قانونگذاری در خانه

قانونگذاری در خانه

داشتن قوانین در خانه حیاتی است، شناگری را در نظر بگیرید که تازه شنا کردن را آموخته است اگر به او بگویند قسمت عمیق و کم عمق آب نشانه گذاری نشده است، شناگر احساس ناامنی می کند و ممکن است اصلا از شنا کردن در آن استخر صرف نظر کند.کودکان ما هم نیاز دارند چهار چوب های مشخص و البته محدودی را در زندگی تجربه کنند. این چهارچوب ها به آنها احساس امنیت میدهد. در عین حال برای وضع قانون باید به چند نکته مهم توجه کنیم:

  • وضع قوانین تا حدود چهار سالگی کودکان، تقریبا یک طرفه و از سوی والدین است اما با ورود کودک به دنیای استقلالِ چهار سالگی، برای اینکه او را به رعایت قوانین ترغیب کنیم، ناچاریم بجز در موارد خاص قوانین را با تبادل نظر با خود کودک وضع کنیم.
  • تعداد قوانین ما نباید زیاد باشد. زیاد بودن قوانین همان قدر مضر است که نبودن قوانین.
  • همانطور که گفتیم در هر شرایطی باید دو پیام را به فرزندمان منتقل کنیم: درکت میکنم و در کنارت هستم. در تعیین قوانین هم دقیقا این نکته را در نظر داریم و مراقبیم نگاه از بالا به پایین نداشته باشیم. هر چه ارتباط عاطفی ما با کودکمان عمیقتر باشد، او بهتر و راحت تر محدودیت ها و قوانین را می پذیرد و به آنها احترام میگذارد.
  • همه اعضای خانواده باید به قوانین عمل کنند. مثلا همه اعضای خانواده ما، در صورت به زبان آوردن کلمه ای که نشان دهنده توهین یا بی ادبی باشد، باید دهان خود را سه بار بشویند. وقتی قانونی برای همه وضع شود کودکان تمایل بیشتری برای رعایت آن دارند.
  • اگر قانونی وضع میکنید، حتما باید مقتدرانه به آن عمل کنید. اگر به مرور زمان دیدید قانونی کارایی لازم را ندارد انعطاف پذیر باشید، قانون خود را تغییر دهید!

وقتی قانونی وضع می کنید، باید حتما شرایط اجرایی شدن آن را فراهم کنید. یادمان باشد هدف ما از وضع قانون ایجاد امنیت و آرامش بیشتر برای خودمان و فرزندمان است. متاسفانه گاهی اوقات بعضی قوانین بیشتر از اینکه آرامش ما را تامین کنند، باعث ناراحتی، دلخوری و حتی کشمکش در خانه های ما میشوند.

به عنوان مثال، وقتی دیدن تلوزیون را در خانه محدود می کنیم و مشخص می کنیم که فرزند ما در روز مثلا یک یا دو ساعت اجازه دیدن تلوزیون را دارد، باید حتما موجبات سرگرمی فرزندمان را فراهم کنیم. بچه ها و حتی بزرگتر ها تلوزیون را انتخاب می کنند چون سرگرمی راحتی است. به نفع ما و فرزندمان است که در عمل به قوانین، احساس خوبی ایجاد کنیم و تا جای ممکن در اجرای آنها، همراه و حامی کودکانمان باشیم.

 

قوانین نباید برای فرزند ما عذاب آور باشند. ما میتوانیم به گونه ای قوانین را وضع کنیم که عمل به آنها برای فرزندانمان راحت تر شود.

گاهی که کودک ما بی حوصله است، نیازی نیست از کلمه قانون استفاده کنیم تا حالت دفاعی به خود بگیرد. در این شرایط کمی شوخ طبعی می تواند ما را به نتیجه دلخواه برساند.

مادر: پسرم یه کارتون دیگه میتونی ببینی دوست داری ماجراهای نیلز رو ببینی یا پاندای کونگ فو کار؟

کودک: مامان پاندای کونگ فوکار.

مادر( در حال خاموش کردن تلوزیون): تا اون موقع با هم کاردستی درست کنیم یا بازی کنیم؟

کودک: بازی کنیم

مامان: باشه، عالیه عزیزم

شاید تا مدتی نیاز باشد با فرزندتان همراهی کنید تا قوانین را بپذیرد و رعایت کردن آنها برایش طبیعی شود. اما مطئنا این سبک اجرا کردن قوانین در خانه دستاورد ارزشمندی دارد که علاوه بر عمیق تر کردن روابط شما با فرزندتان، به او پیام های زیادی منتقل می کند.

تمرین:

  1. سه تا از قوانینی که فکر می کنید لازم است در خانه تان وضع کنید را مشخص کنید.
  2. فکر می کنید چه کارهایی میتوانید انجام بدهید که فرزند شما هر یک از قوانین بالا را راحت تر بپذیرد و با شما همکاری کند؟

 

 

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۲ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. ناشناس
    ۷:۴۶ ۱۳۹۷/۱۱/۰۸

    سلام وقت بخیر درنا جان از چه سنی باید قانون گذاشت؟
    با توجه به اینکه روانشناسا میگن بچه های زیر دو سال رو باید کاملا آزاد گذاشت؟؟؟

    • درنا شریفی
      ۷:۳۰ ۱۳۹۷/۱۱/۰۹

      سلام زهره عزیز . گذاشتن قوانین اگر به روش درست و اصولی باشه و برای فرزندمون عذاب آور نباشه (یعنی طبق مقاله) از زمانی که بچه ها قدرت حرکت کردن از جای خودشون و به این سو و اون سو رفتن پیدا میکنن لازمه گذاشته بشه . اما بسیار بسیار کم
      به عنوان مثال: وقتی فرزندمون در میهمانی کابینت میزبان رو میخواد باز کنه تا بازی کنه ، با لبخند میگیم این کابینت ما نیست و اجازه نداریم بازش کنیم ، وبعد بچمون رو سرگرم میکنیم
      یا وقتی فرزندمون گوشی تلفن همراه رو برمیداره و میخواد پرت کنه بهش میگیم عزیزم گوشی برای پرت کردن نیست و یه توپ کوچیک یا یه چیز بی خطر بهش میدیم
      وقتی گوشی پدرش رو میاره و میخواد مثلا اهنگی که همیشه بابا براش میذاره رو براش بذاریم میگیم عزیزم گوشی شخصیه و ما اجازه نداریم بدون اجازه بابا ازش استفاده کنیم.
      همونطور که میبینید در هیچ کدوم از این مثالها کلمه قانون وجودنداره و لی ما حدو مرزها رو مشخص میکنیم تا هم فرزندمون سالم رشد کنه و هم آداب اجتماعی یا حریم خصوصی رو در ک کنه