جملاتی که نباید به کودکان گفت… میخواهم ابتدای مقاله را با یک حقیقت تلخ یا حتی ترسناک شروع کنم؛ نحوهی حرف زدن ما والدین، به صدای ذهنی کودکانمان تبدیل میشود. یعنی جملاتی که به صورت روزمره و مداوم به فرزندانمان میگوییم را آنها در بزرگسالی به صورت خودکار خودشان به خودشان میگویند. به همین دلیل است که دقت در انتخاب جملات، اهمیت بسیار زیادی دارد.
برای اثبات این موضوع، به صداهای ذهنی و افکارتان دقت کنید؛ این صداها را برای مدتی مثلا دو هفته تا یک ماه زیر نظر بگیرید. تا چه حد به مدل حرف زدن والدینتان شباهت دارد؟ (خواهید دید که بسیار زیاد!) در این بین جملاتی وجود دارند که اثرات مخرب بیشتری خواهند داشت و مسیر ذهنی کودک را برای بروز اضطراب و افسردگی هموار میکنند. در ادامه به مخربترین جملات میپردازیم؛ با ما همراه باشید.
سرفصلهای این مطلب
Toggle1ـ «تو همیشه…» یا «تو هیچوقت…»
جملاتی که با این دو عبارت مخرب شروع میشوند، پایههای تفکر صفر و صدی را بنا میکنند. تفکر صفر و صدی مانع از این میشود که کودک حقایق را به صورت ترکیبی از قسمتهای مثبت و منفی یا اصطلاحاً خاکستری ببیند و شیوهی تفکر مطلق را در او رواج میدهد.
در سایت psychcentral (از سایتهای معتبر در زمینهی روانشناسی)، آثار تفکر سیاه و سفید به این صورت بیان شده است: اختلالهای روانی که با تفکر صفر و صدی همراه هستند عبارت است از اضطراب، افسردگی، اختلال شخصیت مرزی و اختلال وسواسی ـ اجباری (منبع برای مطالعهی بیشتر)
برای آشنایی بیشتر با مباحثی مثل تاثیر طلاق بر کودکان میتوانید به این مقاله مراجعه کنید.
در این جدول، برخی از جملات مخربی را که با «تو همیشه …» یا «تو هیچوقت …» شروع میشوند، بررسی میکنیم:
| جملات | توضیحات |
| تو همیشه خرابکاری میکنی. | این جمله کودک را بهعنوان «خرابکار» نشان میدهد. |
| تو هیچوقت حرف گوش نمی کنی. | این جمله، کودک را فردی «بیتوجه و سرکش» معرفی میکند. |
| تو همیشه بد قولی. | این جمله کودک را فردی «غیرقابلاعتماد» معرفی میکند. |
| تو همیشه نمره پایین م گیری. | این جمله کودک را فردی «شکستخورده» نشان میدهد. |
| تو همیشه حواسپرت هستی | این جمله تمام شخصیت کودک را بهعنوان «فردی حواسپرت و بیتوجه» نشان میدهد. |
البته مسلماً مواقعی وجود دارند که نیاز داریم اشتباهات کودک را به او تذکر دهیم و فرزندمان را برای اصلاح رفتارهایش راهنمایی کنیم؛ در این شرایط بهتر است حالتِ تدافعی، حمله و سرزنش را از جملات خود حذف کنیم و با بیان واقعیتها، روی پیدا کردن راهحل متمرکز شویم. مثلاً:
- این هفته سه شب دیرتر از ساعت ۱۰ خوابیدی و صبحها کسلتر بودی. به نظرت چجوری میتونیم راهحلی پیدا کنیم؟
- یک هفتهاس که بیشتر از روزی یک ساعت از موبایل استفاده کردی. منم گاهی با این مشکل درگیر میشم و نمیتونم گوشیمو بذارم کنار. بیا باهم فکر کنیم که چجوری این زمانها رو مدیریت کنیم.
در ادامه، مطالعه مقالات روبرو میتوانند به افزایش درک شما از موضوعاتِ جملات تمرینی فن بیان کودکان و تشویق کودکان به مسواک زدن کمک کنند.
2ـ «زود باش!» یا «عجله کن.»
جملاتی با لحن تند که عجله کردن را به طور مداوم به کودک تأکید میکنند، سطح اضطراب او را بالا میبرند. مثلا شاید کودک در تلاش باشد که بند کفشش را به تنهایی ببندد یا بین مسیر بایستد تا چیزی که توجهش را جلب کرده تماشا کند. در این شرایط لازم است کمی صبوری داشته باشیم و اگر واقعا با مشکل ضیق وقت روبهرو هستیم، با لحن ملایمتری بگوییم «یکم دیرمون شده؛ بیا عجله کنیم.» به این صورت به کودک این پیام را میرسانیم که ما در یک تیم هستیم.
یا مثلا شاید نیاز داشته باشیم زودتر از حالت عادی برای حاضر شدن اقدام کنیم تا کودک فرصت کافی برای پوشیدن لباسها یا بستن بند کفش خود داشته باشد.
3ـ «از خودت خجالت بکش!»
یکی دیگر از جملاتی که نباید به کودکان گفت، جملاتی هستند که حس گناه و شرم را به کودک منتقل میکنند. اگر کودک کار اشتباهی میکند یا رفتار نادرستی دارد، سرزنش کردن و استفاده از عبارتهایی که کودک را شرمگین میکنند، در بلندمدت کمکی به اصلاح رفتار نخواهند کرد.
دکتر بکی کندی روانشناس کودک، بیان میکند که در بسیاری از مواقع رفتارهای نادرست کودکان از کمبود یک مهارت ناشی میشود؛ پس پیدا کردن دلیلِ اصلی و مهارتی که وجود نداشته، برای تغییر رفتار کودک ضروریتر است.
بنابراین، به جای آن میتوانیم همراه با کودک موقعیت را پردازش کنیم و ببینیم کودک در تلاش بوده چه کاری انجام دهد یا از او بپرسیم «فکر میکنی به چه روشهای دیگری میتوانستی این کار را انجام دهی؟»
4ـ «فلانی رو ببین چه بچهی خوبیه.» یا «از دوستت یاد بگیر.»
بیایید یک بار باهم پروندهی مقایسه کردن کودک را ببندیم! مقایسه کردن کودک با دیگران، در هیچ شرایطی نتیجهی مثبت و مطلوبی نخواهد داشت. مقایسه کردن کودک در بلندمدت به او یاد میدهد که برای سنجش خوب یا بد بودن عملکرد خود، نیاز دارد خودش را با دیگران مقایسه کند یا مدام دستاوردها و رفتارهای دیگران را به عنوان ترازویی برای تعیین ارزشمندی خود در نظر بگیرد.
لازم است در نظر داشته باشیم که هر کودکی شخصیت و دنیای منحصر به فردی دارد و در کنار راهنمایی کردن او، به طور مداوم نشان دهیم که کودک را همانطور که هست میپذیریم و دوست داریم.
لازم است اضافه کنیم که منابع روبرو اطلاعات جامعتری دربارهی موضوعاتی مثل پرسشنامه سبک های فرزند پروری بوری و تست فرزند پروری یانگ ارائه میدهند.
نکتهی کنکوری
گاهی مقایسه کردن مداوم فرزندان نشانهی این است که خودمان هم یاد گرفتهایم ارزشمندی نتایج کارهایمان را در مقایسه با نتایج دیگران (در اینجا فرزندان) بسنجیم. بنابراین وقتی میبینیم فرزندان اطرافیان رفتارهای بهتری دارند، این زخمِ مقایسه سر باز میکند و ما هم به صورت خودکار همین رفتار را در مقابل کودک خود انجام میدهیم. در این شرایط لازم است با کمک فرد متخصص و روانشناس، این مشکل را برطرف کنیم.
5ـ «وقتی همسن تو بودم…»
در بسیاری از مواقع، جملات مختلف را با نیتهای مثبت به کار میبریم؛ مثلا سعی داریم رفتار کودک را اصلاح کنیم یا به او بگوییم که کجای کارش اشتباه است. اما لازم است از دیدِ فرزندمان به ماجرا نگاه کنیم و ببینیم جملاتی که به کار میبریم واقعا اثر مطلوبی خواهند داشت یا نه.
به هر حال ما و فرزندمان در شرایط متفاوتی زندگی کردهایم و نمیتوانیم تفاوتها را نادیده بگیریم؛ کودکان متوجه این تفاوتها هستند و نمیتوانند با تجربیات ما ارتباط برقرار کنند. اگر تجربیاتمان را بازگو میکنیم، بهتر است به گونهای این کار را انجام دهیم که به درک بهتر و ارتباط بین ما کمک کند و با هدف انتقال حس گناه یا اصلاح رفتارهای کودک نباشد.
اگر میخواهید در زمینه پرسشنامه سبک های فرزند پروری شیفر و چگونه پدر و مادر خوبی باشیم؟ دانشتان بیشتر شود منابع ذکر شده را از دست ندهید.
6ـ «مگه بچهای که گریه میکنی؟» یا «فلان موضوع که ترس نداره.»
جملات اینچنینی فقط محدود به همین دو جمله نیستند و تِمِ غالب آنها نادیده گرفتن احساسات کودک است. اگر روان انسان را مثل آسمان در نظر بگیریم، احساسات مختلف مثل ابرهایی هستند که عبور میکنند؛ بعضی از آنها بزرگ و تیره و برخی پنبهای و سفید. در طول روز شاید صدها ابر مختلف از آسمانِ روان هر یک از ما میگذرد و ما نمیتوانیم تعیین کنیم که چه احساساتی وجود داشته باشند.
به عنوان والد لازم است احساسات گوناگون را در فرزندمان به رسمیت بشناسیم و بدانیم که در موقعیتهای یکسان، ممکن است هر کودکی احساسات مختلفی را تجربه کند. به جای آن به کودک خود بیاموزیم که نامِ هر احساسی را تشخیص دهد و برای مدیریت آن راهحل پیدا کند. (البته این بحث بسیار گسترده است؛ در مقالهی «پوستر احساسات» کمی بیشتر به این موضوع پرداختهایم.)
7ـ «بهت گفته بودم که …» یا «مگه بهت نگفته بودم…»
معمولاً این جملات زمانی شنیده میشوند که کودک اشتباهی مرتکب شده است و ما قبلاً به عنوان والد در مورد آن هشدار داده بودیم؛ در این شرایط احتمالا گفتن این جملات دلمان را خنک میکند! اما بهتر است با این حس مقابله کنیم.
هنگامی که کودک اشتباه میکند، خودش میداند که کار اشتباهی انجام داده است و ممکن است ناراحت، مضطرب یا پشیمان باشد. در این شرایط سرزنش کردن کودک صرفاً نمکی است که به زخم او پاشیده میشود و به کودک یاد میدهد که هنگام اشتباه کردن، به جای پیدا کردن راهحل، روی سرزنش کردن خودش متمرکز شود.
در این مواقع کودک بیشتر از شرایط عادی به حمایت ما نیاز دارد و نگران میشود که مبادا عشق پدر و مادرش را از دست داده باشد. (البته هنگامی که لازم باشد، میتوانیم کودک را به شیوهی اصولی و صحیح تنبیه کنیم.)
در ادامه، مطالعهی این مقالات روبرو میتواند به افزایش درک شما از تمایل دختر بچه به پسر بودن و تمایل پسر بچه به دختر بودن کمک کند.
8ـ «چون من میگم!»
not only does this fray our relationship with our kids but could result in our kids ending up being fearful and anxious, less self-confident, and poor communicators.
این (گفتن جمله چون من گفتم) نه تنها رابطه ما با فرزندانمان را تضعیف میکند، بلکه میتواند منجر به این شود که فرزندانمان در نهایت ترسو و مضطرب و با اعتماد به نفس کمتر شوند و در برقراری ارتباط ضعیف عمل کنند. A Fine Parent
البته که ما هم بهعنوان والد در بسیاری از مواقع کلافه و خسته میشویم و شاید حوصله توضیح دادن نداشته باشیم؛ بنابراین سعی میکنیم با گفتنِ این جمله و نشان دادنِ موضع قدرت، پروندهی بحث را ببندیم. اما لازم است در نظر داشته باشیم که کودک هم از دلایلِ بسیاری از قانونها یا موضوعات آگاه نیست و اگر منطق پشت حرفمان را درک نکند، تمایلی به رعایت کردن نخواهد داشت.
بهجای گفتن این جمله، بهتر است با فرزندمان گفتگو کنیم و دلیل حرفمان را توضیح دهیم؛ حتی میتوانیم وارد مرحلهی حل مسئله شویم و از او هم نظر بپرسیم یا بخواهیم که راهحلهای پیشنهادی خود را بیان کند.
نکتهی کنکوری
در علم روانشناسی گفته میشود که «تربیت، رسیدن به یک زبان مشترک است.» پس به صورت کلی بهتر است با فرزندمان وارد گفتگو شویم و به او نشان دهیم که باهم در یک تیم هستیم.
9ـ گفتن جملات منفی در مورد کودک
تعدادی دیگر از عباراتی که والدین هرگز نباید به فرزندشان بگویند، عباراتی هستند که بار معنایی منفی دارند. دکتر پلامر میگوید :«حتی اگر کودکان رفتارهای اشتباه و مشکلسازی دارند، باز هم نیاز دارند چیزهای مثبتی در مورد خودشان بشنوند تا منفی.» چرا اینطور است؟ چون اگر کودک به طور مداوم بشنود که کارهایش اشتباهاند، این باور را درونی میکند و مجدداً کارهایی انجام میدهد که در راستای تقویت این باور هستند.
علاوه بر این متوجه نمیشود چه رفتار جایگزینی میتواند داشته باشد یا کدام رفتارها تحسینبرانگیز هستند. به عنوان مثال اگر کودک برای ۲ ساعت ناآرام است و یک ربع با خودش بازی میکند، بهتر است رفتارش را در این یک ربع تحسین کنیم؛ مثلا بگوییم «خیلی خوبه که داری بازی میکنی.» یا «چقدر خوبه که با آجرخونههات یه بازی ساختی.»
10ـ « تو نمیتونی…»
یکی از جملاتی که نباید به کودکان گفت، «تو نمیتونی» است. البته که کودکان نمیتوانند همهی کارها را انجام دهند؛ اما باید در استفاده از جملات اینچنینی نهایتِ صرفهجویی را به کار ببریم! اگر کودک تصمیم دارد برای اولین بار کاری را انجام دهد و انجام دادن آن خطری برای خودش یا دیگران ندارد، باید صبور باشیم و اجازه دهیم تلاشش را بکند یا حتی با وجودِ اشتباه و خطا آن را به پایان برساند.
ما میخواهیم به فرزندانمان طرز فکر رشد را بیاموزیم و اعتماد به نفسشان را تقویت کنیم؛ به آنها یاد بدهیم که میتوانند به مرور مهارتهای جدیدی یاد بگیرند یا مهارتهای قبلی خود را بهبود دهند. اما اگر مدام به کودک بگوییم «تو نمیتوانی…»، دیواری جلوی رشد مهارتهای او احداث کردهایم! (در مقالهی «تقویت استقلال در کودکان» بیشتر به این موضوع پرداختهایم.)
11ـ «من فقط میخوام شما خوشحال باشید…»
طبیعتاً ما به عنوان والدین میخواهیم فرزندانمان همیشه خوشحال و خوشبخت باشند و طاقت دیدن ناراحتی یا سختیشان را نداریم. اما اگر این جمله را مدام تکرار کنیم، به آنها این پیام را میرسانیم که تنها حسِ طبیعی و مقبول، خوشحال بودن است؛ یا غم، ناراحتی، اضطراب، ناامیدی و … احساسات غیرطبیعی محسوب میشوند.
به جای این جمله، بهتر است روی این موضوع متمرکز باشیم که کودکانمان بتوانند انواع مختلف احساسات را شناسایی و مدیریت کنند و بدانند که همهی احساسات طبیعی هستند؛ یاد بگیرند که چگونه تابآوری بالاتری داشته باشند و در مقابل بروز هر احساس چگونه عواطف خود را تنظیم کنند.
12ـ «منو دیوونه کردی!»
این جمله یا جملات مشابه، بار سنگینی از حس شرم و گناه را روی شانههای کودک میگذارد؛ علاوه بر این، کودکان هوش هیجانی لازم را برای پردازش واقعبینانهی جملات ندارند. وقتی از این جملات استفاده میکنیم، کودک متوجه نمیشود که دقیقاً کدام رفتارهایش پدر یا مادرش را آزار داده است.
به جای آن میتوانیم مواقعی که عصبانی یا کلافه هستیم، در وهلهی اول از تندی جملات خود کم کنیم و به طور واضح بگوییم که کدام رفتار کودک ما را آزار میدهد. (به کودک این پیام را برسانیم که از خودِ او ناراضی نیستیم و از یک رفتار خاصش احساس کلافگی میکنیم.)
اگر فرزندتان شیطنت زیادی دارد، باید طریقه رفتار با او را هم یاد بگیرید. ما در مقاله «تنبیه بچه حرف گوش نکن» در این مورد صحبت کردهایم.
13ـ «تو فقط گرسنهای.» یا «تو فقط خوابت میاد.»
بله؛ طبیعتاً گرسنگی و خستگی روی عواطف انسانها یا توانایی مدیریت احساسات تأثیر میگذارد. اما تصور کنید که به خاطر خستگی یا گرسنگی کلافهاید و فرد دیگری به شما بگوید:«الان گرسنته» یا «بخوابی خوب میشی!» احتمالاً بیشتر عصبانی میشوید و حتی ممکن است بخواهید با مشت به صورتش بکوبید!
در مورد کودک هم این جملات تأثیر معکوس خواهند داشت؛ پس نیازی نیست به دلیل کلافگیاش اشاره کنیم. اگر کودک گرسنه است، ظرف غذا را بدون حرف کنارش بگذارید؛ یا اگر خسته است، به او بگویید:«حرفت رو متوجه میشم و درک میکنم که چه احساسی داری؛ اما میخوای فردا صبح راجع بهش صحبت کنیم؟»
14ـ «فلان کار رو نکن.»
شاید این مورد عجیب به نظر برسد؛ ولی به صورت کلی گفته میشود که بهتر است به جای گزینههایی که کودک نمیتواند یا نباید انجام دهد، روی گزینههایی که میتواند انجام دهد تمرکز کنیم. مثلا اگر کودک روی تخت میپرد، به او بگوییم «نمیتونی روی تخت بپری؛ اما میتونی روی زمین بدویی یا با اسباببازیهات بازی کنی.»
علاوه بر این، گاهی کودک تصمیمی برای کاری که ما نمیخواهیم انجام بدهد، ندارد و با گفتنِ این جمله اتفاقا او را به سمت انجامِ آن کار سوق میدهیم. مثلا اگر به کودک بگوییم «توی پیادهرو بمون؛ نرو سمت خیابون.»، شاید او اصلا تصمیمی هم برای رفتن به داخل خیابان نداشته؛ پس بهتر است به همان جملهی اول بسنده کنیم. (اگر کسی به شما بگوید به فیل سفید فکر نکن، دقیقا به فیل سفید فکر خواهید کرد!)
15ـ «پول ندارم این اسباببازی رو بخرم.»
از دیگر جملاتی که نباید به کودک گفت، میتوانیم به جملهی «پول ندارم.» اشاره کنیم. کودکان برای بقای خود و ادامهی زندگی به والدین وابسته هستند و جملات اینچنینی به آنها این پیام را میرساند که کنترل شرایط از دست پدر و مادر خارج شده است؛ در نتیجه حس ترس و اضطراب را در کودکان افزایش میدهد.
به جای آن مثلا میتوانیم بگوییم «قانونمون اینه که دو ماهی یه دونه اسباببازی بخریم.» یا «فعلا این اسباببازی رو نمیخریم چون میخوایم پولمونو برای موارد مهمتر پسانداز کنیم.»
شما همچنین میتوانید یادآوری کنید که برخی بازیها را حتی میتوان بدون اسباببازی در خانه انجام داد. آیا ایدهای برای این بازیها ندارید؟ ما دهها ایده مختلف را در مقاله «ایده بازی با کودک در خانه» معرفی کردهایم که میتوانید برای افزایش اطلاعات به این مقاله مراجعه کنید.
همچنین ما یک مقاله با عنوان «چطور به کودک نه بگوییم؟» هم داریم. پیشنهاد میدهیم برای نه گفتن به کودکان حتماً طبق اصول این مقاله پیش بروید تا تأثیر منفی روی آنها نگذارید.
16ـ «ندو میخوری زمین» یا «اون وسیله رو بر ندار؛ میوفته روی پات.»
یکی از جملاتی که نباید به کودکان گفت، «ندو میخوری زمین» یا «اون وسیله رو بر ندار؛ میوفته روی پات» است. البته که گاهی خطرهایی میتواند متوجه کودک باشد و باید او را راهنمایی کنیم؛ اما بهصورت کلی رعایت اعتدال در این زمینه اهمیت زیادی دارد. (هرچه کمتر، بهتر!) اگر مدام خطرات محیط را یادآوری کنیم و به کودک بگوییم که ممکن است زمین بخورد، آسیب ببیند یا اتفاق ناخوشایندی رخ دهد، سطح استرس و اضطراب را در او بالا میبریم.
زیرا کودک در آینده این کار را خودش به صورت خودجوش انجام میدهد و به طور مداوم یا حتی وسواسگونه در ذهنش خطرات احتمالی را ارزیابی میکند. به هر حال ما هم مطمئن نیستیم که این اتفاقات لزوماً رخ میدهند؛ پس بهتر است استرسهای درونیمان را آرام کنیم و در صورت بروز اتفاقات، به دنبال راهحل باشیم.
17_ عجب بچه باهوشی
گفتن جملاتی مثل «عجب بچه باهوشی» در رشد کودک تأثیر منفی میگذارد و به عزت نفس او لطمه میزند. گفتن این جمله کودک را تشویق به کمالگرایی میکند؛ بنابراین، اگر در کاری شکست بخورد، دیگر اعتماد به نفس قبل را ندارد.
بهجای این تعریفهای اشتباه، سعی کنید که تلاش و پشتکار فرزندتان را تحسین کنید؛ مثلاً به او بگویید «آفرین بابت تلاشی که کردی و این مسئله را یاد گرفتی» یا «واقعاً برای تلاشی که بابت این موضوع از خود نشان دادی، خوشحال هستم».
18_ داری عصبانیم میکنی!
گفتن جملاتی مانند اینکه “داری عصبانیم میکنی!”، اعتماد به نفس کودک را کاهش میدهد و باعث ایجاد اضطراب و افسردگی در او میشود. این جمله بهمرور روی کودک تأثیر میگذارد و او با الگوبرداری از والدین، تمایل بیشتری به پرخاشگری نشان میدهد.
شما میتوانید بهجای فریاد زدن و گفتن این جملات، آرامش خود را حفظ کنید، به کودک فرصتی برای ابراز احساسات دهید، الگوی خوبی برای او باشید و در مواقعی که رفتارهای کودک غیرقابل کنترل هستند، بهجای واکنشهای هیجانی، از مشاور کمک بگیرید.
19_ با من حرف نزن! باهات قهرم.
گفتن جملاتی مثل «با من حرف نزن! باهات قهرم.» روی رشد عاطفی و روانی کودک تأثیر منفی میگذارد. این رفتار احساس طردشدگی و تنهایی کودک را افزایش میدهد، عزت نفس او را کم میکند و باعث ایجاد دلبستگی ناایمن او در آینده نسبت به دیگران میشود.
بهجای این کار میتوانید با کودک درباره رفتار اشتباهش صحبت کنید یا مهارتهای ارتباطی را به او آموزش دهید تا در زمان ناراحتی بتواند بهجای پرخاش، احساساتش را بروز دهد.
20_ گریه نکن زشت میشوی
یکی از جملاتی که نباید به کودک بگویید، جمله «گریه نکن زشت میشوی» است. این جمله احساسات کودک را سرکوب میکند، به او احساس گناه بابت گریه کردن میدهد و ترسش را نسبت به بیان احساسات میافزاید.
بهجای این کار، باید اجازه دهیم که کودک احساساتش را اط طریق راههای سالم بتواند ابراز کند؛ مثلاً میتوانیم به او بگوییم که «گریه کردن یک راه طبیعی برای ابراز احساسات است» یا “وقتی احساس ناراحتی میکنی، میتوانی با من یا هر کسی که دوست داری، صحبت کنی”.
21_ چه بچه بدی
یکی از عباراتی که والدین هرگز نباید به کودک بگویند، عبارتی مثل «چه بچه بدی» است. این نوع عبارات باعث باور کردن کودک و داشتن احساس بیارزشی، افزایش اضطراب، پرخاشگری و تضعیف رابطه او با والدین میشود.
اگر کودک رفتار یا گفتار بدی دارد، به او توضیح دهید که دقیقاً کدام رفتارش قابلقبول نیست؛ حالا بهجای برچسب زدنهای منفی، از کلمات مثبت برای توصیف رفتار فرزندتان استفاده کنید. در حین گوشزد کردن رفتار درست، یادآور شوید که همچنان کودک را دوست دارید.
22_ دختر/پسر بزرگ که این کارها را نمیکند
یکی از جملات منفی که میتوانیم به فرزند بزرگتر خود در خانه بگوییم، جملاتی مثل «گریه مال بچههاست» یا «دختر/پسر بزرگ که این کار را نمیکند!» است. این جملات باعث فاصله گرفتن فرزندتان از دنیای کودکیاش میشود؛ بنابراین، نباید از سن آنها به نوان ابزاری برای نهی کردنشان از کاری استفاده کنید.
بهجای گفتن این جملات، میتوانید بگویید که «بهجای انجام این کار، پیشنهاد میکنم که فلان کار را انجام دهی».
23_ هر کاری برایت انجام میدهم
اینکه بسیاری از کارهای کودکان بر دوش پدر و مادر است، حقیقت دارد؛ اما اینکه بخواهیم بهصورت مداوم این جمله را به فرزندانمان بگوییم، باعث میشود که آنها احساس کنند بار سنگینی روی دوش ما هستند.
بهجای گفتن این جمله، میتوانید به فرزندتان بگویید که «من حاضر هستم کارهای زیادی برای تو انجام دهم، چون به تو علاقه دارم؛ اما اینکه تو هم متقابلاً این کار را انجام دهی، من را خوشحال میکند».
24_ باید 100 بار تکرار کنم تا بفهمی؟
یکی از جملاتی که اغلب پدر و مادرها بارها زمانی که فرزندشان کاری را به درستی انجام نمیدهد، تکرار میکنند، عبارت «باید 100 بار تکرار کنم تا بفهمی؟» است. جملاتی مانند این جمله مثال بارز غر زدن بر کودک هستند. او با شنیدن این جملات احساس میکند که به اندازه کافی باهوش نیست و اعتماد به نفسش از بین میرود.
بهجای گفتن این جمله میتوانید بگویید «من قبلاً این موضوع را گفتم، اما باز هم دوست دارم بگویم که آیا میشود …». با گفتن این جمله، موضوع برای کودک تکرار شده و از صحبتهایتان تبعیت میکند.
مثالهایی دیگر از جملات سمی رایج!
تا به اینجای مقاله تعدادی از جملات نادرست را با ذکر دلیل توضیح دادیم تا مهارت تحلیل جملات روزمرهمان را یاد بگیریم. در این بخش به تعدادی دیگر از جملات مخرب میپردازیم. (به عنوان تمرین، تحلیل دلیل نادرستی جملات با خودتان!)
25ـ ۱۸ شدی؟ کی ۲۰ شد؟
26ـ «چهقدر خنگی!» یا «مگه کوری؟»
27ـ «واقعا شبیه باباتی!» یا «دقیقاً عین مامانتی.»
28ـ اگه این رفتارت رو ادامه بدی همینجا ولت میکنم و میرم.
29ـ خدا من رو مرگ بده از دستتون راحت شم!
30ـ همیشه از درسای حفظی بدم میومد. (نظرات این چنینی روی طرز دید کودک تأثیر میگذارد.)
31ـ اگه به این وسیله دست بزنی میگم لولوخان بیاد!
32ـ صبر کن بابات از سرکار برگرده؛ میدونم چیکار کنم…
33ـ همهی این بدبختیها به خاطر توئه!
ما یک مقاله با عنوان «جملات معجزه گر تربیت فرزند» هم داریم که در تربیت کودک و بهبود ارتباط با او بسیار مؤثر هستند؛ پیشنهاد میدهیم که این مقاله را هم بخوانید.
کلام آخر
به پایان مقالهی «جملاتی که نباید به کودکان گفت» رسیدیم. به عنوان نکتهی پایانی باید بگویم که اگر به عنوان والد صدای درونی سختگیر و سرزنشگری داریم، نمیتوانیم با فرزندمان به شیوهی متفاوتی صحبت کنیم. پس لازم است در قدم اول با کمک گرفتن از فرد متخصص یاد بگیریم با خودمان مهربانتر باشیم.
از نظر شما چه جملات دیگری برای فرزندان مخرب هستند؟
نظرات و تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید.
منابع:






