرگانی، علوم کامپیوتر، مهندسی نرم افزار، حقوق، پرستاری، فناوری اطلاعات، معماری و آمار، بیشترین بازگشت سرمایه را داشتهاند.
- مهارت تطبیقپذیری: مورد مهم بعدی، مهارتهای عملی و تطبیقپذیری با شرایط جدید است. بازار کار مدرن به طور مداوم تغییر میکند و ابزارها، روش انجام کارها و دادهها مدام آپدیت میشوند! توانایی همسو شدن با تغییرات و یادگیری مهارتها و ابزارهای جدید یک ویژگی بسیار مهم (با ۱۰ تا الف!) برای کسب درآمد بالا محسوب میشود.
آیا دانشگاه رفتن باعث موفقیت میشود؟
تعریف موفقیت در ذهن افراد متفاوت است؛ اما اگر بخواهیم از دیدگاه ثبات اجتماعی و جایگاه شغلی به آن نگاه کنیم، دانشگاه رفتن برای نوجوانان دو مزیت زیر را میتواند به همراه داشته باشد:
- اثبات توانایی: داشتن مدرک دانشگاهی در رزومه میتواند به کارفرما نشان دهد که شما توانایی برنامهریزی بلندمدت، تعهد، پشتکار و پتانسیل یادگیری یک سیستم پیچیده را دارید.
- دسترسی به منابع مفید و افراد خوش فکر: نمیتوانید تأثیر دایرهی روابط اجتماعی اطرافتان را نادیده بگیرید؛ بودن در جمع افراد اهل تحصیل و یادگیری، میتواند یک نوجوان را به موقعیتهای شغلی یا فرصتهای همکاری بهتر وصل کند. علاوه بر این، دسترسی به آزمایشگاه، کتابخانه دیجیتال و مجامع علمی هم به افزایش آگاهی و دیده شدن کمک میکند.
در نهایت باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که به هر حال هر تصمیمی با هزینههایی همراه است. گاهی انتخاب یک مسیر، میتواند به معنی حذف کامل تعدادی از انتخابهای دیگر باشد و این موضوع ترسناک است!
همچنین ترس از اشتباه کردن هم در موقعیتهای این چنینی گریبان افراد را میگیرد؛ تصمیمگیری به معنای پذیرش ریسک شکست و احتمال روبهرو شدن با احساس سنگین حسرت و پشیمانی است. اما به هر حال، تا حرکت نکنیم ادامهی مسیر خودش را به ما نشان نمیدهد.
آیا رفتن به دانشگاه برای فرزندم ضروری است؟
اگر به عنوان والد در حال مطالعهی این مقاله هستید، احتمالا درگیری اصلی ذهنیتان این است که آیا درس خواندن موفقیت و استقلال مالی فرزندتان را تأمین میکند؟ اگر درس نخواند قرار است آیندهاش خراب شود؟ در ذهن نوجوان چه میگذرد؟ یا چه چیزی به فرزندتان کمک میکند که بتواند گلیم خودش را از آب بکشد؟
برای پاسخ به این سوالات، توجه به نکات زیر میتواند کمککننده باشد:
1ـ هر فردی مسیر متفاوتی برای کشف هویت مستقل خود دارد
شاید با نگاه کردن به اطرافتان ببینید که انگار اکثر افراد پس از دانشگاه رفتن توانستهاند به شغل باثباتی برسند و در زندگی، خودشان را به یک ساحل امن برسانند. اما توجه به این نکته اهمیت دارد که همهی افراد علائق، ارزشها و مسیر یکسانی ندارند.
علاوه بر این، قرار نیست همه در یک زمان مشخص (مثلا در دههی سوم یا چهارم زندگی) به استقلال و خودشکوفایی برسند. اگر فرزند شما نمیخواهد درس بخواند یا نمیداند چه علاقهای دارد، این میتواند یک مسئلهی طبیعی باشد. شاید مسیر نوجوان شما با تجربههای متفاوت گره خورده است و برای کشف علائق و ارزشهای منحصر به فرد خود، به امتحان کردن گزینههای مختلف نیاز داشته باشد.
2ـ ترس از نظر دیگران یا باورهای تزریق شده مشکلساز میشود!
شاید به عنوان والد تحت تأثیر نظرات دیگران یا باورهایی که از بیرون در ذهنتان جایگذاری شده قرار داشته باشید. شما میتوانید این ترس را ببینید و به آن اجازهی حضور دهید اما اجازه ندهید صرفاً یک ترس ریشهی تصمیمتان یا جهتدهی به زندگی فرزندتان باشد.
3ـ علاقهمندیهای دوران کودکی میتواند به انتخاب شغل کمک کند
شاید فرزند شما به درس خواندن علاقهای ندارد چون نمیتواند خود واقعیاش را در تحصیل کردن یا شغلهای منتهی به آن زندگی کند. فرزند نوجوان شما در کودکی به چه فعالیتهایی علاقه داشت؟ معمولاً به چه بازیها یا کارهایی علاقه نشان میداد؟
گاهی سرگرمیهای دوران کودکی میتواند سرنخهای خوبی بدهد! چون در آن دوران هنوز ترسها شکل نگرفتهاند و دغدغهی مالی وجود ندارد.
4ـ برخی از مهارتها و ویژگیها از تحصیلات دانشگاهی مهمتر است!
همانطور که در بخشهای قبل گفتیم، داشتن مدرک به تنهایی نمیتواند تضمینکنندهی موفقیت و درآمد باشد؛ چه بسا مهارتهای دیگری وجود دارند که به مراتب از اهمیت بالاتری برخوردار هستند. مثل:
- مهارتهای فنی و تخصصی: امروزه بسیاری از مشاغل به جای اینکه صرفاً به مدرک نیاز داشته باشند، به نمونهکار احتیاج دارند؛ یعنی نشان دادن اینکه چه کارهایی میتوانم انجام دهم (به جای چیزهایی که در سطح تئوری میدانم)؛ مثل برنامهنویسی، طراحی گرافیک، امنیت شبکه، یا حتی مهارتهای فنی مثل مکانیک پیشرفته.
- سواد دیجیتال و هوش مصنوعی: مسیر به سمتی پیش میرود که همهی شغلها در حال ترکیب شدن با هوش مصنوعی هستند؛ توانایی کار با ابزارهای دیجیتال، درک الگوریتمها و استفاده از هوش مصنوعی برای افزایش بهرهوری، یک مهارت سرنوشتساز محسوب میشود!
- هوش هیجانی: در دنیایی که همهی کارها را ماشینها انجام میدهند و نیاز به کار عملی توسط انسانها کمتر میشود، ما برای کم نیاوردن باید روی نقطه قوت انسانیمان کار کنیم؛ یعنی مهارتهای نرم! هوش هیجانی یعنی توانایی برقراری ارتباط با دیگران، مدیریت استرس و همدلی؛ مهارتی که با ایجاد دایرهی روابط اجتماعی خوب، به پیشرفت و موفقیت کمک بسیار زیادی میکند.
- حل مسئله: توانایی پیدا کردن راهحلهای خلاقانه و نوآورانه از ویژگیهاییست که هر کارفرمایی را به وجد میآورد!
- خودآموزی و کنجکاوی: یعنی فرد به طور خودکار و بدون درخواست از جانب بالادستیها، به دنبال کنجکاوی و یادگیری مهارتهای مورد نیاز به صورت خودآموز باشد.
- توانایی ترکیب کردن رشتهها: امروزه مرز مشخص بین رشتهها در حال کمرنگتر شدن است، دیوارها برداشته شده و میتوان شغلهای جدیدی را از طریق کشف جزایری در فواصل بین رشتهها پیدا کرد. پس توانایی استفاده از مبانی و نکات یک حوزه برای ایجاد نقاط قوت در حوزهای دیگر، یک مزیت رقابتی بزرگ است!
- هوش مالی: تواناییهای مدیریت مالی و سرمایهگذاری در دانشگاه آموزش داده نمیشود؛ مهارتی که میتواند با یک درآمد متوسط، سطح بالاتری از رفاه ایجاد کند.
- مهارتهای مربوط به کارآفرینی: ایجاد یک ایدهی خلاقانه برای کسب و کار، جمعآوری سرمایه، چیدن استراتژی، برونسپاری وظایف یا پیدا کردن افراد باصلاحیت و … مباحثی هستند که جایشان در دانشگاهها خالی است!
در نتیجه، اگر فرزندتان تمایلی به درس خواندن ندارد یا خودتان به عنوان والد احساس سردرگمی دارید، فراهم کردن بستری برای یادگیری هر یک از مهارتهای بالا، میتواند بسیار مفید و اثرگذار باشد.
کلام آخر
به پایان مقالهی مزایای دانشگاه رفتن برای نوجوانان رسیدیم. در نهایت اگر دانشگاه رفتن را با کسب مهارتهای بین رشتهای و ابزارهای جدید، شبکهسازی، یادگیری زبان، برنامهنویسی و … ترکیب کنید، ادامه تحصیل میتواند یک انتخاب هوشمندانه باشد. اما رفتن به دانشگاه فقط برای گرفتن مدرک، ممکن است از لحاظ اقتصادی بازدهی بالایی نداشته باشد.
آیا در سنین نوجوانی هستید و برای تصمیمگیری احساس سردرگمی دارید؟
یا به عنوان والد نمیدانید چه تصمیمی برای آیندهی فرزندتان بهتر است؟
نظرات و تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید.
منابع:
- https://www.qub.ac.uk/





