افسردگی یک مسئله جدی در باب سلامت روان است که که بر روی نوجوانان تاثیر بسیار زیادی می گذارد. طبق گزارش Centers for Disease Control and Prevention (CDC)، حدود 40 درصد از دانش آموزان دبیرستانی ایالات متحده در سال گذشته، احساس غم و ناامیدی مداوم را تجربه کردهاندکه البته این مورد بیشتر در دختران شایع بوده است. شما باید بهعنوان والد دریابید که این تغییرات نشانه اختلال افسردگی است یا یک امر گذراست. در ادامه بهطور کامل در اینباره توضیح میدهیم چگونه به یک نوجوان افسرده کمک کنیم؟
سرفصلهای این مطلب
Toggleابتدا مطمئن شوید نوجوان شما افسردگی دارد!
قبل از اینکه به سوال «چگونه به یک نوجوان افسرده کمک کنیم؟» پاسخ دهیم و شما دست به هر اقدامی بزنید، باید مطمئن شوید که هرگونه تغییر خلق یا گوشهگیری موقت نوجوان، نشانه اختلال افسردگی نیست. از آنجا که نوجوانی، دوره نوسانات هیجانی، حساسیت بیشتر و تغییرات هورمونی و زیستی است، ایجاد دورههای گذار که در آن خلقوخوی نوجوان، پایین میآید، طبیعی است. بنابراین اگر سریعا از برچسب افسردگی برای نوجوان استفاده کنیم، ممکن است خودِ نوجوان نیز این امر را باور کند و فکر کند مشکل دارد. در بسیاری از موارد، والدین با این سوال مواجه میشوند که گوشه گیری نوجوان چه دلایل و راهحلهایی دارد و آیا این رفتار نشانه افسردگی است یا نه. اگر نمیدانید دقیقاً نوجوانی از چه سنی است و این دوره چه ویژگیهایی دارد، درک نشانههای افسردگی هم دشوارتر میشود.
تفاوت «افسردگی» با «اختلال افسردگی» چیست؟
برای آشنایی کاملتر با علل، نشانهها و پیامدهای افسردگی در نوجوانان، لازم است ابتدا این اختلال را بهدرستی بشناسید. افسردگی اصولا به تجربه احساس غم، بیانگیزگی یا ناامیدی در یک بازه زمانی گفته میشود. معمولا این حالت بهخاطر بروز یک اتفاق خاص مثل تعارض در دوستی، فشار تحصیلی، مشاجره با والدین، تغییرات هورمونی و غیره اتفاق میفتد و دوره نسبتا کوتاهی دارد.
از طرفی، اختلال افسردگی، یک اختلال اساسی و یک وضعیت بالینی محسوب میشود که که شدت، مدت و گستره علائم آن بیشتر است. اختلالافسردگی حداقل دو هفته طول میکشد و در اکثر مواقع دورهاش طولانیتر نیز هست. چنین اختلالی بر روی جنبههای مختلف زندگی فرد، از جمله عملکرد تحصیلی و اجتماعی تاثیر منفی میگذارد. به همین دلیل نیاز به مداخله فوری دارد.
“Major Depressive Disorder (MDD) is characterized not merely by low mood but by a cluster of symptoms that are more severe and pervasive than typical sadness. In MDD, individuals often experience markedly reduced energy, difficulty concentrating, diminished interest or pleasure in almost all activities, and persistent feelings of worthlessness or excessive guilt. These symptoms are sufficiently intense and persistent that they interfere with daily functioning, including academic performance, social relationships, and self‑care.”
مشخصه اختلال افسردگی اساسی (MDD) تنها خلق پایین نیست، بلکه شامل مجموعهای از علائم میشود که شدیدتر و فراگیرتر از غم معمولی هستند. در این اختلال، افراد اغلب انرژیشان بهطور قابلتوجهی کاهش پیدا میکند، تمرکز کردن برایشان دشوار میشود، علاقه یا لذتشان تقریبا نسبت به همه فعالیتها کم میشود و احساس بیارزشی یا گناه بیشازحد بهطور مداوم در آنها بروز پیدا میکند. این علائم به اندازهای شدید و پایدار هستند که عملکرد روزمره فرد را تحتتاثیر قرار میدهند، از جمله عملکرد تحصیلی، روابط اجتماعی و مراقبت از خود.
منبع: medicine.com
از آنجا که درک تفاوت بین افسردگی و اختلال افسردگی (بهخصوص در نوجوانان) بسیار مهم است، در جدول زیر ویژگیهای این دو مورد را با یکدیگر مقایسه کردهایم:
| اختلال افسردگی (تشخیص بالینی)) | افسردگی (حالت هیجانی) | محور مقایسه |
| علائم عمیق و فراگیر؛ از دست دادن لذت نسبت به فعالیتها، کاهش شدید انرژی، افکار منفی مداوم درباره خود یا آینده | غم، بیحوصلگی یا بیانگیزگی، معمولا مانع فعالیتهای روزمره نمیشود | شدت علائم |
| حداقل دو هفته یا بیشتر؛ بهطور مداوم وجود دارد و معمولا بدون مداخله تخصصی برطرف نمیشود | چند ساعت تا چند روز، معمولا با تغییر شرایط یا حمایت عاطفی بهبود مییابد | مدت زمان |
| عملکرد تحصیلی، روابط اجتماعی، خواب، تغذیه و مراقبت از خود دچار اختلال جدی میشود؛ گاهی افت تحصیلی یا انزوا نیز مشاهده میشود | نوجوان ممکن است ناراحت باشد، اما همچنان به مدرسه برود، با دوستان ارتباط داشته باشد و مسئولیتهایش را انجام دهد | تاثیر بر عملکرد |
| مجموعهای از علائم هیجانی، شناختی، رفتاری و جسمانی؛ مانند احساس بیارزشی، کاهش تمرکز، تغییر اشتها، اختلال خواب و خستگی مداوم | بیشتر در سطح هیجانی تجربه میشود | گستره علائم |
| نیازمند ارزیابی حرفهای و گاهی رواندرمانی یا دارویی است؛ تشخیص قطعی فقط باید توسط متخصص انجام شود | اغلب با گفتوگو، حمایت خانوادگی و گذر زمان بهبود مییابد | نیاز به مداخله |
نشانههای شایع افسردگی در نوجوانان عبارتاند از:
- غمگینی یا تحریکپذیری مداوم که بیشتر روزها دیده میشود
- کاهش علاقه یا لذت نسبت به فعالیتهایی که قبلا دوست داشته است
- تغییر محسوس در خواب (بیخوابی یا خواب بیشازحد)
- تغییر اشتها یا وزن بدون دلیل پزشکی مشخص
- افت انرژی و خستگی مداوم
- کاهش تمرکز و افت عملکرد تحصیلی
- احساس بیارزشی یا گناه افراطی
- کنارهگیری از دوستان و خانواده
- صحبت درباره ناامیدی یا بیمعنا بودن آینده
بسیاری از والدین نمیدانند که خشم در نوجوانان میتواند یکی از جلوههای پنهان افسردگی باشد، نه صرفاً یک مشکل رفتاری. با این حال، یادتان باشد که تشخیص نهایی افسردگی فقط بر عهده روانشناس یا روانپزشک معتمد و متخصص است و نمیتوان صرفا بر اساس مشاهده چند علامت چنین تشخیصی داد. روانشناس با ارزیابی نوجوان در مییابد که آیا با یک دوره طبیعی افت خلق روبهرو هستیم یا با یک اختلال افسردگی اساسی که نیاز به درمان تخصصی دارد. بنابراین نقش والدین در این میان، مشاهده دقیق، گفتوگوی همدلانه و ارجاع به متخصص در زمان مناسب است، نه تشخیص پزشکی و ارائه راهحل. به همین دلیل، شما باید بهخوبی بدانید که والدین چگونه باید با افسردگی نوجوانان برخورد کنند؟
نوجوان افسرده را درک کنید!
درک علمی رفتارها بدون آشنایی با روانشناسی نوجوانان ممکن نیست، بهخصوص زمانی که پای افسردگی در میان است. فرض کنید مطمئن شدید که نوجوان شما با اختلال افسردگی دستوپنجه نرم میکند. در این مرحله، مهمترین قدم، درک نوجوان است نه قضاوتکردن او. اگر از مشاهده کاهش انگیزه، کنارهگیری از فعالیتها یا تلاش نکردن نوجوان خود ناراضی هستید، نباید فکر کنید که نوجوان «کمکاری یا تنبلی میکند» و عصبانی شوید و واکنش عصبی نشان دهید. شما باید بدانید که این رفتارها ناشی از تغییرات در مغز و سیستم عصبی است، نه تنبلی و بیانگیزنگی.
در ادامه به زبان علمی به شما توضیح میدهیم که افسردگی چرا و به چه دلیل در مغز نوجوان اتفاق میفتد:
- کاهش فعالیت شبکههای پاداش مغز: برخی نواحی مغز مانند نکلیکوس اکومبنس و قشر پیشپیشانی که مسئولیت انگیزهدهی و لذتبردن را بر عهده دارند، هنگام درگیری با اختلال افسردگی، فعال کمتری میکنند. این امر باعث میشود که نوجوان از فعالیتهایی که قبلا براش لذتبخش بودند، دیگر هیچ لذتی نبرد و انگیزهاش برای انجام آن کارها را به شدت از دست بدهد.
- اختلال در انتقالدهندههای عصبی: سطح سروتونین، دوپامین و نوراپینفرین (انتقالدهندههای عصبی که بهترتیب مسئول تاثیر بر خلقوخو، پاداش و انگیزه و توجه بیداری هستند)، در این دوران ممکن است نامتعادل شود. همین امر باعث خلق پایین، بیانگیزگی و مشکلات تمرکز میشود.
- فعالیت بیشازحد محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA): فعالیت بیشازحد هیپوتالاموس باعث ترشح کورتیزول بالا و در نتیجه، خستگی و اضطراب مداوم میشود. بنابراین سطح استرس افزایش مییابد و نوجوان افسرده میشود.
- تغییر در ساختار مغز: تصویربرداریهای متعدد از مغز نوجوانان نشان میدهد که حجم هیپوکامپ (سیستمی که با احساسات، حافظه و انگیزش در ارتباط است) و برخی نواحی قشر پیشپیشانی در بسیاری از نوجوانانِ مبتلا به افسردگی کاهش مییابد. این امر بر روی حافظه، تصمیمگیری و کنترل هیجانات تاثیر میگذارد.
در نتیجه تمامی این این تغییرات ناشی از افسردگی، عملکرد نوجوان در بسیاری زمینهها کم میشود؛ مثل تمرکز در مدرسه، روابط اجتماعی، توانایی انجام کارهای روزمره و غیره. بنابراین اگر برای شما، بهعنوان والد، این سوال پیش آمده که «چگونه به نوجوان افسرده خود کمک کنیم»، باید بدانید که با صبر، قضاوت نکردن و حمایت همدلانه میتوانید یک محیط امن عاطفی برای او بسازید.
والدین چگونه باید با افسردگی نوجوانان برخورد کنند؟
بخش زیادی از نحوه مواجهه والد با افسردگی، ریشه در سبک تربیت نوجوانان در خانواده دارد. تصور افسردگی نوجوان برای والدین، بسیار سردرگمکننده و حتی ترسناک است. در این مواقع معمولا والد نمیداند چه واکنشی نشان دهد؛ مثلا سکوت کند، مهربانتر شود، سختگیری کند یا با نوجوان حرف بزند.
طبق نتایج پژوهشYouth Risk Behavior Survey در سال 2023 که توسط Centers for Disease Control and Prevention (CDC) منتشر شده، تقریبا ۴۰ درصد از دانشآموزان دبیرستانی آمریکا گزارش کردند که در سال گذشته، حداقل بهمدت ۲ هفته یا بیشتر احساس غمگینی یا ناامیدی مداوم داشتهاند. همین نظرسنجی نشان داده که حدود ۲۰ درصد از این نوجوانان بهطور جدی به اقدام به خودکشی فکر کردهاند و ۹٫۵ درصد نیز گزارش دادهاند که برای خودکشی تلاش کردهاند.
در ادامه، راهکارهای مقابله با افسردگی نوجوان را برای شما شرح میدهیم و به شما میگوییم که «چگونه به یک نوجوان افسرده کمک کنیم؟»
1_ شناخت درست علائم افسردگی
قبل از هر چیز باید با علائم افسردگی آشنا باشید و مطمئن شوید که نشانههایی که نوجوانتان بروز میدهد، صرفا به دلیل خلق پایین و بروز اتفاقات موقتی نیست. پیشتر به علائم افسردگی اشاره کردیم. شناخت دقیق این نشانهها به معنای صادر کردن حکم و قضاوت نیست، بلکه در صورت مشاهده علائم باید برای مداخله تخصصی، نوجوان را نزد روانشناس ببرید.
2_ صبور بودن و کاهش انتظارات بیشازحد
نوجوان افسرده، انرژی جسمی و روانی کافی برای انجام فعالیتهای روزمره یا حتی رویارویی با اعضای خانواده را ندارد. بنابراین نباید انتظار داشته باشید که همانند گذشته یا مثل سایر همسالانش عمل کند. در این مواقع، صبر و انعطافپذیری والدین، از بار روانی نوجوان میکاهد و به او احساس امنیت میدهد.
3_ گفتوگوی همدلانه بدون سرزنش
شما باید فضایی برای نوجوان ایجاد کنید که بدون ترس از قضاوتشدن بتواند احساسات خود را بیان کند. این امر از آنجا بسیار حیاتی است که شما راحتتر میتوانید با نوجوان صحبت کنید و دلایل افسردگیاش را بفهمید. شنونده فعالی باشید و بدون قطعکردن حرف نوجوان و انتقال حس تحقیر و سرزنش به حرفهایش گوش کنید تا احساس ارزشمندی کند و بداند که برای شما مهم است.
4_ تشویق به درمان حرفهای
همانطور که پیشتر گفتیم، اختلال افسردگی، یک وضعیت بالینی محسوب میشود، بنابراین نیاز به ارزیابی و بررسی تخصصی یک متخصص دارد. شما، بهعنوان والد باید نوجوان خود را تشویق کنید که به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کند و این حس را به او منتقل کنید که مراجعه به روانشناس بههیچوجه نشانه داشتن مشکل روحی و روانی نیست و صرفا برای کمکگرفتن و بهعنوان اقدامی حمایتی انجام میشود. اگر برایتان سوال است که مشاوره نوجوان چیست و چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت، دانستن این موضوع برای والدین حیاتی است.
5_ ایجاد روال و ساختار روزانه
اگر نوجوان، برای خواب، تغذیه، درس و فعالیتهای روزانهاش یک برنامه منظم (با مشورت خودش) داشته باشد، احساس میکند که کنترل بیشتری روی زندگی دارد و در نتیجه، اضطراب ناشی از بینظمی کاهش مییابد؛ حتی اگر این کارها را با انگیزه کم انجام دهد. همین تجربه موفقیتهای کوچک، انگیزه را کمکم در او افزایش میدهد.
6_ فعالیت بدنی سبک و منظم
ورزش، مخصوصا اگر بهطور منظم انجام شود، باعث افزایش ترشح اندورفین و در نتیجه، بهبود خلقوخو میشود؛ حتی اگر بهصورت پیادهرویهای کوتاه باشد. بنابراین والدین میتوانند با تشویق نوجوان خود با همدیگر در فعالیتهای ورزشی شرکت کنند. دقت کنید که فعالیت ورزشی مورد نظر، موردعلاقه خودِ نوجوان باشد. از طرفی، فعالیتها نباید سنگین باشد و به نوجوان فشار بیاورد یا بهعنوان یک وظیفه به او تحمیل شود.
7_ حمایت عاطفی مداوم
نوجوانان افسرده، تمایل چندانی به صحبت ندارند و معمولا گوشهگیری را انتخاب میکنند؛ اما والدین در این شرایط نیز نباید ارتباط عاطفی خود را از آنها دریغ کنند. مواردی مثل تماس چشمی، نوازش یا بیان جملات حمایتگرانه باعث میشود نوجوان احساس کند که مورد توجه و حمایت شما قرار گرفته است.
نکته: ممکن است خودِ نوجوان قادر به ابراز احساساتش نباشد و حتی مقاومت نشان دهد، اما بهطور کلی، این کارها تاثیر مثبتی بر روی او خواهد داشت.
8_ توجه به تغذیه سالم
یکی از دلایل تشدید علائم افسردگی در نوجوانان، کمبود ویتامینها و مواد معدنی، مثل ویتامین D، ویتامینهای گروه B، روی، منیزیم، آهن و امگا3 است. به همین دلیل، شما باید یک رژیم غذایی کامل و متنوع، حاوی پروتئین، میوه و سبزیجات برای نوجوان خود فراهم کنید و مصرف قند و فستفود را کاهش دهید.
9_ کنترل استفاده از شبکههای اجتماعی و رسانهها
یکی از معایب شبکههای اجتماعی، مقایسههای نابهجای واقعیت زندگی خود با ظاهر زندگی دیگران است. این نوع مقایسهها حس ناکافیبودن در جنبههای مختلف را به نوجوان منتقل میکند و باعث افزایش اضطراب و در نتیجه، افسردگی میشود. شما باید بدون زورگویی و با همکاری خودِ نوجوان، برای استفاده از تلفن همراه و شبکههای اجتماعی، محدودیتهایی معقول ایجاد کنید و در عوض، از نوجوان بخواهید که فعالیتهای مفید دیگری مثل هنر و ورزش (که به آنها علاقه دارد) جایگزین کند.
10_ تعیین حد و مرز با احترام
اینکه میگوییم که والدین باید در هر صورت از نوجوان خود حمایت کنند، بههیچوجه به معنای حذف حد و مرزها و از بین رفتن احترام نیست. در هر منزلی باید قوانین، چهارچوبها و محدودیتهایی وجود داشته باشد؛ البته این قوانین باید منطقی، واضح و شفاف و همراه با دلیل باشند تا نوجوان، آنها را درک و اجرا کند.
11_ تشویق به فعالیتهای اجتماعی سبک
درست است که نوجوان در مدت افسردگی، اغلب علاقه چندانی به حضور در جمع ندارد، اما شما باید بدون ایجاد فشار، او را به حضور در فعالیتهای گروهی تشویق کنید؛ اما فعالیتهای کوتاه و غیررقابتی که اضطرابی در او ایجاد نکند و حس تعلق اجتماعی او را افزایش دهد.
12_ اجتناب از مقایسه و برچسبزنی
یکی از کارهایی که بهعنوان والد باید اکیدا از آن اجتناب کنید، برچسبزدن به نوجوان است. زیرا باعث کاهش عزتنفس و افزایش احساس شکست در او میشود؛ مثلا اگر به او بگویید «افسرده» یا «ضعیف» یا «ترسو»، اثرات طولانیمدت بر جای میگذارد و کمکم باورش میشود که چنین خصوصیاتی دارد و طبق همان ویژگیها رفتار میکند.
13_ آموزش مهارتهای مدیریت هیجان
برای اینکه نوجوان بتواند در طول مدت افسردگیاش، هیجان خود را مدیریت کند، میتوانید تکنیکهای سادهای، مثل تنفس عمیق، مدیتیشن، یوگا، نوشتن احساسات یا هنر درمانی را به او پیشنهاد یا آموزش دهید. به این ترتیب، هیجانات شدید نوجوان در جهت مثبت تخلیه میشود و کنترل بیشتری روی احساسات خود پیدا میکند.
14_ همکاری با مدرسه و معلمان
اگر متوجه شدید که نوجوانتان افسرده است، باید حتما این موضوع را به معلمان و مشاوران اطلاع دهید تا حمایت آموزشی و اجتماعی لازم را (بدون ابراز مستقیم) نسبت به او اعمال کنند. در این حالت باید از فشار تحصیلی بر روی دانشآموز کاسته شود و در عوض، فرصتهایی برای موفقیت (هرچند کوچک) در اختیارش قرار داده شود.
15_ حفظ امید و الگوی مثبت
شما بهعنوان والد باید الگوی نوجوان خود باشید. اگر شما در برابر افسردگی نوجوانتان واکنشهای منفی نشان دهید و صبر و امید و رفتار مثبت نداشته باشید، این امر بر روی نوجوان نیز تاثیر منفی میگذارد. نوجوان افسرده با مشاهده والدین صبور و حمایتگر، انگیزه بیشتری برای بهبود و ادامه زندگی میگیرد.
اشتباهات در برخورد با نوجوان افسرده
برای بسیاری از والدین، مواجهه با افسردگی نوجوان، گیجکننده و استرسزاست و همین امر باعث میشود که رفتارهایشان باعث ایجاد فشار بیشتر بر نوجوان شود. دادههای معتبر در سایت CDC نشان میدهد که حدود نیمی از دختران دبیرستانی گزارش کردهاند که در ۱۲ ماه گذشته، احساس غمگینی یا ناامیدی مداوم داشتهاند؛ به این معنا که این تجربه چندان هم نادر نیست و اغلب با تغییرات زیستی، اجتماعی و تحصیلی همراه است. به همین دلیل مهم است که والدین بدانند چه رفتارهایی در مقابل نوجوان افسرده اشتباه است و حتی شرایط را بدتر میکند. این موارد عبارتاند از:
- در نظر گرفتن کاهش انگیزه نوجوان بهعنوان تنبلی یا تلاش نکردن
- فشار آوردن برای انجام سریع فعالیتها یا تکالیف مدرسه
- سرزنش یا تحقیر نوجوان بهخاطر رفتارهای انزواطلبانه
- استفاده از برچسبهایی مانند «افسرده» یا «ضعیف»
- برچسبزنی و مقایسه مداوم، بهطور مستقیم باعث تضعیف عزت نفس در نوجوانان میشود و افسردگی را تشدید میکند.
- نادیدهگرفتن احساسات یا سرکوب نوجوان هنگام صحبت درباره مشکلات
- واکنش احساسی شدید یا عصبانیت هنگام مواجهه با رفتارهای مرتبط با افسردگی
- حذف حد و مرز یا بالعکس، کنترل بیشازحد بدون توضیح منطقی
- پیگیری نکردن درمان حرفهای یا به تاخیر انداختن ارجاع به متخصص
- بیتوجهی به نقش حمایت عاطفی و حضور پایدار در کنار نوجوان
- فشار برای مشارکت در فعالیتهای اجتماعی رقابتی یا جمعهای بزرگ، بدون آمادگی و رضایت نوجوان
- کمتوجهی به سبک زندگی سالم، شامل خواب، تغذیه و ورزش
- انتظار تغییر سریع خلق یا رفتار بدون صبر و همدلی
- صحبت نکردن با اولیای مدرسه برای هماهنگی پشتیبانی آموزشی و اجتماعی
- نادیدهگرفتن نشانههای هشداردهنده خودکشی یا افکار منفی شدید
نشانه های خطر؛ علائم خودکشی!
طبق گزارش سایت springer پژوهشی که در ایران انجام شده، نشان میدهد که از بین نمونه نوجوانان 15 تا 17 سال، حدود 4.1 درصد دانشآموزان دبیرستانی، علائم افکار خودکشی داشتهاند؛ یعنی در سال گذشته درباره خودکشی فکر کردهاند.
According to the World Health Organization (WHO), more than 1.4 million people worldwide die by suicide each year, and suicide is the second leading cause of death among individuals aged 15–29 years. This means that adolescents and young adults are among the age groups at particularly high risk, highlighting the urgent need for prevention, early identification, and access to mental health support.
«طبق برآورد سازمان جهانی بهداشت (WHO)، سالانه بیش از 1.4 میلیون نفر در سراسر جهان بر اثر خودکشی جان خود را از دست میدهند و این اقدام، دومین علت مرگومیر در میان افراد ۱۵ تا ۲۹ ساله محسوب میشود؛ یعنی گروه نوجوان و جوان، یکی از بزرگترین گروههای سنی در معرض خطر خودکشی هستند.
منبع: arxiv.org
نشانههای خطرخودکشی در نوجوانان عبارتاند از:
- صحبت مستقیم یا غیرمستقیم درباره «ارزش نداشتن زندگی» یا اینکه «نبودن بهتر از زندگی است»
- جستوجو یا صحبت درباره راههای آسیبزدن به خود
- خداحافظی غیرمعمول با دوستان یا بخشیدن وسایل شخصی مهم
- انزوای شدید و کنارهگیری ناگهانی از خانواده و دوستان
- تغییرات شدید خلقی (مثلا ناامیدی عمیق یا آرامش ناگهانی پس از دورهای از آشفتگی)
- احساس مداوم بیارزشی، گناه شدید یا سربار بودن برای دیگران
- بیخوابی شدید یا خواب بیشازحد همراه با افت عملکرد
- کاهش محسوس عملکرد تحصیلی یا بیتفاوتی کامل نسبت به آینده
- رفتارهای پرخطر غیرمعمول یا بیملاحظگی نسبت به سلامت خود
- سابقه اقدام قبلی برای آسیبرساندن به خود یا داشتن برنامه مشخص برای آسیب به خود
در این شرایط خطرناک چه باید کرد؟
- موضوع را جدی بگیرید؛ هیچگاه فکر نکنید که هدف نوجوان، «فقط جلب توجه است».
- بهطور مستقیم و آرام از نوجوان بپرسید که آیا به آسیبزدن به خود فکر میکند؛ پرسیدن این سوال، خطر خودکشی را افزایش نمیدهد.
- اگر فکرمیکنید که امکان بروز خطر فوری وجود دارد، با او بمانید و بههیچوجه تنهایش نگذارید.
- دسترسی به وسایل خطرناک را محدود کنید و ایمنسازی محیط را انجام دهید.
- در اسرع وقت با روانشناس یا روانپزشک متخصص نوجوانان تماس بگیرید.
- در صورت وجود خطر فوری، با اورژانس تماس بگیرید یا به نزدیکترین مرکز درمانی مراجعه کنید.
- بدون اینکه نوجوان را قضاوت کنید، نسبت به او حمایت عاطفی نشان دهید و بیشتر به حرفهایش گوش دهید تا اینکه نصیحتش کنید.
- به او اطمینان دهید که احساساتش را جدی میگیرید و همیشه برای کمک به او حاضر هستید.
اگر نوجوانی در معرض خطر فوری است، حیاتیترین اقدام، تشخیص و مداخله سریع تخصصی از طرف روانشناس یا روانپزشک برای جلوگیری از بروز پیامدهای جبرانناپذیر است.
کلام آخر
گاهی مهمترین راهکار برای اینکه «چگونه به یک نوجوان افسرده کمک کنیم؟»، «تلاش برای بهتر کردن حالش» نیست، بلکه این است که در مسیر درمان کنار او بمانید. بهبود افسردگی معمولا بهصورت تدریجی و همراه با فراز و نشیب اتفاق میفتد. بنابراین ثبات، صبوری و بیان مداوم پیامِ «من کنارت هستم»، تاثیری عمیق بر روی روحیه نوجوان دارد. از طرفی به والدین هم توصیه میکنیم که از خودشان مراقبت کنند. چون فقط یک والد قوی، توان حمایت از نوجوان افسرده را دارد. اگر نشانههای خطر را مشاهده کردید، سریعا به متخصص مراجعه کنید. یادتان باشد که افسردگی درمانپذیر است، اما به صبر و تلاش نیاز دارد.
منابع:





