Unicef گزارش میدهد که در سال 2024، بهصورت جهانی، 259 هزار کودک بازداشت شدهاند. دعوای کودکان یکی از مهمترین دلایل درگیری آنها با قانون و در نهایت بازداشتشان است؛ اما چرا کودکان با هم دعوا میکنند؟ در زمان دعوای آنها، ما باید چه واکنشی داشته باشیم؟ در این مقاله میخواهیم به این سوالات پاسخ دهیم و درباره دعوای بچه ها بیشتر حرف بزنیم.
دلایل دعوای کودکان؛ چرا کودک به پرخاشگری و کتککاری روی میآورد؟!
Anyone with more than one child knows that even siblings who are the best of friends can still get on each other’s nerves. And it’s certainly understandable — they’re forced to live under the same roof and spend much of their free time together. Inevitably, they are competing for limited attention and resources.
ترجمه: رقابت بین خواهر و برادرها اتفاقی طبیعی در هر خانواده است. حتی اگر آنها خیلی با هم صمیمی باشند، باز هم شاد گاهی با هم دعوا کنند؛ مخصوصاً وقتی که برای توجه یا محبت والدین رقابت میکنند. این اتفاق در هر خانوادهای میافتد، اما این اختلافات میتوانند به بچهها کمک کنند که یاد بگیرند چطور مشکلات را حل کرده و با تفاوتها کنار بیایند. نکته مهم این است که ما بتوانیم این لحظات را طوری مدیریت کنیم که رابطه آنها خوب بماند. منبع: Childmind
هنگامی که در مسیر فرزندپروری به چالش بر میخوریم، لازم است بایستیم و یک قدم به عقب برویم؛ چرا این مشکلات ایجاد شدهاند؟ اگر دلایل را بررسی نکنیم، حتی با اجرایی کردن راهکارهای صحیح هم ممکن است به نتایج مطلوب نرسیم.
نکته: بعد از مشاهده این ویدیو، ویدیو درمان لجبازی کودک که کمی پایینتر قرار گرفته مشاهده کنید.
لازم است اضافه کنیم که منابع روبرو دانش کاملتری دربارهی موضوعاتی مثل علت پرخاشگری کودکان و تربیت کودک حسود ارائه میدهند. اما سوال مهم؛ در دنیای درونی و ذهن کودک چه اتفاقی میافتد که به دعوا کردن روی میآورد؟
1ـ در حال رشد بودن مغز کودک و مهارتهای او
یکی از نکات مهم این است که نباید تواناییهای کودک را با مغز بزرگسالانهی خودمان مقایسه کنیم! مغز نوزاد در بدو تولد یک چهارم مغز یک بزرگسال است و به مرور رشد میکند؛ بخش زیادی از رشد مغز تا ۵ سالگی اتفاق میافتد اما بخشهایی از مغز هم تا سنین بالاتر و با سرعت کمتری تکامل پیدا میکنند.
تحقیقات نشان میدهد که خواهر و برادرهای ۳ تا ۷ ساله، در یک ساعت به طور متوسط ۳ بار درگیری و مشاجره دارند و برای کودکان ۲ تا ۴ سال، این درگیری به ۶ بار در ساعت میرسد! کودکان تواناییهای شناختی کمتری دارند و با مجموع این تفاسیر، دعوا کردن در سنین کودکی اتفاقی رایج است.
نکتهی مهم این است که دلایل دعواهای کودک را شناسایی کنیم و به او مهارتهایی بیاموزیم که جعبهابزار کاملتری برای شناسایی احساسات خود و ابراز سالمتر آنها داشته باشد. (منبع ۱ و ۲)
برای آشنایی بیشتر با مباحثی مثل چیکار کنم بچم تو کوچه نره و بچه هام خیلی اذیت میکنن چیکار کنم؟ میتوانید به همین مقالات مراجعه کنید.
2ـ ناتوانی در شناسایی احساسات ناخوشایند و ابراز سالم آنها
روان انسان دنیای پیچیده و عجیبی است و احساسات گوناگون، مانند اطلاعاتی هستند که از سمت ناخودآگاه مخابره میشوند. بیایید با یک مثال ساده این مورد را توضیح دهیم؛ کودکی را فرض کنید که تلاش میکند با کودک دیگری ارتباط برقرار کند و دریچههای دوستی را بگشاید! اما در برقراری ارتباط موفق نیست یا نمیتواند خودش را در گروه همسن و سالانش جای دهد.
اینجا احساسات ناخوشایندی همچون غم، اضطراب، ناتوانی یا … در او شکل میگیرد؛ اما ظرفیت و مهارت کافی را برای تجربهی این احساسات ندارد. پس تصمیم میگیرد با یک بهانهگیری(مثلا «چرا به اسباببازیام دست زدی؟!») شروع به فریاد یا کتککاری کند.
گاهی احساسات ناخوشایند تغییر شکل میدهند و خودشان را به صورت خشم ابراز میکنند. فکر کردن به پاسخ این پرسشها میتواند کمککننده باشد؛ اگر فرزندم به طور مداوم درگیر دعوا کردن میشود، چه احساسات ناخوشایندی در پشت پرده وجود دارد؟ آیا در برقراری روابط اجتماعی ناتوان است؟ آیا حس میکند دیده نمیشود؟ آیا حس میکند پذیرفتنی یا دوستداشتنی نیست؟ آیا با کودک دیگری مقایسه شده است؟ آیا در موقعیتی قرار دارد که اضطراب را تجربه میکند؟ در معرض حس شرم قرار دارد؟
راستی، ما یک مقاله با عنوان «هوش هیجانی در کودکان» داریم که پیشنهاد میکنیم این مقاله را هم بخوانید.
بیشتر بخوانید:
3ـ وجود الگوهای نامناسب اطراف کودک
گاهی لازم است رفتارهای خود یا دیگر مراقبان کودک را زیر میکروسکوپ بگذاریم! چه چیزی مشاهده میکنیم؟ اگر به عنوان بزرگسال توانایی شناسایی احساسات ناخوشایندمان را نداریم و خواستههایمان را با پرخاشگری بیان میکنیم، چگونه از کودک انتظار داشته باشیم اینگونه رفتار نکند؟
- آیا فوران خشم داریم؟
- آیا موقع عصبانیت فرزندمان را کتک میزنیم و به آسیب فیزیکی روی میآوریم؟(حتی به سادهترین شکل مثل یک پس گردنی یا نیشگون)
- آیا میتوانیم نیازها و خواستههایمان را به شکل سالمی ابراز کنیم؟
- آیا در مواجهه با نظرات مخالف عصبانی میشویم و صدای خود را بالا میبریم؟
- فرزندمان چقدر شاهد بحث و گفتگوی سالم ما بوده است؟
- در مقابل چالشها یا موقعیتهای ناخوشایند چگونه رفتار میکنیم؟
صادقانه به پاسخ این پرسشها فکر کنیم؛ اگر رفتارهای ناسالمی داریم، در وهلهی اول لازم است به ریشهیابی و کاهش این رفتارها در خودمان بپردازیم.
در ضمن اگر تمایل به یادگیری عمیقتری دربارهی موضوعاتی مثل لوازم مورد نیاز کاردستی و دعوای خواهر و برادر دارید، پیشنهاد میکنیم این مقالات را بخوانید.
4ـ به دنبال جلب توجه بودن کودک
اگر مخزن عشق و توجه کودک را پر نکنیم، احساسات او را به رسمیت نشناسیم و به او حس دیده شدن ندهیم، ممکن است به شیوههای ناسالمی این نیاز و خلأ را پر کند؛ مثلا با پرخاشگری، داد و فریاد، فحاشی، دعوا کردن و … .
این مورد یکی از دلایل پررنگ دعوای بچه ها است. به خصوص زمانی که کودک نسبت به جایگاه خود احساس خطر کند؛ مثلا با آمدن خواهر یا برادر جدید. یا زمانی که ببیند شما یا اطرافیان به کودک دیگری توجه بیشتری نشان میدهید.
در ادامه، مطالعه مقالات روبرو میتوانند به افزایش درک شما از موضوعاتِ علائم تیزهوشی کودکان و آموزش آداب غذا خوردن به کودک کمک کنند.
5ـ جنگ قدرت و نیاز به پیروز شدن یکی دیگر از دلایل دعوای کودکان است
گاهی کودکان سعی میکنند با داد و فریاد و دعوا کردن، حس کنترل بر دنیای بیرون را تأمین کنند؛ به بیان دیگر، به این روش در جنگ قدرت پیروز میشوند و میتوانند بر دیگران تسلط پیدا کنند. این رفتار نیز میتواند به این دلیل باشد که کودک از والدین حس دیده شدن دریافت نمیکند و به احساسات و صحبتهای او توجه کافی نمیشود.
یا ممکن است شرایط بیرونی، بیثبات و ناامن باشد و کودک با دعوا کردن سعی کند نیاز به تأثیرگذاری و تسلط بر دنیای بیرون را پاسخ دهد.
در این زمینه پیشنهاد میکنیم که به مقاله «عزت نفس در کودک» سری بزنید.
6ـ گاهی حس ناتوانی و شرم درونی به خشم تبدیل میشود!
اگر حس ناتوانی و شرم در کودک شدید باشد، ممکن است در موقعیتهای مختلف به خشم تبدیل شود و کودک این حس خشم را به صورت دعوا کردن، فحاشی، کتککاری یا… بروز دهد. حس ضعیف بودن، بیارزش بودن، دوستداشتنی نبودن، بد بودن، ناتوانی و … به زخمی در وجود کودک تبدیل میشود و در موقعیتهایی که اشارهای به این زخمها شود، حس خشم مانند طوفانی به پا میخیزد!
مثلا کودکی را فرض کنید که از درون حس ناتوانی عمیقی دارد و در موقعیت خاصی مثلا سر کلاس درس یا در جمع دوستانش مورد تمسخر قرار میگیرد؛ این تمسخر مانند نمکی میشود که بر زخمِ ناتوانی پاشیده شده است! در نتیجه، کودک موج خشم را در دریای روان خود احساس میکند و تصمیم میگیرد با دعوا کردن، این حس ناخوشایند را تخلیه کند.
ما یک مقاله یا عنوان «کنترل خشم کودک» داریم که توصیه میکنیم اگر فرزندتان زیاد خشمگین میشود، این مقاله را بخوانید.
بیشتر بخوانید:
موقع دعوا کردن کودکان چه واکنشی داشته باشیم؟
در این شرایط مرز باریکی بین مداخلهی صحیح و دخالتهای نادرست وجود دارد. همانطور که میدانیم، گاهی لازم است کودک به تنهایی با تعارضها روبهرو شود تا یاد بگیرد چگونه اختلافات را حل و فصل کند و مهارتهای اجتماعی را بیاموزد. از طرف مقابل، نمیخواهیم فرزندمان به کودکان دیگر آسیب برساند و نمیتوانیم کاملاً دور بایستیم! طبیعتاً لازم است در این بین کمی مداخله کنیم و مهارتهایی هم به کودک بیاموزیم. اما چگونه تعادل را حفظ کنیم؟ واکنش صحیح در موقعیتهای مختلف چیست؟
1ـ لازم است مرز بین مداخلهی صحیح و دخالت نادرست را در نظر داشته باشیم
تحقیقی در سال ۲۰۱۸ نشان داد که نحوهی مداخلهی والدین در دعوای بچه ها، میتواند بر کیفیت روابط آنها را در آینده تأثیر بگذارد. (منبع) واکنش صحیح به شرایط بستگی دارد؛ اگر بحث و اختلاف نظر خفیف و بدون آسیب فیزیکی است، میتوانیم دور بایستیم تا فرزندمان خودش یاد بگیرد چگونه مشکلات را حل کند.
اما اگر درگیری شدید است، پرخاشگری و آسیب فیزیکی وجود دارد، بحث از لحاظ عاطفی توهینآمیز شده است یا آزار و اذیتی متوجه یکی از کودکان است، بهتر است وارد عمل شویم و مداخله کنیم.
اگر میخواهید در زمینه درمان حرف زشت زدن کودکان و درمان کودک خجالتی علمتان بیشتر شود منابع ذکر شده را از دست ندهید.
چه زمانی در دعوای کودکان دخالت کنیم و چه زمانی نکنیم؟
همه دعواهای کودکان نیاز به دخالت فوری والدین ندارند. در بسیاری از موارد، کودکان با کمی راهنمایی میتوانند خودشان مسئله را حل کنند و همین تجربه به رشد مهارتهای اجتماعی آنها کمک میکند. اما در بعضی موقعیتها لازم است والدین برای جلوگیری از آسیب یا تشدید تنش وارد عمل شوند. جدول زیر نشان میدهد در چه شرایطی بهتر است دخالت کنید و چه زمانهایی بهتر است اجازه دهید کودکان خودشان مسئله را حل کنند.
| زمانهایی که والدین باید دخالت کنند | زمانهایی که بهتر است دخالت نکنند |
|---|---|
| وقتی خطر آسیب فیزیکی وجود دارد (زدن، هل دادن یا پرتاب وسایل) | وقتی اختلاف کوچک و کوتاه است و کودکان هنوز در حال صحبت یا مذاکره هستند |
| زمانی که یکی از کودکان قربانی زورگویی یا آزار مداوم شده است | وقتی کودکان میتوانند با کمی بحث یا مذاکره مسئله را حل کنند |
| وقتی یکی از کودکان بسیار ناراحت، گریهکنان یا از نظر عاطفی بهشدت آشفته شده است | زمانی که کودکان در حال تمرین نوبت گرفتن یا تقسیم وسایل هستند |
| وقتی دعوا شدید شده و کودکان دیگر قادر به کنترل هیجانات خود نیستند | وقتی اختلاف بر سر موضوعات ساده مثل ترتیب بازی یا انتخاب اسباببازی است |
| وقتی کودک هنوز مهارت حل مسئله یا بیان احساسات را یاد نگرفته است | وقتی کودکان فقط کمی ناراضی هستند اما هنوز آرام رفتار میکنند |
| وقتی دعوا مدام تکرار میشود و به یک الگوی ناسالم تبدیل شده است | وقتی کودکان در حال یادگیری مذاکره و پیدا کردن راهحل مشترک هستند |
2ـ آرامش خود را از دست ندهیم!
اگر دعوای بچه ها شدید باشد و به مرحلهی کتککاری برسد، ممکن است کلافه یا عصبانی شویم؛ در قدم اول لازم است آرامش خود را حفظ کنیم. اگر در این حین ما هم مانند یک بشکهی باروت منفجر شویم و شروع به پرخاشگری کنیم، به کودک یاد دادهایم که شیوهی برخورد صحیح با خشم، تخلیهی آن روی دیگران است! در نتیجه، در بلندمدت پرخاشگری و کتککاری کودک ادامه پیدا میکند.
گاهی ممکن است حتی حین دعوای کودکان شاهد فحاشی آنها به یکدیگر باشید. حفظ آرامش در این موقعیت شاید کمی دشوار باشد؛ بنابراین راهکار چیست؟ در برابر فحاشی کودکان در دعوا چه کنیم؟ این سؤالی است که ما در یک مقاله بهطور کامل در مورد آن صحبت کردهایم؛ بنابراین برای اطلاعات بیشتر میتوانید به این مقاله مراجعه کنید.
راستی، برای حفظ آرامش در برابر کودکان میتواند به مقاله «کنترل خشم در برابر کودکان» هم سری بزنید.
3ـ روی پیدا کردن مقصر تمرکز نکنیم
هنگامی که با دعوای بچه ها روبهرو میشویم، شاید ذهنمان به این سمت برود که با پیدا کردن مقصر درگیری را فیصله بدهیم! اما این راهکار همیشه هم جوابگو نیست. اگر کودکی دعوا میکند یا داد و فریاد میکشد، دلایل زیادی میتواند در پشت پرده وجود داشته باشد؛ پس لازم است به دلیل عصبانیت کودک، احساسی که تجربه کرده یا هدفی که با دعوا کردن به دنبال تحقق آن بوده است بپردازیم.
بیشتر بخوانید:
4ـ روی پیدا کردن دلایل و الگوها متمرکز باشیم
اگر دعوا کردن فرزندمان با دیگران به صورت مداوم تکرار میشود، یا در منزل فرزندانمان مدام با هم دعوا میکنند، لازم است یک قدم عقب برویم و ببینیم معمولاً بعد از رخ دادن چه اتفاقی بحث و دعوا شروع میشود. اگر دقت کنیم، شاید الگوهای ثابتی ببینیم.
مثلا ممکن است مشاهده کنیم هر زمان که به فرزند کوچکترمان توجهی نشان میدهیم، خواهر یا برادر بزرگتر از موضوعی برای دعوا و کتککاری استفاده میکند. این الگوها بسیار مهم هستند و به ما کمک میکنند راهحلهای مناسبتری پیدا کنیم. (دلایل مطرح شده در قسمت قبل هم کمککننده است.)
لازم است اضافه کنیم که منابع روبرو اطلاعات جامعتری دربارهی موضوعاتی مثل چگونه با کودکان در مورد مرگ صحبت کنید و پول توجیبی دادن به کودکان ارائه میدهند.
5ـ قوانین واضح و مشخصی تعیین کنیم
به طور طبیعی، کودکان درکی از چهارچوبها، محدودیتها یا باید و نبایدها ندارند؛ بنابراین گاهی سعی میکنند با رفتارهای مختلف و آزمون و خطا، رفتارهای درست را از نادرست تشخیص دهند؛ به این صورت که «بذار داد بزنم تا ببینم واکنش والدینم چیه. بعد میفهمم این کار اشتباهه یا نه.»
در این شرایط لازم است قوانین واضح و سادهای برای کودک تعیین کنیم و آنها را یادآور شویم؛ این قوانین باید متناسب با سن و درک کودک باشد. مثلا میتوانیم این قانون را در نظر بگیریم که داد زدن در بحثها ممنوع است و زمانی که میبینیم فرزندمان در تعارضها داد میزند با لحن ملایمی بگوییم :«قرار شد بدون داد زدن حرفامونو بزنیم.»
تعیین قوانین ساده به کودک کمک میکند که درک کند در مواجهه با اختلاف نظر یا شرایط ناخوشایند، چه کارهایی نادرست و بیفایده است.
برای اطلاع از روشهای قانون گذاری در خانه، پیشنهاد میدهیم مقالهای را که در این مورد منتشر کردهایم، بخوانید.
6ـ با کودک در مورد احساسات مختلف و تنظیم آنها صحبت کنیم
بحث احساسات بسیار مفصل است و نمیتوان در این مقاله پروندهاش را باز کرد! در محتوای «پوستر احساسات» کمی بیشتر به این موضوع پرداختهایم. ما هم به عنوان یک فرد بزرگسال هنگامی که با تعارض یا اختلاف نظری روبهرو میشویم، احساسات گوناگونی را تجربه میکنیم؛ خشم از بیعدالتی، اضطراب بابت از دست دادن کنترل شرایط، غم و اندوه، حس ناامیدی، حس بیارزشی و صدها حس دیگر.
کودک هم مثل ما در بحث و درگیری احساسات مختلفی را تجربه میکند، با این تفاوت که مهارتهای شناختی و عاطفی کمتری دارد. لازم است به فرزندمان بیاموزیم که احساسات ناخوشایند هم بخشی طبیعی از زندگی هستند و فضایی در نظر بگیریم تا کودک بتواند احساساتش را به شیوهی سالم تجربه و ابراز کند.
این مورد کمی دشوار است؛ آموزش تنظیم هیجانات به کودک، به صرف زمان نیاز دارد. اما این قول را به شما میدهم که نهتنها دعوا کردن را کاهش میدهد، بلکه در موقعیتهای گوناگونِ دیگر هم به کار میآید!
اگر میخواهید در زمینه کودک لوس و صحبت با کودک درباره طلاق دانشتان بیشتر شود منابع ذکر شده را از دست ندهید.
مختصری در بابِ آموزش هیجانات…
به این منظور لازم است در مورد احساسات مختلف با فرزندمان حرف بزنیم، از شکلکهای مخصوص برای آموزش احساسات استفاده کنیم و به او بگوییم که همهی ما انواع مختلف احساسات را تجربه میکنیم. اگر خودمان به عنوان والد عصبانی میشویم، از موقعیت فاصله بگیریم و به آرامسازی سیستم عصبیمان بپردازیم. یا اگر ناخواسته خششمان را روی فرزندمان تخلیه کردیم، بالغانه از او معذرتخواهی کنیم و بگوییم که در آن موقعیت به چه دلیلی عصبانی شدیم.
به کودک بیاموزیم که در مواجهه با اضطراب یا خشم، چه رفتاری صحیح است و چگونه میتواند خودش را آرام کند. استفاده از انیمیشنهای خوب (مثل درون و بیرون)، داستان، نقاشی و کاردستی هم بسیار کمککننده است و آموزش را جذاب میکند.
بیشتر بخوانید:
7ـ مهارتهای ارتباطی و مذاکره را به کودک بیاموزیم
دکتر بکی کندی، روانشناس مطرح در زمینهی فرزندپروری میگوید:«در بسیاری از مواقع رفتارهای نادرست کودکان به دلیل کمبود مهارت است. در نتیجه، تنبیه کردن آثار مثبت بلندمدتی ندارد. آموزش مهارتهاست که از تکرار موقعیتهای نامطلوب جلوگیری میکند.»
صوت روانشناسی: تنبیه بچه حرف گوش نکن
سخنران: درنا شریفی، روانشناس کودک
بنابراین اگر مهارتهای مذاکره و گفتگوی سالم را به فرزندمان بیاموزیم، در مواجهه با اختلاف نظرها برخورد بهتری خواهد داشت و بدون دعوا کردن یا کتککاری میتواند نظرات خود را بیان کند. اختلاف نظر، تعارض، ناراحتی و سوءتفاهم، بخشی طبیعی از روابط اجتماعی هستند و ما به عنوان بزرگسال، به مرور مهارتهای لازم را در طول زندگی آموختهایم. اما فرزند کوچکمان این مهارتها را ندارد.
مثلاً هنگام دعوای بچه ها، میتوانیم آنها را تشویق کنیم که راهحلی برای سازش پیدا کنند؛ به عنوان مثال هر کدام کمی از سطح خواستههایشان پایین بیایند تا به تفاهم برسند. تشویق کردن کودکان به پیدا کردن راهحل، بهتر از ارائهی راهحلهای آماده است. به این صورت کودکان انعطافپذیری، سازش و همکاری را یاد میگیرند.
برای آشنایی بیشتر با مطالبی مثل علت جیغ زدن کودک و دروغ گویی در بچه ها میتوانید به همین مقالات مراجعه کنید.
8ـ والد هلیکوپتری نباشیم!
والد هلیکوپتری به والدی گفته میشود که در همهی زمانهایی که فرزندش با چالشهایی درگیر است، مثل هلیکوپتر خودش را میرساند و مشکلات را حل میکند! البته که این رفتار به دلیل عشق و علاقهی زیاد به کودک است، اما نوعی دوستی خاله خرسه محسوب میشود!
شاید بیشتر از اینکه کودکمان به راهحل نیاز داشته باشد، به مهارت حلمسئله نیاز دارد. درست است که اکنون میتوانیم مسائل را به جای فرزندمان حل کنیم اما در آینده چطور؟ آیا میتوانیم تا پایان بزرگسالی هم همراه او باشیم و راهحل مشکلاتش را پیدا کنیم؟
همانطور که خودتان هم میدانید، زندگی پر از چالش و مشکل است و در موقعیتهای مختلف نیاز داریم مدام ابزار حل مسئله را از جیبمان بیرون بکشیم! اگر زیاد از حد در چالشهای فرزندمان مداخله کنیم، ابزار حل مسئله را از او گرفتهایم. (البته که اصل تعادل اهمیت زیادی دارد.)
در ضمن اگر تمایل به یادگیری دربارهی موضوعاتی مثل علت ناله كردن کودک در خواب و علت کتک زدن کودک دو ساله دارید، پیشنهاد میکنیم این مقالات را بخوانید.
9ـ مخزن عشق و توجه کودک را پر کنیم!
همانطور که در بخش دلایل گفتیم، یکی از علتهای دعوای بچه ها میل به دیدهشدن یا حس کنترل بر دنیای بیرون است. اگر به عنوان والد مخزن عشق و توجه کودک را پر کنیم، با او زمان باکیفیتی بگذرانیم، به او حس دیدهشدن بدهیم، احساساتش را به رسمیت بشناسیم و به صحبتهایش گوش کنیم، او میل کمتری به دعوا کردن یا کتککاری خواهد داشت.
در نظر داشته باشید که کودکان به عشق بیقید و شرط والدین خود نیاز دارند؛ عشقی که این پیام را به آنها منتقل کند:«تو را دوست دارم. با وجود تمام ویژگیهای منفی و مثبتی که داری و این طبیعت انسان بودن است، برای من ارزشمند، پذیرفتنی و دوستداشتنی هستی.»
10ـ از تشویق و تربیت مثبت استفاده کنیم
گاهی لازم است به جای بازخورد منفی در مقابل رفتارهای نادرست، به رفتارهای خوب واکنش مثبت نشان دهیم. یعنی در شرایطی که میبینیم فرزندمان با گروه دوستانش سازش دارد و در تعامل با یکدیگر به بازی کردن مشغول هستند، او را تشویق کنیم.
ما در مقالهای با عنوان فرزند پروری موفق در مورد شیوههای درست تربیتی و تشویقی صحبت کردهایم که برای اطلاعات بیشتر میتوانید به این مقاله مراجعه کنید.
بیشتر بخوانید:
11ـ از کودک بپرسیم:«در تلاش بودی چه کاری انجام دهی؟»
گاهی پرسیدن سوالهای درست به حل مشکل کمک زیادی میکند. هنگامی که فرزندمان با دیگری دعوا میکند، شاید تلاش داشته چیزی را محقق کند یا به هدف مشخصی برسد؛ اما شکست خورده و شروع به دعوا یا کتککاری کرده است.
پس به جای تنبیه و زدن برچسبهای منفی، میتوانیم از او بپرسیم که با دعوا کردن به دنبال تحقق چه موضوعی بوده است؟ هنگامی که جوابهای کودک را میشنویم، میتوانیم دلیل این مشکل را بهتر متوجه شویم و واکنش مناسبتری داشته باشیم. در این مرحله میتوانیم وارد یک گفتگوی سالم شویم؛ مثلا بپرسیم:«فکر میکنی چه روشهای دیگری برای رسیدن به خواستهات وجود داشت؟»
اجازه دهیم کودک در مورد راهحلهای مناسب و جایگزین فکر کند؛ این کار یکی از مراحل حل مسئله است. سپس در صورت لزوم میتوانیم راهکارهای مناسبی برای شرایط مشابه پیشنهاد دهیم. (منبع: empoweringparents)
بررسی سناریوهای واقعی انواع دعوای کودکان و برخورد مناسب والدین
دعوا بین کودکان بخشی طبیعی از رشد اجتماعی آنهاست. کودکان در این موقعیتها در حال یادگیری مهارتهایی مانند نوبت گرفتن، بیان احساسات، حل تعارض و همدلی هستند. بنابراین هدف والدین فقط پایان دادن سریع به دعوا نیست، بلکه کمک به کودک برای یادگیری رفتارهای سالم در مواجهه با اختلاف است. واکنش والدین اگر همراه با آرامش، راهنمایی و آموزش باشد، میتواند به رشد مهارتهای اجتماعی کودک کمک زیادی کند.
1_ دعوای بچهها بر سر اسباببازی
یکی از رایجترین دعواهای کودکان زمانی اتفاق میافتد که هر دو کودک یک اسباببازی را میخواهند. در این شرایط بهتر است والدین ابتدا با آرامش وارد شوند و اگر تنش بالا رفته است، اسباببازی را برای لحظهای کنار بگذارند تا دعوا متوقف شود. سپس میتوان از تکنیک «حل مسئله مشترک» استفاده کرد و از کودکان پرسید: «به نظرتون چه کاری کنیم که هر دو بتونین بازی کنین؟». پیشنهادهایی مثل نوبتی بازی کردن، استفاده از تایمر یا پیدا کردن اسباببازی مشابه میتواند کمککننده باشد. مهم است که والدین فوراً اسباببازی را به یکی از کودکان ندهند، زیرا این کار حس بیعدالتی ایجاد میکند. هدف این است که کودک یاد بگیرد در موقعیت اختلاف، مذاکره کند و منتظر نوبت خود بماند.
2_ دعوای بچهها در مهمانی یا فامیل
در مهمانیها کودکان معمولاً به دلیل هیجان زیاد، خستگی یا شلوغی محیط سریعتر دچار تنش میشوند. اگر دعوا شکل گرفت، بهتر است والدین ابتدا کودک را آرام از موقعیت جدا کنند تا شدت هیجان کاهش پیدا کند. در این مرحله استفاده از تکنیک «نامگذاری احساسات» بسیار کمککننده است؛ مثلاً بگویید: «به نظر میاد خیلی ناراحت یا عصبانی شدی». این کار به کودک کمک میکند احساساتش را بهتر بشناسد و آرامتر شود. بعد از آرام شدن کودک میتوان درباره اتفاقی که افتاده صحبت کرد و راه بهتری برای ادامه بازی پیدا کرد. بهتر است والدین از سرزنش کردن یا دعوا کردن کودک در جمع خودداری کنند، چون این کار معمولاً باعث خجالت، لجبازی یا تشدید رفتار میشود.
3_ دعوای بچهها در مدرسه
وقتی دعوا در مدرسه اتفاق میافتد، اولین قدم این است که با آرامش از کودک بخواهید ماجرا را تعریف کند. در این مرحله بهتر است از قضاوت سریع یا طرف گرفتن خودداری کنید و با استفاده از روش «گوش دادن فعال» به کودک نشان دهید که حرفهایش را جدی میگیرید. سپس میتوان درباره رفتارهای جایگزین صحبت کرد؛ مثلاً اینکه در چنین موقعیتی بهتر است با دوستش صحبت کند، از معلم کمک بخواهد یا برای مدتی از موقعیت دور شود. اگر دعوا شدید بوده یا چند بار تکرار شده است، صحبت با معلم یا مشاور مدرسه میتواند کمککننده باشد تا شرایط کلاس و روابط کودکان بهتر بررسی شود. هدف اصلی این است که کودک به تدریج مهارت مدیریت تعارض، گفتگو و کنترل هیجان را یاد بگیرد، نه اینکه همیشه والدین مشکل را برای او حل کنند.
4_ کنترل دعوای خواهر و برادر
دخالت والدین در دعوای کودکان گاهی بسیار ضروری است. در صورت دخالت در دعوای خواهر و برادر، به این نکات توجه کنید:
- گوش دادن به صحبتهای هر 2 کودک: برای اینکه اختلافات بین فرزندان خود را برطرف کنید، اولین قدم شنیدن صحبتها و احساسات آنها است؛ بنابراین زمان بگذارید و با هر کدام جداگانه حرف بزنید تا متوجه شوند که آنها را درک میکنید.
- تقسیم زمان و منابع: اختلاف خواهر و برادر گاهی بهدلیل تقسیم نادرست توجه والدین به آنها است؛ بنابراین مطمئن شوید که به هر 2 آنها به یک اندازه محبت میکنید. شما باید مطمئن شوید که هر 2 آنها زمان و فضای کافی برای انجام دادن کارهای خود را دارند.
- آموزش مهارت حل تعارض: به فرزندان خود شیوه مواجهه با مشکلات و تعارضها را آموزش دهید تا اختلاف کمتری بین آنها بهوجود بیاید. از جمله این مهارتها میتوان به گوشدادن فعالانه، ابراز احساسات بهشکل غیرتهاجمی یا تلاش برای درک دیدگاه طرف مقابل اشاره کرد.
- الگوبودن: شما باید بهعنوان والد رفتارهای مثبتی داشته باشید تا فرزندان الگوبرداری کنند.
- تقویت احساس احترام و مسئولیت: شما باید اهمیت کار گروهی را به فرزندان خود یادآوری کنید؛ بنابراین وظایفی مشترکی مثل تمیزکردن خانه را به آنها بسپرید تا حس مسئولیتپذیریشان تقویت شود.
- مقایسه نکردن: به هیچ عنوان فرزندانتان را با یکدیگر مقایسه نکنید؛ چون باعث ایجاد احساس نفرت یا کینه در آنها میشود.
- احترام گذاشتن: شما باید بهعنوان والدین به فرزندان خود احترام بگذارید. کتک زدن بچه در زمان اختلاف با خواهر و برادر خود صرفاً باعث ایجاد نفرت یا کینه میشود! بنابراین در زمان تعارضات به آنها احترام بگذارید و بهصورت منطقی مشکل را برطرف کنید.
در ادامه، مطالعه مطالب روبرو میتوانند به افزایش درک شما از موضوعاتِ پریدن کودک میان حرف دیگران و علت کوبیدن سر کودک به زمین کمک کنند.
اشتباهات رایج والدین هنگام دعوای کودکان
- فوراً پیدا کردن مقصر: قضاوت سریع بدون شنیدن حرف هر دو کودک میتواند احساس بیعدالتی ایجاد کند و باعث بدتر شدن دعوا شود.
- طرفداری از یک کودک: جانبداری از یکی از کودکان باعث میشود کودک دیگر احساس نادیده گرفته شدن کند و احتمال تکرار تعارض بیشتر شود.
- داد زدن بر سر کودکان: فریاد زدن تنها تنش و هیجان را بیشتر میکند و الگوی نامناسبی از حل تعارض به کودکان نشان میدهد.
- تنبیه شدید یا فوری: تنبیه تند بدون گفتگو درباره علت دعوا، فرصت یادگیری مهارت حل مسئله را از کودک میگیرد.
- حل کردن همه مشکلات به جای کودک: وقتی والدین همیشه خودشان مشکل را حل میکنند، کودک فرصت یادگیری مذاکره و مدیریت اختلاف را از دست میدهد.
- بیاهمیت جلوه دادن احساسات کودک: گفتن جملاتی مثل «چیزی نشده» یا «گریه نکن» باعث میشود کودک احساساتش را سرکوب کند.
- مقایسه کودکان با یکدیگر: مقایسههایی مثل «ببین خواهرت چقدر آرامتر است» میتواند حس رقابت و حسادت را افزایش دهد.
- تحقیر یا سرزنش کودک در جمع: سرزنش کردن کودک جلوی دیگران ممکن است باعث خجالت، خشم یا لجبازی بیشتر شود.
کلام آخر
به پایان مقاله «دعوای بچه ها» رسیدیم. به عنوان نکتهی پایانی باید بگویم اصلاح رفتارهای کودکان و ایجاد عادتهای جدید زمانبر است؛ با یک بار و دو بار استفاده از راهحلها، تغییری حاصل نمیشود. لازم است ناامید نشویم و بدانیم که اگر رفتارِ دعوا کردن در فرزندمان ادامه پیدا کند، میتواند در آینده مشکلات بیشتری برای او به وجود آورد.
در این زمینه با چه چالشهایی روبهرو هستید؟ نظرات و تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید.
منابع:
-
- psychcentral.com
- www.splashlearn.com
- www.empoweringparents.com







11 دیدگاه دربارهٔ «دعوای بچه ها؛ به عنوان والد چگونه وارد عمل شویم؟!»
سلام ممنونم ازمطلب خوب وامونده، گاهی اوقات آنقدر درگیر زندگی ومشکلات میشیم به کل از بچه ها غافل میشیم.
تشکر از مقاله تون. خوندنش باعث شد بفهمم دعوا همیشه نشونه بد تربیت شدن نیست. با این حال هنوز برام سواله که اگه دعواها هر روز تکرار بشه، مثلا چند بار در روز، باز هم باید صبور باشیم یا لازمه از مشاور کمک بگیریم؟ از کجا بفهمیم شرایط عادیه یا نه؟
عادیه اگر:
دعواها کوتاهن
گاهی روزهای بدون دعوا دارین
بچه و شما سریع آروم میشین
نیاز به مشاور اگر:
هر روز چندبار دعوای سنگین دارین
هم شما هم بچه فرسوده میشید
رفتارها داره بدتر میشه یا روی خواب/مدرسه/خلق بچه اثر گذاشته
خیلی ممنون از توضیحاتتون. بخش مربوط به دخالت والدین در دعوای کودکان واقعا برام روشنگر بود. من همیشه ناخودآگاه طرف بچه کوچیک تر رو میگرفتم و الان میفهمم چرا اون یکی بیشتر عصبانی میشد. سوالم اینه که وقتی یکی از بچه ها گریه میکنه، چطور همدلی کنیم ولی قاضی دعوا نشیم؟
قانون طلایی:
با احساس بچه همدلی کن، نه با حقبودنش.
چطور؟
اول بری نزدیکِ گریهکننده، فقط احساسش رو اسمگذاری کن:
«میدونم ناراحت شدی… ترسیدی… اذیت شدی…»
هیچ اشارهای به مقصر بودن نکن.
نه بگی «تو حق داری»، نه بگی «اون اشتباه کرد».
بعد از آروم شدنش فقط یک جملهی بیطرف:
«میخوای بگی چی شد؟»
همین. نه تحلیل، نه قضاوت.
وقتی هر دو آرام شدن:
«چطور میتونیم این مشکل رو با هم حل کنیم؟»
اینطوری بچه احساس میکنه دیده شده، اما تو در نقش قاضی قرار نمیگیری و دعوا شعلهور نمیشه.
ممنون بابت مقاله خوبتون. من خیلی وقتا با خودم میگم پسرم با بچه ها دعوا میکنه چون بلد نیست احساسشو درست بگه. تو خونه خیلی مهربونه ولی بیرون زود عصبانی میشه. به نظرتون این رفتار به اعتماد به نفسش ربط داره یا صرفا سنشه و خودش درست میشه؟
اغلب به سن و مهارت بیان احساسات مربوطه، نه لزوماً اعتمادبهنفس. خیلی از بچهها بیرون از خانه هنوز بلد نیستند ناراحتی یا خشمشان را با کلمه بگویند، پس با دعوا نشان میدهند.
بیشتر طبیعی است اگر:
در خانه رفتار مهربان دارد
بعد از دعوا زود آرام میشود
سنش زیر حدود ۸–۹ سال است
کمکهایی که مفید است:
بهش جمله یاد بده: «ناراحت شدم»، «نوبت من بود»، «دوست ندارم این کارو بکنی»
نقشبازی در خانه تمرین کنید
وقتی احساسش را با کلمه گفت، تشویقش کنید
اگر دعواها زیاد، شدید یا همراه با کتک زدن مداوم باشد، بهتر است با مشاور کودک صحبت کنید.
تشکر میکنم از شما. وقتی دیدم نوشته بودین دعوای بچه ها کاملا طبیعیه، یه نفس راحت کشیدم. من همیشه خودمو مقصر میدونستم. ولی سوالم اینه که تا کجا دعوا طبیعی حساب میشه؟ از کجا بفهمیم دیگه داره تبدیل به پرخاشگری جدی میشه و نیاز به مداخله فوری داره؟
خیلی کوتاه و روشن:
دعوای طبیعی وقتیه که:
هل دادنهای کوچک، جیغ، قهرهای کوتاه
سریع آروم میشن و دوباره بازی میکنن
آسیب جدی نمیزنن
فقط گاهی اتفاق میافته، نه دائم
پرخاشگری نگرانکننده وقتیه که یکی از اینا باشه:
زد و خورد شدید: مشت، لگد، پرتکردن اشیا
آسیب واقعی: کبودی، خونریزی، گاز گرفتن
تکرار زیاد: روزی چندبار دعوای سخت
قصد آسیب: «میخواستم اذیتش کنم»
کنترلنداشتن کامل: طولانی گریه/عصبانی ماندن
تاثیر روی مدرسه، خواب، روابط
اگر ۲–۳ مورد از بخش دوم رو میبینی → نیاز به مشاور کودک.
اگر فقط گاهی بالا میره ولی سریع جمع میشه → طبیعیِ رشدیه.
ممنون از مقاله تون. من مدت هاست درگیر دعوای کودکان در خانه هستم و راستش بعضی روزا واقعا کلافه میشم. دو تا بچه دارم که سر کوچیک ترین چیزا مثل کنترل تلویزیون یا اسباب بازی به جون هم میفتن. همیشه این سوال تو ذهنمه که اگه مدام دخالت کنم، اونا هیچوقت یاد نمیگیرن خودشون مسئله شون رو حل کنن؟ یا اگه دخالت نکنم، دارم بی تفاوتی میکنم؟
خیلی کوتاه و توضیحی:
نه زیاد دخالت کردن خوبه، نه رها کردن کامل.
الگو اینه:
وقتی دعوا فقط لفظیه (قرقر، قهر، چونهزدن)
= دخالت نکن.
چون بچهها اینطوری «حل اختلاف» رو یاد میگیرن.
وقتی دعوا بدنی یا خطرناک میشه (هل محکم، زدن، گریهی ترس)
= حتماً دخالت کن.
چون اینجا «حفظ امنیت» مهمتر از یادگیریه.
مدل درست دخالت:
فقط جداشون کن
بعد از آروم شدن بپرس: «راهحل بهتر چیه؟»
نه قضاوت، نه مقصر کردن.
یعنی:
در دعوای امن = فرصت یادگیری.
در دعوای خطرناک = وظیفهی والد.