نحوه برخورد با ترس کودکان شاید تا چند سال پیش دغدغهی اصلی ما نبود، اما این روزها به یکی از مهمترین چالشهای والدین تبدیل شده است. میدانم؛ حال هیچکداممان خوب نیست. خشم، سردرگمی، ناامنی، ناامیدی و نوسان بین امید و یأس، حسهای مشترک همهی ماست.
کافیست چند دقیقه به فضای مجازی سر بزنیم تا انرژی روزمان با دیدن اخبار تلخ تحلیل برود. اما ماجرا برای ما که پدر، مادر یا مربی هستیم، پیچیدهتر است؛ چون بچهها ما را میبینند. آنها متوجه آشفتگی ما میشوند و ممکن است سوالاتی بپرسند که ندانیم چطور باید به آنها پاسخ دهیم. اگر ندانیم در این بحرانهای اجتماعی چطور رفتار کنیم، ناخواسته آسیب بیشتری به روان خودمان و کودکانمان میزنیم.
در ادامه، راهکارهای علمی و روانشناسانه برای مدیریت این شرایط را با هم مرور میکنیم.
آیا باید با کودکان درباره اتفاقات و اعتراضات صحبت کنیم؟
این سوال دقیقاً شبیه دغدغهی “آموزش مسائل جنسی” است. همانطور که آنجا سن و درک کودک را میسنجیم، اینجا هم باید بر اساس سن و بلوغ فکری تصمیم بگیریم.
۱. کودکان زیر ۱۲ سال (دنیای صفر و یک)
تفاوت اصلی کودکان زیر ۱۲ سال با بزرگترها، نداشتن تفکر انتزاعی است.
- نگاه صفر و یکی: از نظر آنها دنیا یا “امن” است یا “ناامن”. آدمها یا “خوب مطلق” هستند یا “بد مطلق”.
- چالش درک پیچیدگی: برای کودک زیر ۱۲ سال سخت است که بفهمد دنیا میتواند هم امن باشد و هم ناامن؛ یا اینکه پلیسها میتوانند هم حافظ امنیت باشند و هم گاهی رفتار خشن داشته باشند.
- نتیجه: هرچه سن کودک کمتر باشد (بهویژه زیر ۷ سال)، شنیدن اخبار خشونتآمیز امنیت روانی او را بیشتر تخریب میکند. بنابراین، تا جای ممکن نباید آنها را در جریان جزئیات اخبار تلخ قرار دهیم.
چرا نباید کودکان را بیمحابا در جریان اخبار قرار دهیم؟
برخی والدین معتقدند با گفتنِ همه چیز، کودک را “آگاه” و “مطالبهگر” بار میآورند. اما علم روانشناسی نظر دیگری دارد. اجازه دهید با یک مثال ساده توضیح دهم: همه قبول داریم که کودک باید روزی کار با چاقو یا روشن کردن اجاق گاز را یاد بگیرد. اما آیا روز اول تولد چاقو دستش میدهیم؟ قطعاً نه! دادن اطلاعات سیاسی سنگین و اضطرابآور به کودکی که هنوز بلوغ روانی ندارد، مثل دادن چاقوی تیز به دست نوزاد است. قانون طلایی: اطلاعات و اخبار را در اختیار فرزندمان قرار میدهیم، اما به وقتش و متناسب با سنش.
اگر کودکمان (زیر 12 سال) در معرض خبرهای ناگوار قرار گرفت، چه کنیم؟
تقریباً غیرممکن است که کودکان از طریق مدرسه، دوستان یا خیابان چیزی نشنوند. در این شرایط، راهکار اصلی “گفتوگو” است.
گام اول: فقط بشنوید (بدون قضاوت)
- قبل از اینکه سخنرانی کنید، ببینید فرزندتان چه چیزی شنیده و چه حسی دارد.
- زبان بدن خنثی داشته باشید (انگار دارد کارتون تعریف میکند).
- با عجله جواب ندهید. هدف ما فعلاً فقط شنیدن دغدغههای اوست.
گام دوم: احساسش را تایید کنید
ممکن است فرزندتان ترسیده باشد، خشمگین باشد یا حتی آرزو کند کاش جای دیگری زندگی میکرد. به جای سرزنش یا نصیحت، همدلی کنید:
- اگر ترسیده: “درکت میکنم که نگرانی. طبیعیه که بخوای جای امنی باشی.”
- اگر خشمگین است: “میفهمم که عصبانی هستی. دیدن این اتفاقات واقعاً ناراحتکنندهست.”
- اطمینان بخشی: با آغوش گرفتن یا فشردن دستش، به او اطمینان دهید که شما (والدین) کنارش هستید و از او مراقبت میکنید.
گام سوم: کلمات منفی را جایگزین کنید
برای کاهش اضطراب، از کلمات ملایمتر استفاده کنید:
- به جای “کشته شدن” بگویید “فوت کردن” یا “از دست رفتن”.
- به جای “شورش و جنگ” بگویید “اعتراض” یا “نارضایتی مردم”.
- به جای “دشمنی” بگویید “مخالفت”. این تغییر واژگان، بار روانی خبر را برای ذهن لطیف کودک کم میکند.
گام چهارم: سادهسازی و حذف جزئیات خشن
- اگر کودک پرسید “چرا خیابون شلوغه؟”، لازم نیست از خونریزی و درگیری بگویید. میتوانید از تکنیک حساسیتزدایی استفاده کنید:
- توضیح ساده: “مردم از بعضی قوانین ناراحتن و اومدن بیرون تا صداشون رو به گوش مسئولین برسونن. مثل وقتی که تو از دست من ناراحتی و داد میزنی، اونا هم دارن اعتراض میکنن.”
- واقعیتنگری بدون خشونت: “تو همهی کشورها وقتی مردم چیزی رو نمیپذیرن، سعی میکنن با روشهای مختلف نشونش بدن.”
۲. نوجوانان بالای ۱۲ سال (شکلگیری تفکر انتقادی)
با نزدیک شدن به ۱۲ سالگی، تفکر انتزاعی رشد میکند. نوجوانان میتوانند مسائل را تفکیک کنند. مثلاً میفهمند دزدی در محله، لزوماً به معنای ناامن بودن خانه نیست. با این حال، حتی برای نوجوانان هم “نحوه برخورد” ما بسیار حیاتی است تا اضطرابشان به ترسهای بیمارگونه تبدیل نشود.
1. رابطه رو فدای عقیده نکن
شاید نظر شما با نوجوونتون ۱۸۰ درجه فرق داشته باشه. اشکالی نداره. نذارید بحثهای سیاسی، حرمت والد-فرزندی رو از بین ببره. بهش بگید: “من و تو شاید توی این موضوع همنظر نباشیم، ولی من عاشقتم و هیچچیزی اینو عوض نمیکنه.” تحقیقات نشون داده نوجوونهایی که رابطهی عاطفی قوی با والدین دارن، توی موقعیتهای پرخطر، کمتر دست به رفتارهای هیجانی (Risk-taking) میزنن، چون ناخودآگاه نمیخوان اون رابطه امن رو به خطر بندازن.
2. رژیمِ “سمزدایی خبری” (نه حذف کامل!)
نوجوون نمیتونه بیخبر بمونه (چون فکر میکنه عقب افتاده)، اما میتونه ورودیهاش رو فیلتر کنه. باهاش یه قرار بذارید: “بیا توافق کنیم که نیم ساعت قبل از خواب و نیم ساعت بعد از بیداری، گوشی ممنوع باشه.” علم نشون داده که دیدن اخبار بد دقیقا قبل از خواب، باعث میشه مغز تمام شب توی حالت جنگوگریز (Fight or Flight) بمونه و صبح خستهتر بیدار بشه.
3. “دایره کنترل” رو براش بکشید
خیلی از اضطراب نوجوونها به خاطر احساس “ناتوانیه”. حس میکنه دنیا داره خراب میشه و اون هیچ کاری از دستش برنمیاد. روی یه کاغذ دو تا دایره بکشید (یکی کوچیک وسط، یکی بزرگ دورش).
دایره وسط (چیزایی که دست منه): رفتار خودم، حرفای خودم، درس خوندنم، مهربون بودن با دوستم.
دایره بیرون (چیزایی که دست من نیست): اخبار، تصمیمات سیاستمدارها، رفتار بقیه. بهش یاد بدید هر وقت نگران شد، از خودش بپرسه: “این چیزی که نگرانشم، توی کدوم دایرهست؟” اگه توی دایره بیرونیه، رهاش کنه و تمرکز کنه روی دایره وسط. این حس قدرت رو بهش برمیگردونه.
4. اکشنِ کوچک و مفید
اضطراب یعنی “انرژی حبس شده”. نوجوون باید کاری کنه که حس کنه مفیده. تشویقش کنید یه کار کوچیک و مثبت انجام بده. مثلاً کمک به یه خیریه، غذا دادن به گربههای محل، یا حتی یاد دادن یه چیزی به خواهر/برادر کوچکترش. وقتی میبینه میتونه “تاثیر مثبت” بذاره، اون حس فلجکننده از بین میره.
نکات حیاتی برای مدیریت فضای خانه در ۱۴۰۴
- ۱. فیلتر خبری خانه: اخبار و تحلیلهای سیاسی را بگذارید برای وقتی که بچهها خوابند. گوشهای تیز بچهها را دستکم نگیرید.
- ۲. حذف مهمانیهای پرتنش: دورِ مهمانیهایی که در آن مدام بحثهای سیاسی داغ و پرخاشگرانه است، یک خط قرمز بکشید.
- ۳. مدیریت حس ناامنی: اگر خودتان میترسید، این ترس را جلوی کودک بروز ندهید. شما “تکیهگاه” امن او هستید. والدین مضطرب، کودکان مضطرب تربیت میکنند.
- ۴. حضور بیشتر در خانه: این روزها بیشتر در دسترس باشید. بازی کنید، کارتون ببینید و فضای خانه را امن نگه دارید.
- ۵. پرهیز از بردن کودکان به تجمعات: تحت هیچ شرایطی کودکان را به مکانهای شلوغ و پرخطر نبرید.
سخن آخر: امید را زنده نگه دارید
در کنار تمام سختیها، به کودکان امید بدهید. به آنها بگویید: “این روزها میگذره و اوضاع آروم میشه. ما کنار هم هستیم و هوای همدیگه رو داریم.”
منابع: [1] Huebner, D. (2022). Facing the News: Helping Children Cope with Bad News. American Psychological Association.

13 دیدگاه دربارهٔ «نحوه برخورد با ترس کودکان در روزهای پرتلاطم؛ راهنمای والدین در سال ۱۴۰۴»
بسیار عالی بود👍
استاد جون عالی بود مثل هم از صحبت های زیبات لذت بردیم
عالی بود ممنون از شما
ممنون درنا جون من همیشه از مطالب مفید شما لذت میبرم
فاطمه جان سلام
ممنون عزیزم از همراهی تون
ممنونم از قلب مهربونت درنای عزیز ک در هر شرایطی کنارمون هستی و با آگاهی باعث حتی ذره ای ارامش روح و راونمون میشی ✨️
عالی بود.مثه همیشه
ممنونم عزیز دلم ،عالی بود ،له خیلی از این موارد فکر کرده بودم ولی جدی در قبال فرزندم رعایت نمیکردم، یه تلنگری بود که بیشتر حواسم باشه
ممنونم که آگاهی و تو کالبد زندگیمون تزریق میکنی درنای نازنین
عالی بود، ممنونم.
خواهش می کنم عزیزم
ممنون از همراهی تون
عالی بود عزیز دلم
میترا عزیز خواهش می کنم ممنون از وقتی که گذاشتید
سلام ممنون از مطالب تون
ولی بعنوان یک روانشناس درست این بود که نظر خودتون رو فقط بیان نمیکردید و از دیدگاه افراد دیگه هم مورد بررسی قرار میدادید تعداد زیادی از مردم ایران این جریانات رو جز پازلی طراحی شده برای سوریه کردن ایران نمیبینن مهسای کرد و دختر بلوچ و لر و ترک و ….. همه اش یه پازله ، پس همه افرادیکه مخالف شما و اعتراضات هستن و به بیان شما ببو گلابی هستن و مطالبه نمیکنن شاید دلایل محکم تری دارن جز ببوگلابی بودن ! دارن