در دل خانههای مرتب، میان روزمرگیهای زندگی، افسردگی زنان خانه دار مخفیانه رشد میکند و روحیه آنها را تحت فشار قرار میدهد. روزها صرف مراقبت از خانواده میشود و شبها با خستگی پایان مییابد و معمولا هیچکس متوجه نمیشود. HealthlineJournal میگوید: حدود ۱۵ تا ۲۰٪ از زنان خانهدار بهدلیل فشارهای روانی، روابط پیچیده خانوادگی و کمبود حمایت اجتماعی دچار این حالت میشوند؛ حالاتی که با خودمراقبتی، حمایت اجتماعی و روشهای روانشناختی قابل بهبود هستند. در این مقاله سلام آگاهی، با راهکارهای مقابله با افسردگی زنان خانه دار آشنا شوید و دوباره نور و آرامش را به زندگی خود بازگردانید.
سرفصلهای این مطلب
Toggleعلت اساسی افسردگی زنان خانه دار چیست؟
آمارها نشان میدهند که زنان بهطور معمول دو برابر بیش از مردان در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند. راست هم میگویند، کافی است یک روز کفشهای زن خانهدار را بپوشید؛ کفشی که بیشتر از پیادهروی، برای دویدن بین آشپزخانه، اتاق بچهها و ماشین لباسشویی ساخته شده. زن خانهدار، مدیرکل بیحقوق یک شرکت خانوادگی است. صبح زود جلسه اضطراری با فرزندان برای پیدا کردن جوراب مفقودی برگزار میکند، ظهر پروژه «ناهار فوری» را تحویل میدهد، عصر در بخش «خدمات پس از فروش» به جنگ لکههای لباس میرود و شب هم واحد منابع انسانی را اداره میکند تا دعوای بچهها ختم به خیر شود.
جامعه امروز، مدام در حال تغییر است و این تغییرات، بیش از همه بر دوش زنان سنگینی میکند. از آنها انتظار میرود هم تحصیلاتشان را ادامه دهند، هم کار و حمایت مالی از خانواده را به عهده بگیرند و تحت هر شرایطی به امور خانه و مراقبت از فرزندان برسند. زن خانهداری که تحصیلکرده است، گاهی احساس میکند تمام سالهای تلاش و دانشاندوزیاش بیثمر مانده و در درون خود حس بهحاشیهراندهشدن و کاهش عزتنفس را تجربه میکند، چون میبیند مهارتها و استعدادهایش در چهارچوب خانه نادیده گرفته میشوند.
اگر به این شرایط، خشونت خانگی، سوءرفتار عاطفی یا همسری غیرقابل اعتماد اضافه شود، فشار روانی او چند برابر میشود. اینجاست که آرامآرام افسردگی زنان خانه دار شکل میگیرد؛ افسردگی که نهتنها ریشه در فشارهای اجتماعی دارد، بلکه حاصل تضاد بین نقشهای سنتی و خواستههای مدرن زندگی زنان هم هست. افسردگی در نهایت هم مثل مهمانی ناخواندهای که پشت در آشپزخانه نشسته است، میگوید: «دیدی؟ همه چیز را انجام دادی، اما کسی ندید!»
در ضمن، از آنجایی که بخش زیادی از فکر و ذکر یک مادر به فرزندپروری اختصاص دارد، توصیه میکنیم حتما مقالات «فرزندپروری چیست؟» و «خطاهای فرزندپروری» را مطالعه کنید.
خیلی واضح و شفاف میگوییم علل اصلی افسردگی زنان خانه دار عبارتند از:
- حس کمارزش بودن وقتی جامعه و خانواده نمیبینند چقدر تلاش میکنی و درآمد مستقلی نداری.
- دلشکستگی از نادیده گرفته شدن تلاشهای بیوقفه و روزمرهات در خانه.
- غصه و اضطراب از اینکه استعدادها و علاقههایت هیچ جایی برای بروز ندارند.
- فشار روانی ناشی از اینکه فداکاریها و از خودگذشتگیهایت برای همسر و فرزندان دیده نمیشود.
- احساس خستگی روحی از دریافت بازخوردهای منفی و سرزنش از سوی اطرافیان.
- استرس و ناامیدی ناشی از بارداری ناخواسته یا کمبود حمایت اجتماعی.
- تغییرات هورمونی در بارداری، پس از زایمان و یائسگی که حال روحی را بیثبات میکند.
- ترس و وحشت ناشی از خشونت خانگی یا سوءرفتار عاطفی.
- حس تنهایی و جدایی از جمعهای دوستانه و اجتماع.
- اضطراب و فشار از هماهنگ کردن چند نقش همزمان: مادر، همسر، مدیر خانه و مربی بچهها.
- احساس سردرگمی و فقدان کنترل بر زمان و زندگی شخصی.
- دلگیری و غم از اینکه هیچوقت وقت کافی برای خودت نداری.
- نگرانی و فشار روانی از انتظارات غیرواقعی جامعه درباره زنان خانهدار.
وقتی ورزش کافی و تغذیه سالم فراموش شود، افسردگی شدت میگیرد و زنان خانهدار را در معرض مشکلات جسمانی مثل فشار خون بالا، چاقی و دیابت قرار میدهد. (منبع)
حالا همه این عوامل دستبهدست هم میدهند و افسردگی زنان خانه دار با نشانههایی ابراز میشوند.
لازم به ذکر است، اگر تمایل به یادگیری عمیقتری درباره نقش مادر در فرزندپروری دارید، پیشنهاد میکنیم این مطلب را بخوانید.
علائم افسردگی زنان خانه دار کداماند؟
غم سنگین افسردگی در بین زنان خانه دار به شکلهای زیر خودشان را نشان میدهند:
- احساس بیارزشی و ناامیدی: گاهی حس میکنی تمام زحمتهایت دیده نمیشوند و تلاشهای روزانهات هیچ اهمیتی ندارند.
- خستگی مداوم و نداشتن انرژی: حتی فکر کردن به یک کار ساده هم سنگین است و تنوبدنت از بیوقفه کار کردن میلرزد.
- مشکل در تمرکز و فراموشی: یادآوری جزئیات کوچک یا تصمیمگیری برای کارهای روزمره سخت میشود.
- ازدستدادن لذت از زندگی: چیزهایی که قبلا برایت دلیل شادی بودند، حالا بیرنگ و بیروح به نظر میرسند.
- اضطراب و نگرانی دائمی: ذهنت همیشه درگیر فکرهای نگرانکننده از مشکلات خانه گرفته تا نگرانی برای آینده فرزندان است.
- اختلال در خواب: گاهی نمیتوانی بخوابی، گاهی نیمهشب از خواب میپری و گاهی هم بیش از حد میخوابی اما باز هم احساس خستگی داری.
- تغییرات اشتها و مشکلات تغذیهای: گاهی میل به خوردن همه چیز داری و گاهی حتی غذای ساده هم توان خوردنش را نداری.
- کاهش میل جنسی و فاصله گرفتن از همسر: ارتباط عاطفی با همسرت سخت شده و گاهی احساس میکنی فاصلهها روزبهروز بیشتر میشوند.
- حس تنهایی و دوری از اجتماع: گاهی حس میکنی هیچ کس تو را درک نمیکند و حتی فرصت دیدار با دوستان یا جمعهای کوچک را هم نداری.
- عصبانیت و تحریکپذیری: کوچکترین اتفاق، مثل دعوای بچهها یا کار ناتمام، تو را به شدت ناراحت میکند.
- سرزنش خود و حس گناه: دائم فکر میکنی «کاش بهتر میکردم، کاش سریعتر انجام میدادم، کاش…»
- نوسانات خلقی: لحظهای شاد، لحظهای غمگین، لحظهای عصبی هستی.
- بیانگیزگی برای انجام حتی کارهای کوچک: گاهی حتی شروع یک فعالیت ساده مثل پیادهروی یا خواندن کتاب، دشوار و خستهکننده است.
- حس گمشدن هویت شخصی: احساس میکنی فقط نقش مادر یا همسر را داری و خودت به عنوان یک فرد مستقل نادیده گرفته شدهای.
- احساس ناتوانی در کنترل زندگی: گاهی حس میکنی همه چیز از دستت خارج است و نمیتوانی زمان و برنامههایت را مدیریت کنی.
- حس فاصله گرفتن از خود واقعی: آن زنی که قبلا علاقهها، اهداف و آرزوهایی داشت، حالا گم شده به نظر میرسد.
- احساس فشار دائمی برای کامل بودن: ذهنت با کوچکترین کوتاهی یا اشتباه، تو را سرزنش میکند.
- حس سرخوردگی از تکرار روزمرگیها: هر روز مثل روز قبل است و هیچ تغییر یا پیشرفتی دیده نمیشود، که این حس ناامیدی را تقویت میکند.
- حس غم و نگرانی از آینده فرزندان یا خانواده: دائم نگران هستی که «آیا کاری که میکنم کافی است؟» یا «آینده فرزندانم چطور خواهد شد؟»
روشهای درمانی افسردگی زنان خانه دار چیست؟
در مسیر درمان افسردگی زنان خانه دار، هیچ نسخه واحدی وجود ندارد؛ مثل اینکه هر باغچهای نیاز به نوع خاصی خاک و نور دارد. شدت افسردگی، نوع آن، سابقه پزشکی و واکنش فرد به درمان، تعیین میکنند کدام روش مراقبت بهتر جواب میدهد.
۱ـ حرف بزن و دلت را خالی کن
گاهی کافی است با کسی حرف بزنی که بدون قضاوت یا نصیحتهای بیمورد واقعا گوش دهد. رواندرمانی و مشاوره به تو کمک میکند بفهمی احساساتت نه نشانه ضعف بلکه طبیعی هستند. یک گفتگوی ساده سنگینی فشار روزمره را کم میکند و روانت را تسکین میدهد.
۲ـ حمایت خانواده و دوستان را بپذیر
تو که تمام روز مشغول مراقبت از دیگران هستی، گاهی فراموش میکنی خودت هم نیاز به توجه داری. وقتی همسرت، فرزندان یا اعضای خانواده سهمی از کارها برمیدارند یا قدردانی کوچک میکنند، حس ارزشمندیت تقویت میشود. حتی جمله «مرسی که همه چیز را مرتب نگه داشتی» روزت را روشن میکند. دوستان و گروههای حمایتی هم میتوانند همدلی و انرژی مثبت به شما بدهند.
۳ـ وقتی برای خودت پیدا کن
حتی نیم ساعت در روز برای خودت معجزه میکند. کتاب بخوان، قدم بزن، ورزش سبک کن، یا کاری هنری انجام بده. این وقت کوتاه به تو یادآوری میکند که تو تنها یک خانهدار نیستی؛ تو فردی با علاقهها، استعدادها و نیازهای خودت هستی.
۴ـ کاری رضایتبخش انجام بده
پروژه کوچک در خانه یا شغلی نیمهوقت که به تو حس موفقیت و استقلال بدهد، روحیهات را بالا میبرد. وقتی حس میکنی توانمندیهایت دیده و استفاده میشوند، دوباره با خودت ارتباط برقرار میکنی و انرژی برمیگردد.
۵ـ در صورت نیاز درمان تخصصی بگیر
اگر افسردگی شدید شود، پزشک داروهای ضد افسردگی یا روشهای تخصصی مانند درمان الکتروشوک، تحریک مغناطیسی مغز از راه جمجمه، تحریک عصب واگ، درمان با تشنج مغناطیسی و تحریک عمیق مغز را توصیه میکند. این روشها برای مواقعی هستند که افسردگی به راهکارهای ساده پاسخ نمیدهد و تحت نظارت دقیق متخصص انجام میشوند.
زنان خانهدار بهخاطر مسئولیتهای روزمره، کمبود حمایت عاطفی و فشارهای اجتماعی، بیشتر در معرض اختلالات روانی مانند استرس، افسردگی و اضطراب قرار دارند. (منبع)
۲۰ نکته برای پیشگیری از افسردگی زنان خانه دار
چند لحظه این موقعیت را تصور کنید؛ روزتان را شروع میکنید، فنجان چای دستتان است، بچهها در حال سروصدا هستند و ماشین لباسشویی هنوز کار میکند. در این هیاهو، اگر لحظهای به خودتان فکر نکنید، افسردگی، خستگی و اضطراب کمکم روی شانهتان سنگینی میکند. به قول پدربزرگ و مادربزرگها «علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد.» یعنی با روشهایی که در ادامه در اختیارتان میگذاریم سلامت روان در زندگیتان حفظ میشود.
- مرز تعیین کن: بین کارهای خانه و زمان شخصیات خط بکش؛ نیم ساعت بدون کار برای خودت بگذار.
- سرگرمی و تفریح را از یاد نبر: کتاب مورد علاقهات، نقاشی یا آهنگ دلخواهت را فراموش نکن.
- کمک بگیر: از همسر، فرزندان و خانواده بخواه کارها را تقسیم کنند؛ تو تنها نیستی.
- روابط اجتماعی را زنده نگه دار: دوستان، جمعهای کوچک، یا گروههای حمایتی میتوانند حس همراهی بدهند.
- ورزش سبک: حتی ۱۰ دقیقه پیادهروی صبحگاهی حس انرژی و شادی میدهد.
- غذای سالم بخور: میوه، سبزی و پروتئین کمک میکند روحیهتان حفظ شود.
- ساعت خواب منظم: از شبکههای اجتماعی کم کن و به بدن و ذهنت زمان استراحت بده.
- مهارت جدید یاد بگیر: هنر، خیاطی، آشپزی خلاقانه یا هر کاری که حس رشد بدهد.
- فعالیتهای خیرخواهانه: کمک کوچک به دیگران حس ارزشمندی و رضایت میآورد.
- مدیتیشن و یوگا: چند نفس عمیق اضطراب را کم و ذهن را آرام میکند.
- روزانه بنویس: نوشتن افکار و موفقیتهای کوچک ذهنت را سبک میکند.
- وقت خودت: حتی نیم ساعت خلوت در خانه یا بالکن، روحیهات را شارژ میکند.
- وقتگذرانی در طبیعت: چند دقیقه قدم زدن در باغچه یا پارک حس تازگی میدهد.
- موسیقی آرامشبخش: آهنگ مورد علاقهات اضطراب را کم میکند و حس شادی میدهد.
- خنده را فراموش نکن: فیلم یا برنامه خندهدار باعث ترشح اندورفین و شادی میشود.
- قدردانی از خود: حتی موفقیتهای کوچک را جشن بگیر و خودت را تشویق کن.
- برنامهریزی هفتگی: کارها را تقسیم کن تا احساس کنترل و آرامش بیشتری داشته باشی.
- نشانههای افسردگی را جدی بگیر: بیانگیزگی، اضطراب یا خواب نامنظم را نادیده نگیر و کمک بخواه.
- تمرین قدردانی روزانه: هر روز سه چیز که باعث شادیتان شده یادداشت کن.
- مقایسه نکن: مسیر تو متفاوت است؛ تمرکز روی پیشرفت شخصی انرژی و امیدت را زیاد میکند.
کلام آخر
تا اینجا با چشمهایی خسته اما قلبی پرامید ما را همراهی کردید؛ حالا دیگر میدانید که حتی در دل شلوغی و روزمرگی خانه، قدرت بازگرداندن شادی و آرامش در دستان شماست. با مراقبت از خود، پذیرش کمک دیگران و لحظات کوچک شادیبخش، دوباره نور را به زندگیتان دعوت کنید و هر روز، گامبهگام، حس ارزشمندی و امید را در خودتان زنده نگه دارید. شما برای مقابله با حس افسردگی چه راهحلی دارید؟
منابع:



