دلیل اختلاف نظر والدین و نوجوان چیست؟ اگر فرزند نوجوانی دارید و از چالشهای این دوران به ستوه آمدهاید، اول از همه، حق دارید! فرزندپروری گاهی به شدت سخت و طاقتفرسا میشود. دوم اینکه وقتی در حال مطالعهی این مقاله هستید، یعنی کسب آگاهی و شکستن چرخههای مخرب دغدغهی شماست و این تلاش ارزشمند است.
پژوهشهای کلاسیک در روانشناسی رشد، از جمله مطالعات مونتمایر، نشان دادهاند که والدین و نوجوانان معمولاً حدود ۱ تا ۳ تعارض یا بحث قابلتوجه در هفته دارند؛ یعنی تقریباً یک اختلاف جدی هر چند روز یکبار.
در ادامه به اصلیترین دلایل اختلاف نظر والدین و نوجوان میپردازیم و در بخش انتهایی در مورد راهکارهای اصولی صحبت میکنیم. با ما همراه باشید.
دلیل اختلاف نظر والدین و نوجوانان
بسیار خوب! بیایید در اولین بخش، به چند دلیل اختلاف نظر والدین و نوجوانان بپردازیم تا علت بحثهای بیپایان و کلافهای سردرگم روشن شود. اصلیترین دلایل عبارتند از:
1ـ اختلاف بین باورها و ارزشهای نوجوان و والدین
هر چهقدر هم که پدر و مادر افراد روشنفکر، باسواد یا همدلی محسوب شوند، باز هم شکاف بین نسلی یک مسئلهی طبیعی است؛ با تغییر نسل، باورها، ارزشها، عقاید، سبک زندگی، پوشش و … تغییر میکند. اما ممکن است والدین همچنان بر ارزشها و معیارهای نسل خودشان تکیه داشته باشند.
2ـ انتظارات سطح بالای والدین!
یکی دیگر از دلایل رایج اختلاف نظر والدین و نوجوانان، انتظارات کمالگرایانهی والدین است. برخی از والدین نسبت به تغییرات و شرایط دوران نوجوانی ناآگاه هستند و سعی دارند با تعیین انتظارات سطح بالا، از فرزندشان محافظت کنند یا کاری کنند که او آیندهی بهتری داشته باشد.
3ـ نصیحتهای خیرخواهانهی پدر و مادرها!
بگذارید همین اول آب پاکی را بریزم روی دستتان! نصیحت کردن آخرین روش موثر برای برقراری ارتباط است! (حتی شاید آخرین هم نباشد؛ بیایید کلا آن را از لیست خط بزنیم!). نصیحت کردن به نوجوان این پیام را میرساند که «تو نمیدانی چه چیزی برایت خوب است و چگونه باید مشکلاتت را حل کنی.» و مانند پتکی بر اعتماد به نفس شکنندهی او میکوبد!
علاوه بر این، نوعی دیدِ بالا به پایین را در دل خود دارد. در نتیجه، خشم نوجوان را بیشتر و او را دورتر میکند.
4ـ انتقاد مداوم بزرگترها
شاید فکر کنیم با انتقاد از رفتارهای فرزند نوجوانمان، میتوانیم او را به جهت بهتری هدایت کنیم. اما در این دوران نوجوان با پرسش «من چه کسی هستم؟» روبهرو است و جملات انتقادی مثل «اینقدر تنبل نباش!»، «تو همیشه اینجوری هستی!» و … آثار مخرب زیر را به دنبال دارد:
- به جای اصلاح یک رفتار، کل شخصیت و هویتِ در حال شکلگیریِ نوجوان را مورد هدف قرار میدهد.
- رابطه را ناامن و گفتگو را سخت میکند.
- این انتقادها بعداً به صدای درونِ ذهنی نوجوان تبدیل میشود.
- به جای ایجاد انگیزه، شرم و اجتناب تولید میکند.
- خشم فرزند را شعلهور میکند و سیستم تفکر منطقی را از کار میاندازد!
در کتاب نیک سرشت از دکتر بکی کندی، رواندرمانگر کودک و نوجوان، گفته میشود وقتی خیلی زیاد روی قضاوت یا تغییر یک رفتار خاص تمرکز کنیم، در واقع مانع از تغییر آن رفتار میشویم؛ چون از کشمکش اصلیای که در وهلهی اول آن رفتار را تحریک کرده است غافل شدهایم.
5ـ مقایسه شدن نوجوان توسط والدین
“…adolescents’ perceived maternal critical comparison was associated with higher levels of depression and anxiety and lower self-esteem and life satisfaction 1 year later.”
«مقایسهٔ انتقادی با پیامدهای نامطلوبتر، از جمله افسردگی و اضطراب بیشتر و عزتنفس و رضایت از زندگی کمتر، ارتباط دارد.» onlinelibrary
مقایسه کردن نوجوان، احساس ارزشمندی را مشروط میکند، توجه او را از نیازها و احساسات درونیاش به بیرون معطوف میکند، انگیزه و میل نوجوان را برای اصلاح رفتارها پایین میآورد، هویت او را به ویژگیهای خاصی گره میزند، رابطهی والد و نوجوان را ناامن میکند و … .
پس نتیجهگیری اینکه مقایسه کردن، مطلقاً هیچ فایدهی کوتاه مدت و بلندمدتی ندارد و عزت نفس فرزندان را تخریب میکند.
6ـ دروغ گفتن نوجوان
فرزندان ممکن است به دلایل زیر دروغ بگویند:
الف) ترس از پیامدِ گفتن حقیقت:
زمانی که نوجوان حس کند با گفتن حقیقت، موجی از سرزنش و نصیحت به سمتش فوران میکند و قرار است دلبستگی او به والدین تهدید شود، پس راه آسانتر را انتخاب میکند؛ دروغ گفتن! باید توجه داشته باشیم که همیشه دلایلی در پشت پردهی رفتارهای اشتباه وجود دارد و به جای تمرکز کردن روی خودِ رفتار، روی آن دلایل چراغ قوه بیندازیم.
ب) اثبات استقلال:
یکی از نیازهای پایهای انسانی همهی ما این است که احساس کنیم میدانیم چه کسی هستیم و موجودیت خودمان را داریم؛ به همین خاطر از کنترل شدن متنفریم. چون احساس میکنیم دیگری فردیت مجزای ما را به رسمیت نمیشناسد.
فرزندان در هر سنی نیاز دارند بخشی از زندگی خودشان را داشته باشند که جدا از والدینشان است، تا به احساس مالکیت و قدرت دست پیدا کنند. این نیاز در دوران نوجوانی پررنگتر هم میشود. پس اگر به تمام حیطههای زندگی فرزندمان نفوذ میکنیم (!)، آنها مجبور میشوند با دروغ گفتن مرزهای موجودیتشان را حفظ کنند.
7ـ سرپیچی کردن نوجوان از قوانین خانه
به ندرت پیش میآید که نوجوانی به خاطر پدرکشتگی با والدین (!) یا لجبازی بدون دلیل بخواهد از قوانین سرپیچی کند. همانطور که گفتیم، رفتارها دریچهای به سمت نیازهای برآورده نشده یا احساسات دیده نشده هستند. دلایل سرپیچی کردن و خشم در نوجوانان را میتوانیم در چند مورد دستهبندی کنیم:
الف) تفاوت بین مرزهای استقلال و موجودیت با صلاحدید والدین
پدر و مادرها مواردی مثل نحوهی لباس پوشیدن یا ساعت بیرون بودن از خانه را در دستهی قوانینِ خانوادگی یا حفظ سلامت نوجوان میبینند. در صورتی که نوجوان آن را جزو قلمرو شخصی خودش میداند و نفوذ به این قلمرو را نقض هویت و استقلالش تلقی میکند.
ب) نیاز رشدی نوجوان به استقلال و پیدا کردن هویت فردی
همانطور که گفتیم پاسخ به سوالِ «من کیستم؟!» هستهی اصلی دوران نوجوانی را تشکیل میدهد؛ اگر قوانین خانه بیش از حد سختگیرانه، یک طرفه و همراه با کنترلگری از سمت والدین باشد، نوجوان برای رشدِ هویت شخصیاش به زور و سرپیچی متوسل میشود!
پ) تغییرات طبیعی در بخشهای مختلف مغز
در دوران نوجوانی، سیستم لیمبیک که مسئول پردازش هیجانات، لذت و پاداش است، بسیار فعال میشود! علاوه بر این، قشر پیش پیشانی مغز که مسئولیت خطیر کنترل تکانهها، پیشبینی پیامدها و به تعویق انداختن لذتها را بر عهده دارد، تا ۲۵ سالگی به رشد کامل میرسد.
پس ممکن است نوجوان قوانین را بداند اما در لحظه نتواند بر میل خود به دریافت پاداش (مثلا بازی ویدئویی یا وقت گذراندن با دوستان) غلبه کند.
ت) تأثیر گروه همسالان
یکی دیگر از نیازهای پررنگ دوران نوجوانی، نیاز به پذیرفته شدن در گروه دوستان است (باحال به نظر رسیدن، بچه ننه نبودن، پایه بودن و عباراتی از این قبیل!). در نتیجه وقتی نوجوان میبیند که قوانین تعیین شده باعث طرد شدن او از گروه همسالانش میشود، قوانین را زیر پا میگذارد.
8ـ ناتوانی والدین در برقراری ارتباط با فرزند و احساس دیس کانکت شدن!
اگر به عنوان والد با سوالِ «چرا ارتباط برقرار کردن با فرزندم تا این اندازه سخت شده؟» درگیر هستید، شاید موارد زیر روشنگر باشد:
- فرزندان در سن نوجوانی معمولاً گوشهگیر یا ساکت میشوند، واکنشپذیری عاطفی شدیدی دارند و حالت تدافعی میگیرند.
- در این دوران نگاه نوجوان از داخل خانه، به بیرون و گروه دوستان معطوف میشود و فرزند حس میکند فقط دوستانش هستند که واقعا میتوانند او را درک کنند (یعنی منبع امنیت و گفتگو تغییر میکند و این یک تغییر طبیعی است.).
- از «پذیرش منفعلانه» به «تفکر انتقادی» میرسند؛ دیگر هر چیزی که والد بگوید را نمیپذیرند، جلوی هر موضوعی علامت سوال میگذارند (!) و تناقض بین رفتار و حرف والدین را بهتر متوجه میشوند.
- حساسیت نوجوان به نصیحت، قضاوت و کنترل بسیار زیاد است و وقتی مسئلهای را مطرح میکند، بیشتر به دنبال شنیده شدن و تنظیم هیجان است تا شنیدن راهکار.
- شکاف بین ارزشها، علائق و زبانِ گفتگو، دلیل مهم بعدی است؛ دغدغههای نوجوانان و اصطلاحات روزمرهشان با پدر و مادر فرق میکند و اگر ببینند علائقشان توسط والدین مسخره میشود، پلهای ارتباطی از بین میرود.
9ـ ناآگاهی والدین در مورد تغییرات دوران نوجوانی
و اما رسیدیم به یک مورد بسیار مهم! اگر احساس میکنیم نمیتوانیم فرزندمان را درک کنیم، یکی از دلایلش این است که او در شرایط بدنی متفاوتی زندگی میکند. تعدادی از تغییرات بدنی و ذهنی دوران نوجوانی عبارتند از:
الف) تغییرات جسمی
اصلیترین تغییرات جسمی دوران نوجوانی عبارتند از:
- جهش رشد قدی و عضلانی ـ اسکلتی: به عبارتی نوجوان استخوان میترکاند(!)؛ گاهی رشد دستها و پاها سریعتر از رشدِ تنه است و این موضوع میتواند بر تعادل حرکتی یا حس نوجوان نسبت به بدنش اثر بگذارد.
- پیدایش صفات ثانویه جنسی: تغییر صدا، رشد سینهها و شروع چرخه قاعدگی در دختران، رشد موهای بدن و … (در مقالهی «روانشناسی کودک و نوجوان ۱۳ ساله» بیشتر به این موضوع پرداختهایم.)
- تغییر ساعت زیستی و ریتم شبانهروزی بدن: در بدن نوجوانان ترشح هورمون ملاتونین (هورمون خواب)، ۱ الی ۲ ساعت دیرتر از کودکان و بزرگسالان اتفاق میافتد؛ در نتیجه، شبها دیرتر میخوابند و صبح برای بیدار شدن مشکل دارند.
- تغییرات چهره: رویش ریش، بزرگتر شدن دماغ، آکنه و جوش صورت و به طور کلی تغییر چهره از حالتِ کودکانه به حالت بزرگسالانه، یک تغییر بسیار مهم است و هضم آن برای نوجوان زمان میبرد.
- تغییرات هورمونی: ترشح هورمون تستوسترون در پسران و هورمون استروژن و پروژسترون در دختران، افزایش ترشح هورمون رشد و هورمون کورتیزول (استرس) غوغایی در بدن ایجاد میکند! (در انیمیشن «درون و بیرون ۲» به این موضوع پرداخته میشود.)
ب) تغییرات ذهنی
تعدادی از تغییرات ذهنی دوران نوجوانی عبارتند از:
- تغییر در سیستم لیمبیک: سیستم لیمبیک مسئول پردازش هیجانات، لذت و پاداش است. (در بخش سرپیچی کردن از قوانین در مورد آن توضیح دادیم.)
- تغییر در بخش پیش پیشانی: این بخش مرکز فرماندهی است و مسئولیت قضاوت، تفکر بلندمدت و پیشبینی عواقب را برعهده دارد؛ رشد کامل آن تا ۲۵ سالگی طول میکشد.
پ) تغییرات شناختی
این بخش نکات کنکوری زیادی دارد! چون پررنگترین عامل در دلیل اختلاف نظر والدین و نوجوانان است.
- رشد تفکر انتزاعی: کودک فقط آنچه را میبیند درک میکند، اما نوجوان میتواند در مورد «آنچه میتواند باشد» هم فکر کند. (مفاهیمی مثل عدالت، آزادی، عشق، هویت، اخلاق و معنویت، در حیطهی تفکر انتزاعی قرار دارد.)
- پیدایش فراشناخت: فراشناخت یعنی توانایی فکر کردن به خود که پایهی شکلگیری هویت شخصی و منحصر به فرد است.
- افزایش خود محوری: نوجوان حس میکند در معرض نگاه، قضاوت و توجه همه است؛ همچنین رشد این تفکر که «هیچکس نمیفهمد من چه حسی دارم.» یا «من استثنا هستم؛ اتفاقات بد برای دیگران میافتد، نه من.»
- ایجاد تفکر نسبی: در دوران کودکی همهچیز سیاه و سفید است؛ اما در دوران نوجوانی افراد و پدیدهها خاکستری میشوند. (پس اگر ما والدین همچنان در تفکر سیاه و سفید مانده باشیم، احتمالاً طوفانهای شدیدی به پا خواهد شد!)
10ـ درس نخواندن نوجوان
اصلیترین دلایل درس نخواندن نوجوانان عبارتند از:
- طبق مواردی که در بخشهای قبل توضیح دادیم، رها کردن پاداش و لذت فوری برای رسیدن به پاداش بلندمدت، برای نوجوان دشوار است (دشوارتر از بزرگسالان).
- علاوه بر این، اگر فرزندان را طی سالیان طولانی فقط برای دریافت نتایج خوب (نه تلاششان) تشویق کرده باشیم، ترس از شکست و نگرفتن نتیجهی عالی، آنها را از درس خواندن میترساند.
- اگر درس خواندنِ نوجوان را به تهدید، اجبار یا شرطیسازی گره بزنیم (اگر درس بخوانی، گوشی میخرم!) انگیزههای درونی و احساس خودمختاری او را از بین میبریم.
11ـ گیس و گیسکشی نوجوان با سایر اعضای خانواده!
چرا نوجوانان نسبت به سایر اعضای خانواده پرخاشگری میکنند؟ روش اصولی رفتار با نوجوان پرخاشگر چگونه است؟ اصلیترین دلایل عبارتند از:
- جنگیدن برای حفظ قلمرو: همانطور که گفتیم، حفظ موجودیت، قلمروی شخصی و استقلال برای نوجوانان اهمیت زیادی دارد و اگر سایر اعضای خانواده این حریم را نقض کنند، با فوران خشم نوجوان روبهرو خواهند شد!
- حساس شدن روی بیعدالتی: در دوران نوجوانی نیاز به عدالت و دریافت محبت و حمایت از جانب والدین پررنگ میشود؛ پس نوجوان دائم رفتار والدین را ارزیابی میکند و اگر حس کند با بیعدالتی نسبت به او و خواهر و برادرانش رفتار میشود، به پرخاشگری روی میآورد.
- تخلیه کردن هیجانات در محیط امن: نوجوانان احساسات ناخوشایندی را که از محیط بیرون انباشته میکنند، در محیطِ امنِ خانه تخلیه میکنند؛ جایی که ترس از طرد شدن کمتر است. (البته اگر تنظیم احساسات را یاد گرفته باشند، این موضوع کمتر میشود.)
- تفاوت در مراحل رشدی خواهر و برادرها: کودکان کوچکتر به بازی و توجه نیاز دارند؛ اما نوجوانان در مرحلهی نیاز به سکوت، درونگرایی و رشد تفکر انتزاعی هستند.
- رفتار نادرست والدین: پیدا کردن مقصر در دعواها، استفاده از عبارتِ «تو بزرگتری؛ کوتاه بیا.»، مقایسه کردن و دخالت در تمام بحث و دعواهای بین فرزندان.
12ـ کنارهگیری نوجوان برای کشف استقلال و فردیت
در مورد این موضوع در بخشهای قبل به طور مفصل توضیح دادیم. گوشهگیری، انزوا و درونگرایی میتواند از حالتهای طبیعی این دوران باشد و اگر والدین بخواهند مدام در حریم شخصی فرزند دخالت کنند یا او را به خاطر گوشهگیری مورد سرزنش قرار دهند، بحث و تنش افزایش پیدا میکند.
13ـ اعتیاد به موبایل و شبکههای اجتماعی
اعتیاد نوجوانان به گوشی یک مشکل رایج است؛ از آنها انتظار میرود که هم در داخل هم خارج کلاس درس مهارتهای مربوط به تکنولوژی را بلد باشند، برای برقراری ارتباط از موبایلشان استفاده میکنند و خیلی از فعالیتها هم فقط با تلفن هوشمند قابل انجام است. نشانههای اعتیاد عبارت است از:
- استفاده از گوشی در موقعیتهای خطرناک (مثلا حین رانندگی)
- استفادهی بیش از حد که به خواب، تغذیه یا روابط اجتماعی در دنیای واقعی آسیب میزند.
- چک کردن مداوم موبایل و استفاده برای ساعتهای طولانی
- احساس بیقراری در صورت دسترسی نداشتن به اینترنت و موبایل
- افزایش صعودی زمان مصرف
- پرخاشگری و تحریکپذیری در زمانهای استفاده نکردن
دلایل اعتیاد به موبایل یک بحث گسترده است و در اینجا نمیگنجد! ولی اگر نشانههای بالا را در فرزندتان میبینید، از یک روانشناس متخصص در حیطهی کودک و نوجوان کمک بگیرید.
14ـ دوستان یا روابط عاطفی نوجوان
چرا نوجوانان تا این اندازه به روابط دوستانه اهمیت میدهند؟
- نیاز به پذیرش اجتماعی
- فشار از سمت همسالان
- پیدا کردن هویت و روابط مجزا نسبت به خانواده
اصلیترین دلایلِ ورود به روابط عاطفی و عاشقانه هم شامل سه مورد زیر میشود:
- فعال شدن هورمونهای جنسی و کشش به سمت جنس مخالف
- تجربهی عشقهای آتشین به خاطر فعالتر بودن سیستم لیمبیک (و همچنین جدا شدنهای سخت و ویرانگر)
- تمرین برای دلبستگیهای دوران بزرگسالی، یادگیری ارتباط با جنس مخالف، برقراری صمیمیت، حل تعارضها و کشف خواستهها در یک رابطهی دو نفره
15ـ ظاهر و سبک زندگی
اصلیترین اختلاف نظر والدین و نوجوان بر سر ظاهر و سبک زندگی را میتوانیم در سه دلیل خلاصه کنیم:
- از نظر نوجوان، مدل مو، لباس، سبک زندگی و … جزو حریم خصوصی او محسوب میشود و از نظر والدین، این امر با آبروی خانوادگی، حفاظت، هنجارهای اخلاقی و … گره خورده است.
- نوجوان در گیر و دار پیدا کردن هویت مستقل، از تغییرات ظاهری و سلائقش برای رسیدن به پاسخ «من چه کسی هستم و با والدینم چه تفاوتی دارم؟» استفاده میکند.
- فشار همرنگ شدن با گروه همسالان هم نوجوان را به سمت ظاهر و سبک زندگی خاصی پیش میبرد.
راهکارهای طلایی برای گذر از طوفانِ دوران نوجوانی!
در مورد دلایل به طور مفصل صحبت کردیم. اما چگونه میتوانیم از چالشهای دوران نوجوانی عبور کنیم؟ در این بخش، به مهمترین راهکارها میپردازیم.
1ـ وضع صحیح قوانین
مرزگذاری برای فرزندان واقعا سخت است! چون نمیدانیم مرز بین بیتفاوتی و کنترلگری کجاست. چهارچوب امن، به نوجوان حس استقلال، آزادی و مسئولیتپذیری میدهد؛ در عین حال از جسم و روان او محافظت میکند. اصلیترین نکات مرزگذاری عبارتند از:
الف) مشارکت دادن نوجوان در تعیین قوانین
به جای اینکه قوانین یک طرفه باشند و فقط از بیرون وضع شوند، بهتر است از فرزندمان در مورد مرزها نظر بخواهیم و باهم به یک نظر مشترک برسیم. مثلا به جای اینکه «شبها حق نداری دیرتر از ساعت ۹ بیای!» میتوانیم از «بیا روی یه ساعت توافق کنیم که هم از نظر تو مناسبه و هم منطقی و ایمنه.» استفاده کنیم.
ب) دستهبندی کردن مرزها
نکتهی بسیار مهم بعدی، شفاف کردن قوانین است؛ در این مدل، مثل چراغ راهنمایی رانندگی، نقاط قرمز، زرد و سبز را مشخص میکنیم.
- منطقهی قرمز (غیر قابل مذاکره)؛ مثلا در زمینهی مصرف الکل و مواد مخدر، ایمنی جنسی، خشونت فیزیکی، تحقیر دیگران و ...
- منطقهی زرد (مذاکره و توافق مشترک): به عنوان مثال ساعت خواب، مدت زمان مجاز برای استفاده از صفحات دیجیتال، میزان پول تو جیبی، مشارکت در کارهای خانه و …
- منطقهی سبز (آزادی عمل کامل): انتخاب علائق هنری، انتخاب دوست، مدل مو، سلیقه شخصی و …
پ) مدل اجرا کردن قوانین
باید به این نکته توجه داشتیم که اجرا کردن قوانین با تحقیر، سرزنش و رگههای کنترلگری، نتیجهی عکس دارد؛ هر یک از این رفتارها، قبل از هرچیز امنیت رابطهی والد و فرزندی را از بین میبرد. برای بیان مرزها، قاطع اما مهربان عمل میکنیم؛ ابتدا همدلی و سپس بیان مرز به صورت کوتاه، مختصر و شفاف. به عنوان مثال:
«احتمالا بازیت به مرحلهی حساسی رسیده و خیلی جذابه؛ سخت بوده که کنارش بذاری. اما مدت زمانی که در مورد به توافق رسیده بودیم تموم شده؛ تا ۵ دقیقهی دیگه سیستم رو خاموش کن.»
ت) ثبات و یکپارچگی والدین
والدین باید در مورد مرزها باهم هماهنگ باشند و هر دو به قوانین پایبند بمانند. علاوه بر این، رعایت مرزها نباید بسته به حال و حوصله و مودِ والد باشد!
ث) شفافسازی در مورد پیامدها
بین بیان کردن پیامدهای منطقی و تنبیه کردن یا انتقال شرم، تفاوت زیادی وجود دارد. تنبیه احساسی، نوعی انتقال خشم و تزریق شرم است و در بسیاری از مواقع به عمل انجام شده توسط نوجوان ارتباطی ندارد (یعنی رفتار فرزند، ترس یا آسیبی را در وجود خودمان تازه میکند و به حملهی احساسی منجر میشود.).
اما بیان کردن پیامدها، مستقیماً با رفتار ارتباط دارد و با پرخاشگری یا طرد کردن نیست. به عنوان مثال:
- تنبیه احساسی: چون دیر اومدی، تا یک ماه حق نداری دیگه با دوستات بری بیرون!
- بیان کردن پیامد منطقی: قرارمون این بود که تا قبل از ساعت ۱۰ خونه باشی؛ بدون این که خبر بدی دیرتر اومدی و نگرانی برامون ایجاد شد. پس به جاش آخر هفتهی بعدی که با دوستات رفتی بیرون باید یک ساعت زودتر بیای تا دوباره اعتماد ساخته بشه.
2ـ برقراری ارتباط سالم
شاید بارها از خود پرسیده باشید در ذهن نوجوان چه میگذرد؟ برقراری ارتباط سالم با فرزندان به خصوص نوجوانان کار دشواری است؛ به ویژه زمانی که خودمان در شرایط ناسالمی بزرگ شدهایم و طبق همان الگوهای مخرب، به طور خودکار رفتار میکنیم. نکات طلایی برای برقراری ارتباط سالم با نوجوان عبارتند از:
الف) گوش دادنِ فعال
گوش دادنِ فعال، یعنی گوش دادن به قصد شنیدن! نه با هدف آماده شدن برای نصیحت، قضاوت و پافشاری روی نظرات خودمان! یعنی واقعا بخواهیم حرف و دغدغهی فرزند را بشنویم و قبل از دادنِ راهکار، همدلی کنیم (همدلی معجزه میکند! چون به نوجوان احساس دیده و شنیده شدن میدهد.)
مثلا، «حق داشتی وقتی دوستت اون رفتار رو نشون داد ناراحت بشی.» یا «به نظر میاد خیلی به هم ریختی. در مورد اون اتفاق بیشتر برام بگو.»
ب) انجام دادن فعالیتهای مشترک
بعضی از نوجوانان از اینکه روبهروی پدر و مادرشان بنشینند و در مورد موضوعی صحبت کنند، احساس راحتی ندارند. داشتن فعالیتهای مشترک با نوجوان، یک راه طلایی برای ایجاد ارتباط سالم و سپس هم صحبت شدن با او است.
فعالیتهایی مثل تماشای سریال، شرکت در یک کلاس آموزشی یا ورزشی، پیادهروی و … . در این حالت رشتههای صمیمیت قویتر میشود و نوجوان راحتتر میتواند سفرهی دلش را باز کند. علاوه بر این، داشتن برنامهی ثابت برای فعالیتهای مشترک، رشتههای ارتباطی را تا دوران بزرگسالیِ فرزند هم برقرار نگه میدارد.
پ) برچسب نزدن!
از کلمات تعمیمدهندهای مثل «تو همیشه…» یا «تو هیچوقت…»، «چهقدر بیمسئولیتی»، «دروغگو!» و … به هیچ عنوان استفاده نمیکنیم. دروغ گفتن یک رفتار است (که دلایلی در پشت پردهی آن وجود دارد) اما دروغگو بودن بخشی از شخصیتِ فرزند را نشانه میرود؛ آن هم در دورانی که هویت نوجوان مثل یک خمیر در حال شکل گرفتن است.
به جای آن، در مورد یک رفتار مشخص و احساسی که بابت آن رفتار داریم صحبت میکنیم. به عنوان مثال:
ـ خیلی بیادبی! کسی با مامانش اینطوری حرف میزنه؟
ـ وقتی بهم گفتی ازت متنفرم از این حرفت خیلی ناراحت شدم. به نظر میاد آشفته بودی که این حرف رو زدی. چیزی شده؟
ت) ترمیم رابطه در صورت اشتباه کردن
همهی ما ممکن است بارها و بارها بر سر فرزندانمان فریاد بزنیم، برچسب بزنیم و رفتارهای ناپختهای نشان دهیم؛ اشکالی ندارد. نکتهی مهمتر، پذیرفتن مسئولیت اشتباهها و تلاش برای ترمیم رابطه است. مثلا اگر روزی به خاطر خستگی با پرخاشگری با فرزندمان صحبت کردیم، میتوانیم به این شکل رابطهمان را مرمت کنیم.
ـ امروز روز سختی داشتم و ظرفیتم تکمیل شده بود؛ برای همین وقتی جوابمو ندادی سرت داد زدم. تقصیر تو نبود. اگه زمان به عقب بر میگشت قبلش چندتا نفس عمیق میکشیدم.
3ـ استفاده از رویکردهای اصولی برای مدیریت تنشها
در مورد تنشهایی که بین فرزند نوجوانمان با سایر اعضای خانواده وجود دارد، راهکارهای زیر میتواند کمککننده باشد:
- اگر بحث و دعوای بین فرزندان در حد درگیری کلامی است و تحقیر و توهین یا آسیب فیزیکی وجود ندارد، دخالت نمیکنیم تا خودشان حل تعارضها را یاد بگیرند.
- اگر درگیری فیزیکی یا قلدری به مشاجره اضافه شد، وارد عمل میشویم و از جملاتی مثل «اجازه نمیدم به خواهرت آسیب بزنی.» (همراه با گرفتن دستهای فرزند) یا «از هر دوتون میخوام برید توی اتاقهاتون تا آروم بشید.» استفاده میکنیم.
- مقصر پیدا نمیکنیم و به سرزنش کردن روی نمیآوریم. به جای آن، سعی میکنیم بفهمیم چه عواملی باعث ایجاد تنش شده یا احساسات فرزندان را به این درجه رسانده است.
- قوانین و مرزهای شفافی برای همهی اعضای خانواده وضع میکنیم؛ مثلا در زدن قبل از وارد شدن به اتاق، اجازه گرفتن قبل از استفاده از وسایل و … .
4ـ کمک گرفتن از فرد متخصص
ممکن است با خواندن موارد بالا، احساس کنید این راهکارها در حد شعار است و برای روابط واقعی کار نمیکند یا فرزند شما با شنیدن جملاتِ مثال زده شده، تغییری نمیکند. همچین فکری، سینگالی است از اینکه شاید به کمک متخصص نیاز داشته باشید؛ یعنی چالشهای بین شما و فرزندتان بیشتر از حدی است که با چند نکتهی آموزشی بتوان آنها را برطرف کرد.
کمک گرفتن از فرد متخصص گاهی به معنی شروع مسیر رواندرمانی برای خودمان و گاهی هم مراجعه به روانشناس متخصص در حیطهی کودک و نوجوان است.
کلام آخر
به پایان مقاله دلیل اختلاف نظر بین والدین و نوجوانان رسیدیم. به عنوان نکتهی پایانی، تکرار میکنم که رفتارهای فرزندان، دریچهای به احساسات یا نیازهای عمیقتر است. هیچ فرزندی به دلیل خشم یا لجبازی عامدانه و از روی بدجنسی، نافرمانی نمیکند.
شما به عنوان والد با چه چالشهایی درگیر هستید؟ اصلیترین دلایل تنش بین شما و فرزندتان چیست؟
نظرات و تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید.
منابع:
- mylifepsychologists.com








